سینمای ایران یک تاریخ است ، روش های قبل و بعد از انقلاب اسلامی ، فراز و فرودها
و دانستن آن ها از دیدگاه های مختلف ، حق مردم است
همه فیلم سازان ، سرمایه گذاران و دولت ها ، دارای ایدئولوژی بوده اند و هستند و در سطح جهان و ایران اینگونه است
فقط در لیبرال دمکراسی ، طبق معمول دروغ می گویند که ما کاری به ایدئولوژی نداریم

آن ها تند ترین و شدیدترین خط قرمزها را دارند و بشدت عقاید دیگران را سرکوب می کنند


*متن کامل را در آدرس زیر 👇👇👇 ببینید*

سه شنبه / 19 شهریور 1392 / 11:03
دسته بندی: سینما و تئاتر
کد خبر: 92061911797
خبرنگار : 71503
/در آستانه ی روز سینما / بخش اول
فریدون جیرانی: سینمای ایران در واقع یک تاریخ دارد / مشکل بزرگ ما نبود سرمایه است



فریدون جیرانی علاوه بر اینکه در عالم فیلم سازی همانند همکارانش فعال است اما همچنان به عنوان یک مطبوعاتی قدیمی، اهل پیگیری تاریخ سینماست؛ تاریخی که با فراز و نشیب هایی روبه روست.
در آستانه ی روز سینما، بخش سینمایی خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، با این هنرمند به گفت وگو نشست، گفت وگویی که در فاصله ی دو روز مانده به 21 شهریور ماه در دو بخش و دو زمان منتشر می شود، بخش اول درباره ی تاریخ سینمای ایران در دو دوره ی متفاوت و تاثیر آن بر جریان واقعی سینما و بخش دوم درباره ی واقعیت موجود تاریخ سینمای ایران.
ایسنا: می خواهیم به عنوان سینماگری که پیگیر تاریخ سینمای ایران هستید با شما صحبت کنیم، سینمای ایران در حال حاضر چند سال دارد؟ چه مقطع تاریخی را باید به عنوان تولد سینما در ایران به حساب آورد؟
جیرانی : در سالی که جشن 100 سالگی سینما در ایران توسط خانه سینما برگزار شد، ظاهراً دوستان برگزارکننده ی آن جشن، تاریخ تولد سینما در ایران را مقطعی درنظر گرفتند که مظفرالدین شاه از خارج از ایران دوربین خرید و عکاس باشی فیلمبرداری کرد و بعد هم که مظفرالدین شاه به ایران بازگشت با همان دوربین فیلمبرداری کردند و اولین سینما در دربار راه افتاد.
اما اگر تاریخچه سینما در مصر، ترکیه و کشورهای دیگر را بررسی کنیم، متوجه می شویم که بعد از دو سال از اختراع سینما، سالن های سینما در داخل شهرهایشان ساخته می شود و مردم می توانند بلیت خریداری کنند و از فیلم ها دیدن کنند. به عبارتی سینما بلافاصله وارد مردم می شود اما سینما در ایران دیر به شهر و مردم می رسد.
بعد از چند سال از ورود سینما به دربار یا بهتر بگویم ورود سینما به دربار مظفرالدین شاه، تاجری در «ارباب جمشید» فعلی یک سالن سینما می سازد که مدت کوتاهی دوام می آورد. از این منظر مقایسه ی فاصله ی ورود سینما به میان مردم ایران با دنیا را می توان تفاوت تاریخ سینمای ایران با کشورهای مختلف دانست.
البته عده ای سال 1309 که اولین تولید سینمای ایران با فیلم «آبی و رابی» شروع می شود را مقطع تولد سینما در ایران می دانند. اما معمولاً در دنیا تاریخ سینما را از تاریخ تاسیس سالن سینما به حساب می آورند، چون تولیدات در همه جای دنیا، بعدا شکل می گیرد. در کشورهای هند، مصر و ترکیه نیز ابتدا سالن سینما ساخته شد و بعد از آن فیلم های خارجی وارد و بعدتر هم تولید فیلم را راه اندازی می کنند.
در ایران باید مقطعی که «مظفرالدین شاه» دستگاه سینماتوگراف را خریداری کرد را به عنوان تاریخ سینما به حساب آورد که با این روند تا به امروز بیش از صد سال از آن مقطع تاریخی گذشته است.
ایسنا: مگر ابتدا سالن سینما برای مردم در ایران تاسیس نمی شود؟
جیرانی: در ابتدا در ایران سالنی بیرون از دربار تاسیس نشد. اولین نمایش فیلم در دربار و برای استفاده اشراف بود، بنابراین این تفاوت ما با دنیا است. البته بعد از چند سال، این تاجران متوجه راه اندازی سینما شدند اما چون ما در آن مقطع با برخی موانع مواجه بودیم که سینما را حلال نمی دانستند و به طبع سینماداری را هم کار درستی به حساب نمی آوردند، بنابراین هر تاجری که وارد عرصه سینماداری شد، طولی نکشید که آن را ترک کرد.
علی وکیلی یکی از معروف ترین سینمادارهای ایران است و تاریخ «گراند سینما» به نام او است که بعدها نماینده مجلس هم می شود و در مقطعی که به مکه سفر می کند و حاجی می شود، سرانجام، سینماداری را کنار می گذارد.
ایسنا: یعنی می توان گفت مقطعی که سالن سینما تاسیس می شود و وارد زندگی مردم می شود، سینمای ایران شکل گرفته است؟
عنوان «سینما در ایران» با عنوان «سینمای ایران» تفاوت دارد. سینما در ایران، یعنی ما سینما ساختیم اما سینمای ایران یعنی تولید فیلم. ساخت سالن سینما در ایران از پایان دوران قاجار شکل می گیرد و چند نفری هستند که سردمداران تاسیس سالن سینما می شوند اما همه فقط مدت کوتاهی این کار را انجام می دهند و دوام نمی آورند.
سالن های سینمای زیبایی در «لاله زار» که در آن مقطع، مرکز تجمع مردم در شمال شهر محسوب می شده و محدوده ی عیان نشین تهران به حساب می آید، تاسیس می شود بنابراین سالن سینما در تهران در محدوده عیان نشین شکل می گیرد و جنوب شهر دیرتر صاحب سالن سینما می شود.
ایسنا: جنوب شهر در چه مقطعی صاحب سالن سینما می شود؟
جیرانی: زمانی این اتفاق می افتد که «رضا شاه» دستور ساخت سینما در جنوب شهر را صادر می کند و «خان بابا معتضدی» آنرا تاسیس می کند تا مردم جنوب شهر هم بتوانند از سینما استفاده کنند. اولین سینمایی که در جنوب شهر ساخته می شود، سینما «تمدن» در نزدیکی میدان «اعدام» سابق است.
ایسنا: این تفاوت زمانی تاسیس سالن سینما در ایران چه تاثیری می گذارد؟
مهمترین مساله در ایران دیر ارتباط برقرار کردن سینما با مردم است. سینما در ابتدا بین عیان و اشراف با فیلم های وارداتی صامت شکل می گیرد و کم کم که سینمای ناطق وارد می شود و سینماداری گسترش پیدا می کند، پای مردم عادی نیز به سالن سینما باز می شود.
ایسنا: چه مقطعی سینما به میان مردم عادی می آید؟
تحولات بزرگ بعد از اشغال ایران به دست متفقین انجام می شود. گرچه اتفاقات ناخوشایندی نیز به دنبال دارد اما موجب رشد و گسترش تفریح عمومی در ایران می شود.
حضور متفقین موجب گسترش رستوران ها، سینماها، خرید فیلم های بسیار و گرایش تاجران به سینماداری می شود. پس از خلاء رضاشاه به دلیل باز شدن فضا و تشکیل احزاب، پای نسل تحصیلکرده نیز به تماشای فیلم و سینما باز شود. دوران تحول را باید از سال 1320 به بعد حساب کرد که با رشد رادیو و سالن سینما نیز همراه می شود.
خیابان لاله زار سال 1320، بسیار با شکوه است که در کتاب «یکه سوار» پرویز دوایی و بخشی از آن هم در رمان مسعود کیمیایی آمده است. بهترین رستوران ها،مغازه ها و سینماهای مدرن در خیابان لاله زار که از میدان «سپه» شروع می شود و تا «خیابان استانبول» ادامه دارد بوجود می آید.
ایسنا: برگردیم به تاریخ تولید فیلم در سینمای ایران!
اولین فیلم سینمای ایران را، یک مهاجر روس می سازد. به دلیل شرایط خاص اعتقادی و مذهبی در ایران بسیاری از کارها را ارامنه ، آشوری ها، زرتشتی ها و مهاجرین برای اولین بار شروع کردند که سینماداری هم در این دسته جای می گیرد.
اگر بخواهیم پیشینه و نقش ارامنه را در تئاتر و سینمای ایران بررسی کنیم، آنها نقش بسیار مهمی ایفا کرده اند، مثلا اولین تئاترها و سینماها در ایران را ارامنه ساخته اند. تئاتر را ارامنه در زمان مشروطیت وارد ایران کرده اند.
