اوبامای کاملا صلح طلب ، حداقل 7 کشور مسلمان را ، وحشیانه بمباران کرده است
آنان که اوباما را مودب می دانند، بخوانند !!
پاکستان ، افغانستان ، عراق ، یمن ، سوریه ، سومالی، لیبی (این آخری را که نابود کردند و ملت ش را به آورگی و بردگی کشاند ... جناب اوبامای صلح طلب)
شانس یعنی این !!
«جنایت کاری» باشد که «جایزه صلح نوبل» بگیرد و یک عده در دنیا او را مظهر صلح بدانند !!
و همزمان به قتل عام کشورهای دیگر بپردازد و آن را افتخار بداند

سی ان ان 24 سپتامبر 2014 - کشورهایی که توسط ایالات متحده در دولت اوباما بمباران شدند
Countries bombed by the U.S. under the Obama administration
در این گزارش سی ان ان آمده است
• پرزیدنت اوباما دستور حمله هوایی به هفت کشور مختلف را صادر کرده است {و جالب آنکه هر هفت کشور ، مسلمان هستند ، کینه صهیونیستی بالاتر از این ؟ خودش گفته برای صهیونیست بودن ، لازم نیست یهودی باشی}
• اوباما چهارمین رئیس جمهور متوالی است که دستور حمله هوایی به عراق را صادر می کند
پرزیدنت باراک اوباما همیشه اذعان داشته است که زمان هایی وجود دارد که نیروی نظامی ضروری است. حتی زمانی که او جایزه صلح نوبل خود را در سال 2009 پذیرفت ، گفت که ممکن است مواردی وجود داشته باشد که جنگ از نظر اخلاقی توجیه شود.
اوباما در سخنرانی خود در دانشگاه واشنگتن 5 آگوست 2015 به صراحت اعتراف و افتخار کرده که به کشور های اسلامی حمله کرده و با تشویق حضار مکواجه شده است
The White House
Office of the Press Secretary
For Immediate Release
August 05, 2015
Remarks by the President on the Iran Nuclear Deal
American University
Washington, D.C.
دفتر مطبوعاتی
برای انتشار فوری
05 آگوست 2015
سخنان رئیس جمهور درباره توافق هسته ای ایران
دانشگاه آمریکایی
واشنگتن دی سی
As Commander-in-Chief, I have not shied from using force when necessary. I have ordered tens of thousands of young Americans into combat. I have sat by their bedside sometimes when they come home. I’ve ordered military action in seven countries. There are times when force is necessary, and if Iran does not abide by this deal, it’s possible that we don’t have an alternative.
من به عنوان فرمانده کل قوا از توسل به زور در مواقع لزوم ابایی نداشتم. من به ده ها هزار جوان آمریکایی دستور دادم تا وارد جنگ شوند. من گاهی که به خانه می آیند کنار تختشان نشسته ام. من دستور اقدام نظامی در هفت کشور را صادر کرده ام. زمانی وجود دارد که زور لازم است و اگر ایران به این توافق پایبند نباشد، ممکن است جایگزینی نداشته باشیم.
ترجمه کامل مطلب سی ان ان 24 سپتامبر 2014 را در زیر 👇👇👇 ببینید
کشورهایی که توسط ایالات متحده در دولت اوباما بمباران شدند
توسط کوین لیپتاک، CNN
به روز شده در 0138 GMT (0938 HKT) 24 سپتامبر 2014
نکات برجسته داستان
• پرزیدنت اوباما دستور حمله هوایی به هفت کشور مختلف را صادر کرده است
• اوباما در سال 2013 به دستور حملات هوایی در سوریه نزدیک بود
• اوباما چهارمین رئیس جمهور متوالی است که دستور حمله هوایی به عراق را صادر می کند
او رئیس جمهور پایان جنگ است که از روز سه شنبه دستور حملات هوایی در هفت کشور مختلف (که ما از آنها می دانیم) را صادر کرده است.
پرزیدنت باراک اوباما همیشه اذعان داشته است که زمان هایی وجود دارد که نیروی نظامی ضروری است. حتی زمانی که او جایزه صلح نوبل خود را در سال 2009 پذیرفت ، گفت که ممکن است مواردی وجود داشته باشد که جنگ از نظر اخلاقی توجیه شود.
اما اگرچه او برای پایان دادن به جنگهای تحت رهبری ایالات متحده برای ریاستجمهوری مبارزات انتخاباتی انجام داد، اما دولت اوباما مطمئناً مایل به استفاده از زور در صورت صلاحدید بوده است.
در اینجا هفت مکان وجود دارد که دولت اوباما دستور حملات هوایی را داده است:
افغانستان
طولانی ترین جنگ آمریکا با روی کار آمدن اوباما در سال 2009 به مسئولیت اوباما تبدیل شد و مانند سلف خود دستور حملات هوایی علیه اهداف مشکوک به شبه نظامیان در کشور را صادر کرد. این کمپین هوایی - که هم از هواپیماهای سرنشین دار و هم از هواپیماهای بدون سرنشین استفاده می کند - یک نقطه گیر بزرگ بین ایالات متحده و دولت محلی بوده است که تلفات بالای غیرنظامیان را محکوم کرده است.
در ماه مه اوباما طرحی را برای خروج بیشتر نیروهای آمریکایی از افغانستان تا پایان سال جاری اعلام کرد و یک نیروی حدود 10000 نفری برای حفظ امنیت و آموزش نیروهای افغان را پشت سر گذاشت. با تایید نهایی رئیس جمهور جدید افغانستان، مقامات ایالات متحده انتظار دارند که توافقنامه امنیتی دوجانبه که مدت ها در انتظار آن بودیم به زودی امضا شود و به نیروی باقیمانده ایالات متحده اجازه دهد.
پاکستان
مانند افغانستان، ستیزه جویان مورد هدف پهپادهای آمریکایی قرار گرفته اند که بر فراز پاکستان پرواز می کنند، و باعث ایجاد غوغای مشابه در هنگام حمله به غیرنظامیان به جای پاسگاه های مشکوک طالبان شده است. اوباما طی یک سخنرانی بزرگ در دانشگاه دفاع ملی در سال 2013 این نگرانی را پذیرفت و گفت که حملات ایالات متحده که غیرنظامیان را می کشد می تواند تأثیری بر تحریک رادیکالیسم داشته باشد.
لیبی
در مارس 2011، اوباما اعلام کرد که ایالات متحده به کشورهای متحد برای انجام حملات هوایی به لیبی خواهد پیوست. این اقدام پس از تصویب قطعنامه شورای امنیت سازمان ملل مبنی بر استفاده از زور برای حفاظت از غیرنظامیان لیبی صورت