فیلم «دختر لر» نیز که اولین فیلم ناطق سینمای ایران و یکی از مطرح ترین فیلم های ایران در دوران اول است، در هندوستان ساخته می شود.البته دوران اول تولید در سینمای ایران آنقدر کوتاه است که هیچ تاثیری در سینمای ایران نمی گذارد و تاجران وارد کننده فیلم کم کم به قطب اصلی سینماداری در ایران تبدیل می شوند. صاحبان سینما ایران، رکس، متروپل، کریستال و سینماهای دیگر در تهران با ساخت سینما در دهه 20 که بعد از آن سینماداری گسترش پیدا می کند،از این دسته هستند.
ایسنا: پس با این حساب اگر بخواهیم تاریخ تولد سینمای ایران را حساب کنیم کمتر از 100 سال می شود؟
از سال 1309 به بعد با اولین فیلم «آبی و رابی» و«حاجی آقا آکتور سینماست» که همزمان با «دختر لر» ساخته شده اند و بعد از آن هم ابراهیم مرادی فیلمی به عنوان «بوالهوس» در این دوره ساخت، در واقع به دلیل اینکه در ایران ساخته شد و سازنده اش ایرانی بود، باید اولین تولید ایرانی به حساب آورد.
ایسنا: سینمای ایران الان در چه مقطع سنی اش قرار دارد؟
سینمای ایران با یک تغییر همراه شد، داستان سینمای ایران با سینمای دنیا تفاوت دارد. ما با یک تغییر بزرگ اجتماعی روبه رو شدیم که دیگر سینمای قبل از خود را قبول نداشت و تاریخچه ای برا ی آن درنظر گرفته نمی شد و اعتقاد بر این بود که آنچه در سینمای گذشته ایران اتفاق افتاده است، مسیر انحرافی بوده است بنابراین بخشی از تاریخ سینمای ایران کنار گذاشته می شود.
مقاطع زمانی 1309 تا 1357 به عنوان تاریخ مد نظر قرار نگرفت. در حالیکه به عقیده من، بخشی از تاریخ سینمای ایران است که نباید حذف شود. چون ریشه سینمای امروز در سینمای گذشته است و این تاریخ همیشه همراه ما خواهد بود.
همان طور که در برنامه ی «هفت» چند هفته ی قبل، بهروز افخمی به «گنج قارون» و تاثیری که بر ساخت سالن سینما در ایران داشته است، اشاره می کند. به هرحال با درنظر گرفتن این تاریخ، ما از سال 1358 که نقطه شروع دیگری برای سینمای ایران به حساب می آید، وارد مقطع جدید تاریخی می شویم.
ایسنا: پس ما دو تاریخ سینما در ایران داریم؟
همه سعی می کنند دو تاریخ برای سینمای ایران بنویسند اما سینمای ایران در واقع یک تاریخ دارد. نمی توان تاثیر سینمای قبل از انقلاب را نادیده گرفت. آن سینما برای خودش تاریخ ساخته بود، هنرپیشه و کارگردان معروف داشت، آن سینما تماشاچی داشت. بسیاری از سینماهای جنوب تهران بعد از موفقیت فیلم «گنج قارون» و «قیصر» ساخته شده اند و سینماهای شمال شهر بعد ورود نمایندگی کمپانی ها به تهران و ورود گسترده فیلم خارجی.
آوانس اوگانیانس و دکتر اسماعیل کوشان که در دو مقطع تاریخی، تولید فیلم در ایران راه انداختند، آدم های مهمی در تاریخ سینمای ایران هستند.
مهم نیست ما امروز چه تحلیلی از کوشان داشته باشیم، برای ما کوشان آن زمان مهم است، نه کوشانی که در این زمان به آن نگاه می کنیم.
مشکل بزرگ برخی از افراد این است که از این زمان به آن زمان نگاه می کنند، ما باید به سال 1326 برگردیم تا ببینیم کوشان چه کسی بوده است؟ چه تحصیلاتی داشته و با چه هدفی یک عده دکتر و مهندس را برای راه اندازی تولید دور هم جمع کرده است؟ این تحصیل کرده ها و کوشان با نیت خوب و درست تولید فیلم را راه اندازی کردند اما چون نه شناخت درستی از سینما داشتند و نه سرمایه کافی و نه پشتوانه رشد تاریخی ادبیات نمایشی، بنابراین رفتند به سمت تنها تماشاخانه پربیننده آن زمان یعنی تماشاخانه ی تهران و اتفاقا علی دریابیگی کارگردان تحصیل کرده این تماشاخانه را برای اولین تولیدشان انتخاب کردند. اما آن تحصیلات تئاتری و تفکر پشت تماشاخانه ی تهران، تفکری نبود که بر مبنای آن تولید دوره دوم سینمای ایران اصولی شروع شود که در این رابطه سرمایه کم و ناکافی تولیدکنندگان به عنوان مشکل اصلی نباید از نظر دور داشت.
ایسنا: البته سینمای ایران الان هم با مشکلات اقتصادی دست به گریبان است!
بله، امروز هم مشکل بزرگ ما، نبود سرمایه دار است. سرمایه دار به دلیل برخی مسائل اعتقادی هیچ گاه وارد عرصه تولید سینمای ایران به طور جدی نمی شود و اگر هم وارد این عرصه شده بعد از مدت کوتاهی ترسیده و پشیمان شده است، چون یک تاجر بوده و نگران سرمایه اش.
تولید در سینمای ایران در مقطع زمانی 1326 با یک سرمایه بسیار اندک شروع می شود که همان سرمایه اندک ریشه مشکلات تولید در سینمای ایران می شود که همچنان نیز ادامه دارد و شما هنوز هم در سینمای ایران یک سرمایه دار بزرگ نمی بینید که وارد عرصه تولید در سینمای ایران بشود.
سرمایه دار صاحب تفکر، بینش، برنامه و ایده با سرمایه گذار کوچک، تفاوت دارد. اسماعیل کوشان هم با همان مبالغ کمی که از افراد می گرفت سرمایه گذاری در سینما را شروع می کند اما بعدها نزول خواران با قرض دادن به سینماگران، سرمایه گذاران اصلی در سینمای ایران می شوند و بعد ازانقلاب نیز سینمای ایران با اقتصاد ناقص شروع می شود که همچنان با این معضل بزرگ، سینمای ایران دست به گریبان است.
در سال 1330 سینمای ایران استودیو داشت. استودیو «عصر طلایی»، «پارس فیلم» از آن دسته هستند که با همان سرمایه های اندک راه افتادند که بعد از آن نیز استودیوها لوازم فیلمبرداری خریدند، کارمند استخدام کردند اما سرانجام به دلیل اینکه تفکر سرمایه داری پشت آن نبود، از بین رفت.
و سرانجام سینمای ایران با همان توان اقتصاد ضعیف که من پول قرض بگیرم یا نزول کنم تا تولید فیلم ادامه پیدا کرد، حیات خودش را ادامه داد و بعد از انقلاب، همه چیز تحت نظارت دولت قرار گرفت. بخش خصوصی نیز تابع دولت قرارگرفت و همان بخشی کوچک هم که با عنوان بخش خصوصی فعالیت می کرد نیز آنقدر حقیر بود که نتوانست روی پای خود درست و حسابی بایستد.
ایسنا: پس می توان این عوامل را دلیل نداشتن صنعت سینما در ایران دانست؟
دقیقاً همین طوراست. صنعت سینما در کل دنیا به بخش خصوصی وابسته است و درهیچ جای دنیا، دولت صنعت سینما را راه اندازی نمی کند. تجربه تلخ آلمان شرقی، دولت های کمونیستی و اتحاد جماهیر شوروی که با استودیوبزرگ «موس فیلم» که کارمند و کارگردان دولتی داشت، نشان می دهد که دولت هیچ گاه موفق نشده است سینما را به شکل تفریحی یا صنعتی راه اندازی کند. سینمای صنعتی از دل بخش خصوصی در می آید و بخش خصوصی نیز چه خوشمان بیاید و چه خوشمان نیاید از دل سرمایه داری به وجود می آید.
ایسنا: پس با این حساب ما تهیه کننده ای نداریم که از ریال اول تا میلیارد آخر را برای تولید یک فیلم هزینه کند؟
تهیه کننده به این معنا نیست که تمام پول فیلم راخودش بگذارد، به عنوان مثال کارلو پونتی که یک تهیه کننده بسیار معتبر ومعروفی در دنیاست، کارش این نبود که خودش هزینه تولید یک فیلم را کامل بپردازد، او با اعتبارخود با بانک ها یا سرمایه گذاران صحبت می کرد و آنها را برای سرمایه گذاری در فیلم جذب می کرد.
تهیه کننده معمولاً سرمایه را از بخش خصوصی جذب می کند. هنگامی که بانک ها وارد سرمایه گذاری می شود، شکل بخصوصی دارند نه مثل ایران که به شکل بخش دولتی عمل می کند. به عبارتی بانک ها بعد از پرداخت وام، پول خود را می خواهند و شما باید مبلغی که به بانک بدهکار هستی را پرداخت کنی تا خوش حساب باشی. در ایران بانکها به شکل بخشنامه دولتی وارد عمل شده اند و این معضل بزرگ تولید است که سرمایه گذاران بدهکار بانک ها شدند و دولت مجبور شد تمام وام هایی را که بانک ها به سینماداران پرداخت کرده بود ببخشد تا بدهی آنها از بین برود.
اما در کشورهای دیگر به این شکل نیست، تهیه کننده سرمایه گذار را جذب می کند اما ما در سینمای ایران، چنین شیوه ای نداشتیم.
مشکل بزرگ ما دولتی بودن اقتصاد در تاریخ مان است. متاسفانه ساختار اقتصادی کشور ما از سالهای دور تا الان همچنان اقتصاد دولتی بوده است که لطمه ی بسیاری به همه ی عرصه ها در ایران زده است.
ایسنا: فکر می کنید، سینمای ایران، بعد از انقلاب در چه دورانی به سر می برد؟
سینمای پس از انقلاب در طول 30 سال مسیری را طی کرده است که در حال حاضر نمی توان درباره ی آن قضاوت کرد.
برخی از سینماگران معتقدند که سینما در ایران مرده است، البته سینما پس از انقلاب از سال 62 به بعد از نظر کیفی و ورود نیروهای تازه نفس تحصیلکرده و تجربی نسبت به سینمای قبل از انقلاب، رشد بهتری داشته است.
اصول سینمایی در بعد از انقلاب، از قبیل مدیر تولید، منشی صحنه و... رعایت شده است. سینمای بعد از انقلاب سینمای شلوغ پیش از انقلاب را ضابطه مند کرده است و پس از تلاش هایی که از سال 62 شده است فیلمسازان و آثارخوب به وجود آمده اند اما هنگامی که به نتیجه کار می رسیم، متوجه می شویم که در حال حاضر سینمای صنعتی و بخش خصوصی درستی نداریم بلکه یک سینمای دولتی داریم.
اگر بخواهیم خارج از فیلم صحبت کنیم چون ما فیلم های ماندگار و خوبی در سال های اخیر همچون «یه حبه قند» و «جدایی نادر از سیمین» داشتیم، درباره ی خود سینما مواجه می شویم با یک سینمای دولتی ورشکسته و یک بخش خصوصی ضعیف ضعیف ضعیف که توان حرکت، بدون کمک دولت را ندارد.
تمام تلاش مدیران ما در سالهای گذشته تولید فیلمی باب میل مسئولان و جشنواره های جهانی بوده است و تلاشی برای ساخت سینمای صنعتی رو به رشد نبوده است. حتی در دوران ریاست آقایان بهشتی وانوار که برای راه اندازی دوباره سینما زحمت کشیده اند، نتوانستند، سینما را به سمت سینمای صنعتی مردمی ببرند و موجب شدند دولت در عرصه تولید فیلم نقش تعیین کننده تری داشته باشد و حضور دولت از اینجا شروع می شود و ادامه پیدا می کند.
ایسنا: فکر نمی کنید چون آنها مدیران دولتی بودند مجبور شدند، سینما را به این سمت ببرند؟
گفتن این مطلب کمی سخت است. در ایران پس از انقلاب که یک نظام ایدئولوژیک است و ریشه انقلاب هم اقتصادی و فقر نبوده است بلکه مسائل فرهنگی و اجتماعی بوده است، از ابتدا به سینما نگاه های متفاوتی وجود دارد. از سال 59 به بعد که جامعه ایران تغییرات اساسی می کند، طبیعتاً مساله ی سینما که می تواند سینمای دفاع مقدس یا سینمایی که در تبلیغات نظام نقش موثری داشته باشد، بسیار مهم می شود. مخالفان سینما هم همیشه حضور داشته اند و همچنان هم وجود دارند، نمی توانند بگویند سینما را تعطیل کنید اما به شیوه های متفاوتی با آن مخالفت می کنند. مدیرانی هم که انتخاب می شوند از دل مدیرانی انتخاب می شوند که نگاه آنها به سینما ریشه دراقتصاد دولتی آن زمان ایران دارد، به هر حال اقتصاد ایران در سال 62 تا 67 تا زمان ریاست جمهوری آیت الله هاشمی نگاه اقتصادی، دولتی است، دولت اعتقاد دارد که باید در اقتصاد دخالت کند. سینمایی که از دل این روند ادامه ی حیات می دهد، به سمت سینمایی می رود که دولت باید در آن نظارت کند.
در آن زمان هم که اقتصاد به سمت خصوصی سازی پیش می رود، برخی تلاش می کنند که جلو این اتفاق را درعرصه فرهنگ بگیرند و عرصه فرهنگ را کنترل کنند که همچنان در دست دولت باقی بماند چون عرصه مهمی است و بنابراین سینمای دولتی در دولت آقای هاشمی هم ادامه پیدا می کند، در این دوره آقای هاشمی را تحت فشار قرار می دهند تا کنترل عرصه فرهنگ را در اختیار جناح مقابل قرار دهند؛ فقط در دوره اول اصلاحات است که بخش خصوصی اجازه فعالیت در عرصه سینما را پیدا می کند که در چهار سال اول دولت خاتمی با انتقاد شدید فیلمسازان داخل سینما مواجه می شود و در چهار سال دوم همان دولت سعی می شود که کنترل عرصه فرهنگ را مجدد در اختیار دولت قرار بدهد.
در دوران ریاست جمهوری آقای احمدی نژاد نیز دولت در تمام عرصه های فرهنگی و هنری دخالت مستقیم می کند، با توجه به این پیشینه هیچگاه مدیران ایران به رشد سینمای صنعتی فکر نکردند، چون سینما به عنوان تفریح برایشان اهمیت نداشته است. در حال حاضر هم در بعضی از مصاحبه ها که هدف سینما به عنوان سرگرمی مطرح می شود، بسیاری از مسئولان در پاسخ به این موضوع می گویند، هدف سینما والاتر از سرگرمی است.
ایسنا: البته برخی از فیلمسازان هم این شعار را می دهند که سینما سرگرمی نیست!
این مساله برای ما جهان سومی ها، نوعی بیماری است. در حالیکه سرگرمی نوعی هنر است. چون خوب می دانیم، آثار درخشان سینمای دنیا از دل روشنفکری هالیوود برنیامده بلکه از دل سینمای صنعتی هالیوود درآمده است. فیلم «کازابلانکا» از دل استودیوهای سینمای هالیوود درآمده است.
شاهکارهای تاریخ سینما را که منتقدین انتخاب می کنند محصول سینمای صنعتی است. روشنفکران سینمای ایتالیا از دل سینمای به شدت قدرتمند صنعتی که بازار جهان را در اختیار گرفته بود زاییده شدند، یعنی اول باید یک سینمای صنعتی درست داشته باشیم تا یک سینمای روشنفکری از آن بیرون بیاید.
معیار مدیران و فیلمسازان ایرانی بعد از انقلاب پر کردن سالن سینما از تماشاچی نبوده است. من صحبت های آقای افخمی را تایید و تکرار می کنم که گفتند، مدیران ما در دوران مدیریت خود فیلم را برای جلب نظر مدیران بالایی یا جشنواره های خارجی ساخته اند.
ایسنا: یعنی مردم و سرگرمی هیچ؟
یکی از عمده ترین دلایل قهر مردم از سینمای ایران این است که مخاطب جذابیتی در سینما نمی بیند تا به سراغ آن بیاید. بنابراین مخاطب در خانه می نشیند و فیلم هایی که بازار قاچاق در اختیارش قرار می دهد یا سریال هایی که به وفور از شبکه های ماهواره ای پخش می شود را می بیند.
البته نباید فراموش کرد، با وجود اینکه فیلم ها جذاب نبودند مثلا در دهه ی 60، تکنولوژی به شکل فعلی وجود نداشت و بازار قاچاق ویدئو به این اندازه گسترش پیدا نکرده بود و بنابراین سینما تنها تفریح شد.
ایسنا: فکر می کنید از چه مقطعی مخاطب با سینمای ایران قهر کرد؟
فکر می کنم طبق آمار وزارت ارشاد که آن را در مجله «سینما» نیز چاپ کردم، رشد بیننده از سال 62 شروع می شود و تا سال 70 خوب است و بعد از آن منحنی بیننده کم کم کاهش پیدا می کند و در نواسان است. البته کاهش بیننده در هشت سال اخیر نسبت به دوران های گذشته بسیار می شود. البته نمی توان گفت فقط مدیران مسئول آن هستند، بلکه ابعاد جهانی مانند رشد ماهواره در طبقه متوسط ایران و بازار قاچاق نیز تاثیر گذاشته است.
زمانی در هفته نامه «سینما» فیلم های خارجی را معرفی می کردیم، آن زمان فیلم ها زیرنویس فارسی نداشتند بنابراین همان دو صفحه مجله «سینما» خریدار داشت و مردم مجله را می خریدند تا داستان فیلمی را که امید روحانی نوشته بود را ببینند. اما امروز مخاطبان سریال های خارجی را، به روز و با زیرنویس در اختیار دارند، طبیعی است که سینما کمتر دیده می شود.
فریدون جیرانی
ادامه دارد
منبع : خبرگزاری ایسنا


https://www.isna.ir/news/92061911797/


سه شنبه / 19 شهریور 1392 / 11:05
کد خبر: 92061911800
خبرنگار : 71503
در آستانه ی روز سینما / بخش دوم
ناگفته های جیرانی از بروشور تانخورده «دختر لر» و حکایت آدم هایی که خاطرات را مصادره کردند


فریدون جیرانی در ادامه ی گفت وگویش درباره ی واقعیت موجود تاریخ سینمای ایران و دغدغه هایش برای آن سخن گفت.
فریدون جیرانی در ادامه ی گفت وگویش درباره ی واقعیت موجود تاریخ سینمای ایران و دغدغه هایش برای آن سخن گفت.
به گزارش خبرنگار بخش سینمایی خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، در بخش دوم این گفت وگو که در آستانه ی 21 شهریور ماه روز سینما منتشر می شود، ناگفته های این هنرمند را درباره ی برخی مقاطع تاریخی و ستاره های سینما می خوانیم.
ایسنا: چقدر منابع تاریخی موجود به واقعیت تاریخ سینمای ایران نزدیک هستند؟
جیرانی: من در دهه 70 پیش از اینکه فیلم «قرمز» را بسازم، 10 سال از عمرم را در کتابخانه ملی، دانشگاه تهران و مجلس گذراندم تا گذشته سینمای ایران را بررسی کنم. البته کتاب بسیار مفیدی به نام «تاریخ سینمای ایران» نوشته جمال امید وجود دارد که بسیار مفید هم است اما همان کتاب نشان می دهد که مورخ در بخش هایی با کمبودهایی روبرو بوده است که نتوانسته منابعی درباره ی آنها پیدا بکند تا خلاء های موجود در کتابش را پر کند.
ایسنا: به چه علت این اتفاق افتاده است؟
چون هیچ مصاحبه جامع و کاملی در گذشته یا حال با سازندگان فیلم و هنرمندان مختلف وجود ندارد. من تلاش کردم تعدادی از هنرمندان گذشته را پیدا کنم و با آنها صحبت کنم اما تا به نقطه گفتگو می رسیدیم در بسیاری از نقاط مبهم، از آن مسائل گذر می کردند یا در شرایط فعلی ترجیح می دادند که به آن اشاره نکنند. در حالیکه در تمام دنیا، فیلمسازان و بازیگران بسیار صریح مصاحبه می کنند و همین گفت وگوها، سند تاریخی مورخانی می شود که درباره آنها می نویسند.
من اگر بخواهم درباره روح انگیز سامی نژاد اولین بازیگر زن سینمای ایران که یک مقاله هم درباره آن نوشتم، بنویسم به کجا باید مراجعه کنم؟! جز مصاحبه تصویری آقای تهامی نژاد در فیلم «از مشروطیت تا سپنتا» و نظرات پراکنده سامی نژاد هیچ اطلاعات دیگری پیدا نمی کنید!
یک بازیگر زن دیگری داریم به نام ایران قادری که از سال 1320 تا 1334 _ 35 ستاره تئاتر ایران بوده است و اگر از آقای انتظامی هم بپرسید ستاره تئاتر ایران چه کسی بوده است؟ او قادری را معرفی می کند.
ایران قادری بعدها در فیلم های فارسی، مادر فردین می شود و بعد هم در دهه 60 در گمنامی از دنیا می رود اما من جایی ندیدم که مصاحبه ای با او انجام شده باشد و درباره ی زندگی اش صحبت کرده باشند. ایران دفتری هم داریم که به اندازه ایران قادری در حوزه تئاتر شهرت نداشته است اما با او هم مصاحبه های اندکی وجود دارد.
ایسنا: شما گویا تحقیقاتی درباره ی ستاره های زن داشتید؟
من تحقیقی درباره ستاره های زن در سینمای ایران دارم که همه آنها سرنوشت تلخی داشته اند. البته یک بار به ناصر ملک مطیعی گفتم که ایشان بعد از شنیدن آن به من گفت، مگر بازیگران مرد ایران سرنوشت خوبی داشته اند که بازیگران زن سرنوشت تلخی دارند؟!
از دیدگاه من زنانی که آغازگر بودند، در دوره سختی بازیگری را شروع کردند. ایران قادری، ایران دفتری و ... همه بازیگرانی که در سال 1320 از تئاتر شروع کردند و عده ای را هم نمی توان پیدا کرد. من مدتی نزد خانم لاله تقیان رفتم تا ریشه چند بازیگر را پیدا کنیم که در تئاتر اول کار می کردند.
شاید در تحقیقاتی که از خانم تقیان چاپ نشده اطلاعاتی درباره خانم شارل مارلی گل یا اگر اشتباه نکنم خانم ملوک حسینی باشد، اما من نشانه هایی از آنها پیدا نکردم، هیچکس نبوده که درباره زنان آغازگر تئاتر بنویسد.
البته در حال حاضر نیز از هیچ بازیگر پس از انقلاب که مصاحبه خوبی با او شده باشد، نیست و نسل بعدی که بخواهد تحقیق کند هیچ منبعی ندارد.
ایسنا: درباره ی خبر درگذشت روح انگیز سامی نژاد و خاطره ای که از آن دارید، صحبت کنید؟
همه فکر می کردند که زمان بسیاری از درگذشت روح انگیز سامی نژاد می گذرد، در حالی که او سال 76 فوت کرد. شخصی به من زنگ زد و از درگذشت او خبر داد که من گفتم که مگر او زنده بوده!؟ هنگامی که من به خانه روح انگیز سامی نژاد رفتم، تمام میراث او یک نایلون بود که در آن یک جلد شناسنامه، یک بسته سیگار، مبلغ 6 هزارتومان پول و یک بروشورنو نو نو و تا نخورده فیلم « دختر لر» بود. واقعاً دل آدم می گیرد که هیچکس نمی دانست که اولین بازیگر زن تاریخ سینمای ایران در این سالها اینجا زندگی می کرده و زنده بوده است.
بسیاری از بازیگران سینما، حرف و تاریخ سینما را با خود به زیر خاک بردند. من بارها به آنها گفته بودم که اجازه بدهید این اطلاعات به نسل های دیگر انتقال داده شود، اما بسیاری از آنها به این موضوع توجه نکردند.
ایسنا: فکر می کنید به چه دلیل آنها صحبت نمی کنند؟
قدیمی های معروف، بریده اند و سعی می کنند که صحبت نکنند، چون معتقدند سالها به آنها بی لطفی شده است و دل پرگلایه ای دارند. مثل ناصر ملک مطیعی که من یک بار از او دعوت کردم تا به خانه سینما بیاید ودرباره «چهارراه حوادث» صحبت کند و هرچه اصرار کردم موافقت نکرد.
فردین دق کرد، در حالی که می توانست بازی کند. در برنامه تلویزیونی اخیر هفت، بعد از سالها آقای افخمی گفت که اگر به تاریخ سینما مراجعه کنید می بینید که بعد از فیلم «گنج قارون» تعداد سینماهای تهران افزایش پیدا کرده است بنابراین نمی توان نقش فردین را در تاریخ سینمای ایران انکار کرد اما سالها تلاش شد که این نقش را انکار و حذف کنیم اما نتوانستیم. برای همین بعد از فوت او تشییع جنازه باشکوهی شکل گرفت. او می توانست بازی کند، چرا بازی نکرد؟ اگر بازی می کرد چه اتفاقی می افتاد؟ در سینمای سی سال اخیر که علی بی غمی وجود نداشت، می توانست نقش یک پدر را بازی بکند.
ایسنا:شما با بازی کردن او موافق بودید؟
من اگر جای مسوولان بودم اجازه می دادم تا همه آن بازیگران بازی کنند. هنگامی که انقلاب شکل گرفت دوره بازیگری «فردین» تمام شده بود. او بیشتر یک تهیه کننده و کارگردان بود تا یک بازیگر موفق؛ ناصر ملک مطیعی نیز بازیگر موفقی بود اما دوران اوج خود را گذرانده بود. نسل در حال عوض شدن بود، دوره ورود سعید کنگرانی و امثال او بود. اگر انقلاب نمی شد هم این بازیگران، کم کم به کارگردان و تهیه کننده تبدیل می شدند و به این شکل حذف نمی شدند. مگر ایرج قادری که بعد از انقلاب بازی کرد، چه اتفاقی افتاد؟
یک فیلم بد در کارنامه بازیگری، تمام فیلم های خوب او را از بین می برد و یک فیلم خوب در کارنامه بازیگر تمام فیلم های بد او را از بین می برد. تماشاگران همیشه به آخرین اثر یک بازیگر نگاه می کنند. بسیاری از بازیگران زن از جمله خانم کتایون، شهلا ریاحی، آفرین بازی کردند چه اتفاقی افتاد؟ باید اجازه می دادیم که بازی کنند. دوران عوض شد، دوران این بازیگران نبود و اگر ما اجازه بازی به آنها می دادیم آنها خانه نشین نمی شدند و شرایط روحی بدی را پشت سرنمی گذاشتند و خودشان متوجه می شدند که با زمان تطبیق پیدا نمی کنند چون زمان بازیگران و فیلمسازان دیگری است.
ما نسلی را از رشد طبیعی خود محروم کردیم. در همه جای دنیا هم می بینید که بازیگری که مطرح است، در نقطه ای متوقف می شود چون دوره ی او تمام می شود، به کار دیگری روی می آورد.
ایسنا: چرا ستاره های جدید این سالها هم خیلی زود کنار رفتند؟
به عقیده من زود و تلخ است که در مورد ستاره های بعد از انقلاب صحبت کنیم، باید در آینده به آنها بپردازیم.
ایسنا:به نظر شما آیا در سال ها اخیر اصلاً ستاره داشتیم؟
از دهه 70 به بعد ستاره سازی در ایران رشد پیدا کرد مثلا با فیلم «عروس» نیکی کریمی و ابوالفضل پورعرب ستاره می شوند. در دوره اصلاحات، عکس هنرپیشه ها و ستاره به روی جلد مجله ها و روزنامه ها کار شد که پیش از دهه 70 این اتفاق نمی افتاد. هدیه تهرانی، محمدرضا فروتن، محمد رضا گلزار، ابوالفضل پورعرب را داریم که دوران کوتاهی داشتند.
ایسنا: اما هیچکدام به شهرت برخی ستاره های سال های قبل نرسیدند و هنوز در برخی نظرسنجی ها آنها جلوتر هستند؟
شرایط آن زمان با حالا فرق می کند. دولت در شرایط این زمان بسیار دخالت می کند و جریان منتقدی در این مساله فعال است چون همیشه ستاره سازی در سینمای پس از انقلاب زشت بوده است. ستاره از رشد طبیعی در سینما برخوردار نبوده است در حالی که پیش از انقلاب ستاره از رشد طبیعی برخوردار بوده است و مردم بابت او پول پرداخت می کردند که وارد سینما شوند و اگر فیلم فروش پیدا نمی کرد دستمزد ستاره هم پایین می آمد در حالی که امروز چنین نیست. در سالهایی که مطبوعات به ستاره ها پرداختند که هنوز هم می پردازند، ستاره سازی شکل طبیعی نداشته است، به عنوان مثال گلزار گاهی اجازه ی کار دارد و گاهی اجازه ندارد و این نشان دهنده یک شرایط غیرعادی است. من کاری به خوب یا بد بودن هیچ بازیگری ندارم. جمشید هاشم پور با فیلم «تاراج» و سر بی مو معروف شد اما بعد از این موفقیت مدتی بود،اجازه ندادند بدون مو بازی کند. به او گفتند باید با مو بازی کند و در فیلم های اکشن نیز بازی نکنی، به عبارتی جلوی بازی او را گرفتند. این داستان در ایران سال های اخیر شکل طبیعی نداشته است اما بهروز وثوقی و فردین در آن زمان یک مسیر طبیعی را طی کردند، فردین از صفر شروع کرد و از«گنج قارون» به «مرد هزار لبخند» رسید.
ایسنا: فکر می کنم شما از معدود کارگردانی هستید که با بسیاری از بازیگران کار کرده اید؟
من زمانی با این بازیگران کار کردم که ستاره نبودند، زمانی که من با محمدرضا گلزار کار کردم او هنوز ستاره نشده بود، او دو فیلم بازی کرده بود که هنوز اکران نشده بود، من با گلزار سر صحنه فیلم «زمانه» آشنا شدم و با او در فیلم « شام آخر» قرارداد بستم. «قرمز» سومین فیلم هدیه تهرانی بود که با من کار کرد. اولین فیلمی که محمد رضا فروتن در آن نقش اول داشت «مرسدس» بود و دومین فیلمی که او نقش اول داشت فیلم «قرمز» بود که با من کار کرد. این بازیگران چهره هایی بودند که کارهای اول یا دوم خود را با من انجام می دادند و بعدها که ستاره شدند دیگر با هم کار نکردیم.
ایسنا:با بهرام رادان چطور؟
من با بهرام رادان کار نکردم، البته خیلی دوست داشتم که با او کار کنم و یکبار هم رفتیم که با هم کار کنیم که نشد..
ایسنا: تا چه انداز تحقیقاتی که درباره ی سینمای ایران انجام دادید،ثبت تاریخی شده است؟
اولین نشریه سینما، نشریه ای به نام «سینما و نمایشات» بود که من در تاریخچه کتابخانه ها خوانده بودم که شماره دو این مجله را فقط در کتابخانه دانشگاه تهران می توان پیدا کرد. فکر می کنم سال 72 بود که به کتابخانه دانشگاه تهران رفتم و مجله «سینما و نمایشات» را درخواست کردم، متصدی کتابخانه به من گفت نمی دانم کجا می توان آنرا پیدا کرد و یک سری نشریات هنری را به من نشان داد و گفت اگر در بین این ها بگردی شاید بتوانی آن چیزی را که می خواهی پیدا کنی؟ در آن زمان هنوز دوران اصلاحات نشده بود. من دو روز از صبح در کتابخانه دانشگاه تهران و در بین آن نشریات گشتم تا توانستم آنرا پیدا کنم، از آن کپی گرفتم و نسخه از آن را برای حفظ به مجله «فیلم» دادم.
ایسنا:فکر می کنم این سرنوشت درباره فیلم ها نیز وجود داشته باشد؟
پیش از انقلاب فیلم خانه تلاش کرد که بسیاری از نسخه های فیلم ها را خریداری یا آنها را درست کند، بعد از انقلاب نیز با تلاش آقای خوشنویس،خانم طاهری، غلام حیدری و آقای مطمئن زاده که در فیلم خانه بودند سعی کردند نسخه های این فیلم ها را جمع آوری کنند و فیلم ها را درست کنند اما بسیاری از نسخه ها همچنان گم است که بیشتر به قبل از انقلاب مربوط می شود. بعد از انقلاب هم بسیاری از نسخه های فیلم ناقص است. اولین فیلم پس از انقلاب فیلم «فریاد مجاهد» است که امیدوارم فیلم خانه نسخه ی خوبی از آن را داشته باشد، چون نسخه ای که در شبکه ویدئویی است، نسخه بسیار بدی است.
ایسنا: یعنی بسیاری از فیلم هایی که نسخه آن در دسترس نیست احتمالاً به پیش از انقلاب برمی گردد؟
بسیاری از فیلم های پیش از انقلاب وجود ندارد، یک سری کامل از فیلم های 16 میلیمتری که به هیچ وجه وجود ندارد.
ایسنا: بنابراین آرشیو سینمای ایران، آرشیو ضعیفی است؟
بله، همین طور است.
ایسنا: زمانی، موزه سینما فیلم ها را جمع آوری می کرد، فکر می کنم باید جایی برای جمع آوری این نسخه ها متولی شود!
از سال 64 به بعد تلویزیون از جشنواره فیلم فجر فیلم می گرفت ،زمانی در برنامه «هفت» تلاش کردم که این فیلم ها را نمایش بدهم که متاسفانه آرشیوی در این زمینه وجود نداشت و این بسیار تلخ بود که تاکنون جشنواره فیلم فجر را در تلویزیون آرشیو نکرده اند، در حالی که از مراسم اختتامیه هر سال فیلمبرداری شده است اما من فقط چند برنامه اختتامیه را با نامه نگاری و ارتباط، دستور توانستم پیدا کنم.
در همه دنیا یک آرشیو درست و حسابی وجود دارد. اینجا آرشیوی از برنامه های قبل از انقلاب هم وجود ندارد. نمی دانم یعنی هیچکس ذهنیتی از آرشیو نداشته است که برای این فیلم ها آرشیو درست کند! به خاطر دارم در تلویزیون مسئول آرشیو در حین مرور برنامه ها یک مصاحبه مسعود کیمیایی را که در برنامه «سینما سینما» ی سال 1356 انجام شده بود و درباره «سفر سنگ» صحبت کرده بود را پیدا کرد و به من نشان داد و با هماهنگی آقای ضرغامی از برنامه ی «هفت» پخش کردیم.
در صدا و سیما فیلم های بسیاری وجود دارد اما آنقدر اوضاع آشفته ای دارد که برنامه ها را به سختی می توان پیدا کرد یا اصلاً نمی توان چیزی را پیدا کرد و اگر بخواهید چیزی را پیدا کنید باید یکسال از زمانتان را برای گشتن در بین اطلاعات صرف بکنید. بنیاد سینمایی فارابی هم از بسیاری از مراسم فیلم گرفته است که نمی توان آن را پیدا کرد، بسیاری از بولتن ها را هم آرشیو نکرده اند.
به خاطر دارم هنگامی که دراوایل انقلاب برای فیلم «آفتاب نشین ها» به وزارت ارشاد رفته بودم، حجم بسیار زیادی بولتن را جلوی در انبار پیدا کردم که در بین آنها بولتن جشنواره فیلم تهران هم بود و برای خودم جمع آوری کردم. همه را در بین زباله پیدا کردم که واقعاً جای تاسف دارد.آرشیو کتابخانه ها هم ناقص است و اگر مجموعه کتابخانه ملی، دانشگاه تهران و مجلس را با هم جمع کنیم، شاید بتوان یک مجموعه را جمع آوری کرد.
در یک مقطعی به همراه رسول صدرعاملی برای تحقیق درباره ی انقلاب به یک کتابخانه در پاریس رفتیم. آنجا لیست کاملی از فیلم های انقلاب در اختیار ما قرار دادند و ظرف 10 دقیقه فیلمی که مد نظر ما بود را دراختیارمان قراردادند، فکر نمی کنم بتوان چنین آرشیوی را با این سرعت عمل در ایران پیدا کرد. شما اگر در کتابخانه مجلس بدنبال یک اثر باشید، شاید متصدی کتابخانه مجبور شود بارها و بارها بگردد تا آن را پیدا کند که سرآخر هم پیدا نمی شود و خودت مجبور به گشتن می شوی تا بتوانی آن را پیدا کنی.
ایسنا: پس با این حساب باید قید تاریخ سینمای ایران را زد؟
نه، نسل جدید شروع به نوشتن تاریخ سینمای ایران کرده اند، مجلات بعد از انقلاب نیز نسبت به پیش از آن بهتر به سینمای ایران پرداختند، مصاحبه هایی که بعد از انقلاب انجام شده کاملتر و دقیق تر از مصاحبه های پیش از انقلاب هستند.مصاحبه های پیش از انقلاب بیشتر با هنرپیشگان سینما بوده و حالت ژورنالیستی و عوام پسندانه داشته که بعد از انقلاب بهتر شده است. البته رشد سایت ها و فضای مجازی باعث شده است، آنها نقش بسیار مهمی در این زمینه داشته باشند. البته آنچه امروز از هنرمندان گذشته وجود دارد ناقص است، مثلا بخش تئاتر در کتاب «آقای بازیگر» وجود ندارد.
ایسنا: فکر می کنید مستنداتی که در این زمینه کار شده چقدر می تواند موثر باشد مانند مستندی که درباره آقای انتظامی ساخته شده است؟
در این زمینه از ماخذ موجود استفاده می کنند که چندان کامل نیست و بازیگر هم در مستند کمتر درباره خودش صحبت می کند. مثلا درباره ی فیلم «قیصر» باید به یک موضوع تاریخی اشاره کنم. نسخه فیلم « قیصر» یکبار مونتاژ شده است. گویا پیش از اکران نسخه ای از این فیلم در استودیو« ایران فیلم» برای عده ای به نمایش گذاشته می شود که عده ای در آن نشست، معتقد بودند فیلم بدی است و فروش نخواهد کرد. من از مسعود کیمیایی و عباس شباویز و حتی مازیار پرتو سوال کردم که نسخه اولی که به نمایش درآمد و همه معتقد بودند که این فیلم فروش نمی کند کدام نسخه بوده است و هیچکس درباره «قیصر»ی که توقیف شده است توضیح نداده است که چه چیزی به پلان آخر فیلم اضافه شده است.
ایسنا: مسعود کیمیایی در این باره گفته است که حکومت می خواسته که قیصر در پلان آخر از قطار پیاده شود
حکومت معتقد بود که مامور پلیس باید قیصر را پیدا می کرده است تا او دستگیر شود. ظاهراً در پلان آخر نسخه ی اول قبل سانسور، پلیس نمی رسد.درباره ی فیلم های دیگر هم همین طور، من اخیراً در مصاحبه مفصلی که با علی عباسی تهیه کننده درباره سانسورهای فیلم «رضا موتوری» داشتم، چیزی به خاطر نمی آورد در حالی که من خوب به خاطر دارم در اکران عمومی در برخی از دیالوگ ها روی نگاتیو خط کشیده بودند. اما او یادش نبود و حافظه نداشت. من فکر می کنم چون یادداشت روزانه نداریم این چنین می شود، همه آدمها در دنیا یادداشت روزانه دارند که کمک می کند تا بسیاری از اتفاقات در خاطره افراد بماند، این کار را اسدالله اعلم انجام داده است که در تاریخ ما بی نظیر است.
ایسنا: در حال حاضر چیزهایی را که متناسب با موقعیت و به نفع شان نیست را تغییر می دهند!
بله!برخی چیزها خاطره است که هنگامی که با افراد صحبت می کنید آنها را به نفع خودشان تغییر می دهند، منوچهر کی مرام کتابی به نام «رفقای بالا» نوشته است، او بخشی از کتاب را درباره خودش نوشته است که با واقعیات مغایرت دارد. به عنوان مثال اگر شما خبری درباره عباس شباویز، خانی و من بنویسی که قصد ساختن فیلمی را داشته ایم، عباس شباویز و خانی که فوت کرده اند پس شما چطور می توانی مطمئن شوی که من تا چه اندازه دراین باره درست گفته ام؟! بنابراین عده ای بسیاری از خاطرات را، بعد از مرگ عده دیگر به نفع خودشان مصادره کرده اند. مگر این که در این زمینه مطالعه و تحقیق شود تا بتوان نتیجه گیری کرد..
ایسنا: شما خودتان گفت وگوهای مفصلی داشته اید. آیا از این، گفت وگوها استفاده کرده اید؟
متاسفانه نشد که از این گفت وگوها استفاده کنم، من با «ایرن» گفت وگوی مفصلی انجام دادم که متاسفانه نتوانستیم چاپ کنیم.
ایسنا:نتوانستید یا نشد؟
شاید بخشی من تنبلی کردم، در قسمتی شرایط مناسب وجود نداشت، این کتاب در دست ناشر است که به تنظیم نهایی نیاز دارد.
ایسنا:با چه کسانی مصاحبه کرده اید؟
من با افراد زیادی مصاحبه کردم که بسیاری از آنها را در جایی استفاده نکرده ام، مصاحبه من با فردین بیش از آن چیزی است که چاپ شد، با ناصر ملک مطیعی نیزمصاحبه مفصلی دارم که چاپ نشده است، با آقای ورجاوند اولین معاون سینمایی وزارت ارشاد مصاحبه خوبی انجام داده ام که در حال حاضر از دنیا رفته است و تا کنون هم در جایی از آن استفاده نکرده ام و نتوانستم کتاب آن را هم چاپ کنم.
ایسنا: تصمیم ندارید از آن ها استفاده کنید؟
علاقه مندم که این کارها به سرانجام برسند اما چون در کار تحقیقی و کتاب درآمد نیست و برای آن باید زمان بسیاری صرف کرد بنابراین از زندگی روزانه خود جا می مانم بنابراین بسیاری از کارها در زندگی روزانه نیمه تمام می ماند.
امید روحانی هم آرشیو غنی و بی نظیری دارد که زمان رسیدگی به آن را پیدا نکرده است. من معتقدم باید این آرشیو را به نسل جوان تری که علاقه مند است تحویل بدهیم چون آنها دوست دارد از این منابع استفاده کند. من آرشیو بسیار خوبی از یادداشت ها و بریده های روزنامه ها را که تا سال 84 جمع آوری کرده ام، داشتم اما بعد از مدتی که دیگر فضای نگه داری از آنها را نداشتم جمع آوری آن را محدود کردم.
ایسنا نمی توانید این آرشیو را به موزه سینما بدهید تا از آن نگه داری کند؟
موزه سینما خودش تمام روزنامه ها را دارد، این آرشیو را باید در اختیار کسی قرار بدهم که از آن استفاده کند، مرکزی که علاقه مندان بتوانند به آن مراجعه کنند و از این اطلاعات استفاده کنند.
سال 63 مطالبی را از انجمن سینماداران گرفته ام که هنوز هم آن را دارم اما نتوانستم خودم از آن استفاده کنم. فیلم نامه نویسی و کارگردانی کاروقت گیری است. من مدتی است که تصمیم دارم فصل اول کتابم را که درباره تاریخ سینمای ایران است دربیاورم که وقت نمی شود.
ایسنا: شما تاکنون کتابی منتشر نکردید؟
من تا کنون بیشتر مقاله و مصاحبه داشته ام اما کتاب نداشته ام. پنج سال است که چاپ این کتاب را پی گیری می کنم که تا کنون فرصت نکرده ام آن را به سرانجام برسانم.
گفت وگو از شیما غفاری خبرنگار ایسنا
فریدون جیرانی
انتهای پیام
منبع : خبرگزاری ایسنا

https://www.isna.ir/news/92061911800/

یکشنبه / 10 اسفند 1399 / 14:04
دسته بندی: سینما و تئاتر
کد خبر: 99121007102
خبرنگار : 71219


ناگفته های جیرانی از «قرمز» و پشیمانی در یک مصاحبه جنجالی
ناگفته‌های جیرانی از «قرمز» و پشیمانی در یک مصاحبه جنجالی
فریدون جیرانی ضمن بیان خاطراتی از ساخت فیلم «قرمز» که چهره های زیادی برای حضور در این فیلم دعوت شده بودند و از پشیمانی خود در مصاحبه ای جنجالی با ایرج قادری بخاطر در تگنا قراردادن این کارگردان، گفت.
به گزارش ایسنا، موزه سینما در ادامه سلسله گفتگوهای تاریخ شفاهی خود به تازگی میزبان فریدون جیرانی بوده و او به مناسبت سالروز تولدش در 10 اسفند 1330 از زندگی و کار و حسرت ها و پشیمانی های خود سخن گفته است.
این فیلمساز می گوید: من در کاشمر متولد شدم، اما هیچ خاطره ای از این شهر ندارم چون دوران انتقال پدرم که تکنسین دامپزشکی بود به این شهر کوتاه بود و زود به مشهد برگشت. شانس بزرگ من این بود که پدرم به سینما علاقه داشت. از دوران نوجوانی به سینما می رفت و از فیلم ها خاطره داشت. فیلم «دختر لر» سپنتا را دیده بود و به رغم گذشت زمان، دو صحنه یادش مانده بود؛ یکی آواز جعفر در سیاهچال با اسکلت و دیگری دیالوگ گلنار به جعفر که می گفت نصف شب از دریچه بیا بالا.
جیرانی اضافه می کند: من از سال 1337 تا 1348 در تربت حیدریه زندگی کردم که پنج خیابان و دو سینما داشت؛ سینماهای فردوسی ومولن روژ. در تمام مدت زندگی درتربت حیدریه، عشق من سفرهای کوتاه به مشهد در تعطیلی ها بود. یادم می آید سال 44 نزدیک عید فطر آخر پاییز برای دیدن فیلم« گنج قارون » با پدرم به مشهد رفتم وساعت 8 شب در آخرین سئانس سینما کریستال فیلم را دیدم.
وی درباره اولین حضورش در عرصه بازیگری نیز می گوید: سال 48 از طریق یکی از دوستان به گروه کوچک نیما درمیدان سوم اسفند مشهد رفتم که توسط زنده یاد «فریدون صلاحی» اداره می شد. در آن سال فرهنگ و هنر در شهرستان ها برای علاقه مندان تئاتر کلاس های آموزشی راه انداخته بود که در مشهد این کلاس ها زیر نظر آقایی به نام لطفی که با سواد و فهمیده بود اداره می شد و همان زمان داریوش ارجمند که تازه فارغ التحصیل شده بود نمایش «چوب به دست های ورزیل» را با بچه های همین کلاس آموزشی اجرا کرد که من نقش کوچکی در آن بازی کردم و سیدغلامرضا موسوی و فیروز صباغی هم در آن بازی می کردند.
جیرانی با اشاره به اینکه اولین فیلمش را در سال 1350 ساخته است، ادامه می دهد: اولین فیلم هشت میلیمتری من در سال 1350«بیژن و خیال و کفش» نام داشت که با دوربین داریوش ارجمند با فیلمبرداری مهرداد تدین و بازی بیژن امکانیان ساختم و از سال 53 شروع به نوشتن فیلمنامه برای سینمای حرفه ای کردم. اولین فیلمنامه ام «حادثه» نام داشت. یادم می آید به ارباب جمشید دفتر ساموئل خاچیکیان رفتم تا فیلمنامه ام را به او بدهم. ساموئل نبود ومرحوم امیر قویدل در دفتر بود که فکرمی کنم برای ساخت فیلم آماده می شدند. دقیق یادم می آید که از من پرسید می دونی چه جوری فیلمنامه بنویسی؟ بعد گفت، فیلمنامه اش «مرگ در باران» را بیاورند تا من ببینم که چه شکلی فیلمنامه می نویسند و من آن موقع مثل بسیاری ازجوان ها فکر می کردم خیلی بیشتر از قویدل می دانم و در نهایت هم نتوانستم ساموئل خاچیکیان را ببینم.
او که به مجله و روزنامه نگاری علاقه داشته، آن طور که می گوید وقتی 14 ساله بوده مجله درست می کرده. جلد دفتر 40 برگ را جدا میکرده باچسباندن عکس در صفحه های دفتر صفحه خبر و هنر درست می کرده و پاورقی می نوشته است.
جیرانی در ادامه می گوید: سال 75 به پیشنهاد غلامرضا موسوی بعد از شکست فیلم اولم «صعود» تصمیم گرفتم فیلم بسازم و آن زمان برای فیلمنامه تصویب شده «مدیرعامل» پروانه ساخت گرفته بودم. ابتدا تصمیم داشتم یک فیلم کمدی رمانتیک بسازم، اما تغییر فضای سیاسی- فرهنگی کشور باعث شد فیلمنامه «قرمز» را بنویسم که در ابتدا اسم آن «عاشقم من» بود.
وی ادامه داد: برای نقش اول این فیلم می خواستم زنده یاد خسرو شکیبایی را بیاورم، اما به دلیل اینکه فیلم اولم شکست خورده بود او نیامد. به سراغ ابوالفضل پورعرب رفتم اما او باخشونت مرد داخل فیلم مخالف بود و می خواست فیلمنامه تغییر پیدا کند درحالی که ما نمی خواستیم آن را تغییر دهیم. پارسا پیروزفر هم درباره نقش فکر کرد و نیامد. لعیا زنگنه هم که با سریال «در پناه تو» معروف شده بود فیلمنامه را خواند و بازی نکرد. سرانجام غلامرضا موسوی قبول کرد از بازیگران جوان استفاده کنیم.
قبل از این فیلم «غریبانه» ساخته شده بود که فیلمنامه آن را من نوشته بودم و هدیه تهرانی در آن فیلم بازی کرده بود و من نسخه مونتاژ شده این فیلم را در میز موویلا دیده بودم. آقای نعیمی فیلمنامه «قرمز» را به هدیه تهرانی داده و او خوانده بود و روزی که قرار بود من قرارداد ببندم، هدیه تهرانی به دفتر ما آمد و بازیگر نقش اول فیلم شد و بدین ترتیب مسیر فیلم عوض شد و محمدرضا فروتن نیز نقش اول مرد فیلم شد.
او با بیان اینکه فیلمساز مورد علاقه اش داریوش مهرجویی است، می گوید: به اعتقاد من داریوش مهرجویی اولین فیلمسازی است که به استقبال اصلاحات رفته است و قبل از اینکه اصلاحات شکل بگیرد دو فیلم مهم تاریخ ساز «سارا» و «لیلا» را ساخته بود. این دو فیلم مقدمه سینمایی هستند که از سال 77 راه افتاد که قهرمانان زن آمدند و خواستار هویت دیگری برای زنان شدند. به اعتقاد من سه فیلم هامون، سارا و لیلا شاهکارهای سینمای ایران هستند و مهرجویی فیلمسازی است که میزانسن و سینما را خوب می شناسد.
جیرانی که گویی دغدغه بازیگری هم داشته در این باره می گوید: سه بار پیشنهاد بازیگری داشتم. زنده یاد عباس کیارستمی به یک کارگردان جوان گفته بود که به من برای ایفای یک نقش در فیلم زنگ بزند و من 2 ماه درباره آن فکر کردم، اما از بازی پشیمان شدم و به جای من امید روحانی برای ایفای نقش رفت.
جیرانی با بیان اینکه ذاتا روزنامه نگاری را خیلی دوست دارد، بیان می کند: الان در سن من روزنامه نگاری و خبرنگاری سخت است، اما همه می دانند من کنجکاوترین کارگردان در تماس های تلفنی، خبر گرفتن، ارتباط با هنرمندان، صحبت کردن و خواندن هستم و هنوز خواندن روزنامه ها را فراموش نکرده ام.
او درباره بهترین مصاحبه های خود می گوید: من 40 سال است که مصاحبه می کنم ولی یک مصاحبه با ایرج قادری برای روزنامه شرق داشتم که خیلی تند و جنجالی بود و پشیمانم از اینکه با مصاحبه ام زنده یاد قادری را در تنگنای جواب دادن قرار دادم. برای هفته نامه سینما گفت وگویی با لیلا حاتمی و هدیه تهرانی داشتم که آن ها را دوست دارم. همچنین یک گفتگو با سپانلو داشتم که آن را خیلی دوست دارم. گفت وگویی با جعفر پورهاشمی - ترانه سرای فیلم گنج قارون - داشتم که مصاحبه بکری است. مصاحبه ای با ساموئل خاچیکیان انجام دادم که در گزارش فیلم چاپ شد و در این گفت وگو ابعاد زندگی ایشان باز شد. مصاحبه ای با رسول ملاقلی پور داشتم که شاید یکی از گفت وگوهایی باشد که در آن زنده یاد ملاقلی پور حرف های به یادماندنی زده که هیچ جای دیگری نگفته است. گفت وگویم با نوید محمدزاده در برنامه 35 هم مصاحبه ای است که او حرف های خاصی زده و نیز با ابوالفضل پورعرب که مصاحبه درستی شد و یک بار دیگر هم با پورعرب در برنامه سینمایی هفت گفت وگو کرده بودم که برای آن بسیار نقد شدم. مصاحبه ای با خانواده فردین هم دارم که بسیار خوب است و ابعادی از بخشی از زندگی فردین در این مصاحبه مطرح شده است. در مجموع مصاحبه هایی را که برای تاریخ سینما انجام دادم خیلی دوست دارم.
جیرانی در پاسخ به این سوال که آیا هنرمند و یا فردی بوده که دوست داشته با او گفت وگو کند اما میسر نشده است، پاسخ داد: در بین هنرمندان هرچه تلاش کردم با خانم فروزان گفت وگو کنم قبول نکرد. از دهه 70 که در گزارش فیلم شروع به گفت وگو کرده بودم و اولین گفت وگویم با زنده یاد ناصر ملک مطیعی بود و بعد به دنبال مصاحبه با خانم فروزان رفتم که متاسفانه قبول نکرد.
این گفتگوی تفصیلی توسط مسعود نجفی و به دعوت و درخواست موزه سینمای ایران از فریدون جیرانی صورت گرفته است.
موزه سینمای ایران به عنوان یک مجموعه فرهنگی- تاریخی که روایتگر سیر تاریخ و تحولات سینمای ایران است خود را موظف می داند نظرات و دیدگاه های پیشکسوتان سینما را جمع آوری کند تا نسل های آینده با نظرات و دیدگاه های صاحب نظران حوزه فرهنگی و هنری کشور آشنا شوند و انتشار این مطالب به معنای تایید نظر شخص یا گروه خاصی نیست و صرفا جنبه پژوهشی و پرداختن به سرگذشت و تاریخ سینمای ایران دارد.
انتهای پیام
منبع : خبرگزاری ایسنا


https://www.isna.ir/news/99121007102/


چهارشنبه / 10 اسفند 1401 / 19:09
دسته بندی: سینما و تئاتر
کد خبر: 1401121007792
خبرنگار : 71091


فریدون جیرانی، چند عکس دیده نشده و "کنجکاوی هایش"

فریدون جیرانی و اکبر عبدی در پشت صحنه خواب زده ها
بیش از آنکه فریدون جیرانی را بواسطه ساخت "قرمز"، "شام آخر"، "خفه گی" و... بشناسیم، او در میان اهالی مطبوعات برای مصاحبه هایش و دغدغه اش برای ثبت تاریخ سینمای ایران شناخته می شود تا جایی که می گوید: « هروقت احساس می کنم، آمادگی فیلمسازی ندارم کار روزنامه نگاری انجام می دهم، تحقیقاتم را کامل می کنم، مصاحبه های تاریخ سینما می خوانم و یا فکر می کنم که کار مطبوعاتی انجام بدهم و به همین شکل توانستم شکست ها و مشکلات را تحمل کنم.»
او سینماگری است که در هر فرصتی به سراغ کار روزنامه نگاری و ثبت تاریخ سینما می رود؛ از دوباره راه انداختن روزنامه "سینما" بعد از سال ها گرفته تا تولید برنامه تصویری و گفتگومحور سینمایی با نام "کافه آپارات" که اخیرا در شبکه نمایش خانگی عرضه می شد و قبل تر هم این دغدغه را در برنامه تلویزیون "هفت" و برنامه تصویری "35" پی گرفته بود.
فریدون جیرانی امروز 10 اسفند ماه، 71 ساله شد.
ایسنا به بهانه تولد فریدون جیرانی بخش هایی از گفتگویش را که به بهانه روز سینما در سال 92 با حضور در این خبرگزاری اتفاق افتاد را مرور می کند.
این مصاحبه در دو بخش منتشر شده که در این دو لینک متن کامل آن قابل مشاهده است.
ناگفته های جیرانی از بروشور تانخورده «دختر لر» و حکایت آدم هایی که خاطرات را مصادره کردند .
فریدون جیرانی: سینمای ایران در واقع یک تاریخ دارد / مشکل بزرگ ما نبود سرمایه اس ت .
در بخشی از این مصاحبه فریدون جیرانی در پاسخ به اینکه "چقدر منابع تاریخی موجود به واقعیت تاریخ سینمای ایران نزدیک هستند؟" این نکات را مطرح کرده است:
* من در دهه 70 پیش از اینکه فیلم «قرمز» را بسازم، 10 سال از عمرم را در کتابخانه ملی، دانشگاه تهران و مجلس گذراندم تا گذشته سینمای ایران را بررسی کنم. البته کتاب بسیار مفیدی به نام «تاریخ سینمای ایران» نوشته جمال امید وجود دارد که بسیار مفید هم است اما همان کتاب نشان می دهد که مورخ در بخش هایی با کمبودهایی روبرو بوده است که نتوانسته منابعی درباره ی آنها پیدا بکند تا خلاء های موجود در کتابش را پر کند.
* چون هیچ مصاحبه جامع و کاملی در گذشته یا حال با سازندگان فیلم و هنرمندان مختلف وجود ندارد. من تلاش کردم تعدادی از هنرمندان گذشته را پیدا کنم و با آنها صحبت کنم اما تا به نقطه گفتگو می رسیدیم در بسیاری از نقاط مبهم، از آن مسائل گذر می کردند یا در شرایط فعلی ترجیح می دادند که به آن اشاره نکنند. در حالیکه در تمام دنیا، فیلمسازان و بازیگران بسیار صریح مصاحبه می کنند و همین گفت وگوها، سند تاریخی مورخانی می شود که درباره آنها می نویسند.
* من اگر بخواهم درباره روحانگیز سامی نژاد اولین بازیگر زن سینمای ایران که یک مقاله هم درباره آن نوشتم، بنویسم به کجا باید مراجعه کنم؟! جز مصاحبه تصویری آقای تهامی نژاد در فیلم «از مشروطیت تا سپنتا» و نظرات پراکنده سامی نژاد هیچ اطلاعات دیگری پیدا نمی کنید!
* یک بازیگر زن دیگری داریم به نام ایران قادری که از سال 1320 تا 1334 _ 35 ستاره تئاتر ایران بوده است و اگر از آقای انتظامی هم بپرسید ستاره تئاتر ایران چه کسی بوده است؟ او قادری را معرفی می کند. ایران قادری بعدها در فیلم های فارسی، مادر فردین می شود و بعد هم در دهه 60 در گمنامی از دنیا می رود اما من جایی ندیدم که مصاحبه ای با او انجام شده باشد و درباره ی زندگی اش صحبت کرده باشند. ایران دفتری هم داریم که به اندازه ایران قادری در حوزه تئاتر شهرت نداشته است اما با او هم مصاحبه های اندکی وجود دارد.
* من تحقیقی درباره ستاره های زن در سینمای ایران دارم که همه آنها سرنوشت تلخی داشته اند. البته یک بار به ناصر ملک مطیعی گفتم که ایشان بعد از شنیدن آن به من گفت، مگر بازیگران مرد ایران سرنوشت خوبی داشته اند که بازیگران زن سرنوشت تلخی دارند؟! از دیدگاه من زنانی که آغازگر بودند، در دوره سختی بازیگری را شروع کردند. ایران قادری، ایران دفتری و ... همه بازیگرانی که در سال 1320 از تئاتر شروع کردند و عده ای را هم نمی توان پیدا کرد. من مدتی نزد خانم لاله تقیان رفتم تا ریشه چند بازیگر را پیدا کنیم که در تئاتر اول کار می کردند.
* شاید در تحقیقاتی که از خانم تقیان چاپ نشده اطلاعاتی درباره خانم شارل مارلی گل یا اگر اشتباه نکنم خانم ملوک حسینی باشد، اما من نشانه هایی از آنها پیدا نکردم، هیچکس نبوده که درباره زنان آغازگر تئاتر بنویسد.
البته در حال حاضر نیز از هیچ بازیگر پس از انقلاب که مصاحبه خوبی با او شده باشد، نیست و نسل بعدی که بخواهد تحقیق کند هیچ منبعی ندارد.
جیرانی در بخشی از مصاحبه اش با ایسنا خاطره ای را نقل کرد و گفت: همه فکر می کردند که زمان بسیاری از درگذشت روح انگیز سامی نژاد می گذرد، در حالی که او سال 76 فوت کرد. شخصی به من زنگ زد و از درگذشت او خبر داد که من گفتم که مگر او زنده بوده!؟ هنگامی که من به خانه روح انگیز سامی نژاد رفتم، تمام میراث او یک نایلون بود که در آن یک جلد شناسنامه، یک بسته سیگار، مبلغ 6 هزارتومان پول و یک بروشورنو نو نو و تا نخورده فیلم « دختر لر» بود. واقعاً دل آدم می گیرد که هیچکس نمی دانست که اولین بازیگر زن تاریخ سینمای ایران در این سالها اینجا زندگی می کرده و زنده بوده است.
همچنین فریدون جیرانی در گفتگوی که موزه سینما چند سال قبل از او منتشر کرده بود گفته بود که" ذاتا روزنامه نگاری را خیلی دوست دارد."
بخش هایی از این گفتگو که در آن از بهترین مصاحبه هایش گفته بود، در ادامه می آید:
* الان در سن من روزنامه نگاری و خبرنگاری سخت است، اما همه می دانند من کنجکاوترین کارگردان در تماس های تلفنی، خبر گرفتن، ارتباط با هنرمندان، صحبت کردن و خواندن هستم و هنوز خواندن روزنامه ها را فراموش نکرده ام.
* من 40 سال است که مصاحبه می کنم ولی یک مصاحبه با ایرج قادری برای روزنامه شرق داشتم که خیلی تند و جنجالی بود و پشیمانم از اینکه با مصاحبه ام زنده یاد قادری را در تنگنای جواب دادن قرار دادم. برای هفته نامه سینما گفت وگویی با لیلا حاتمی و هدیه تهرانی داشتم که آن ها را دوست دارم. همچنین یک گفتگو با سپانلو داشتم که آن را خیلی دوست دارم. گفت وگویی با جعفر پورهاشمی - ترانه سرای فیلم گنج قارون - داشتم که مصاحبه بکری است. مصاحبه ای با ساموئل خاچیکیان انجام دادم که در گزارش فیلم چاپ شد و در این گفت وگو ابعاد زندگی ایشان باز شد. مصاحبه ای با رسول ملاقلی پور داشتم که شاید یکی از گفت وگوهایی باشد که در آن زنده یاد ملاقلی پور حرف های به یادماندنی زده که هیچ جای دیگری نگفته است. گفت وگویم با نوید محمدزاده در برنامه 35 هم مصاحبه ای است که او حرف های خاصی زده و نیز با ابوالفضل پورعرب که مصاحبه درستی شد و یک بار دیگر هم با پورعرب در برنامه سینمایی هفت گفت وگو کرده بودم که برای آن بسیار نقد شدم. مصاحبه ای با خانواده فردین هم دارم که بسیار خوب است و ابعادی از بخشی از زندگی فردین در این مصاحبه مطرح شده است. در مجموع مصاحبه هایی را که برای تاریخ سینما انجام دادم خیلی دوست دارم.
* در بین هنرمندان هرچه تلاش کردم با خانم فروزان گفت وگو کنم قبول نکرد. از دهه 70 که در گزارش فیلم شروع به گفت وگو کرده بودم و اولین گفت وگویم با زنده یاد ناصر ملک مطیعی بود و بعد به دنبال مصاحبه با خانم فروزان رفتم که متاسفانه قبول نکرد.
موزه سینما امروز به مناسبت تولد فریدون جیرانی چند عکس از پشت صحنه فیلم هایش منتشر کرده است که در ادامه بازنشر می شود:





انتهای پیام
منبع : خبرگزاری ایسنا


https://www.isna.ir/news/1401121007792/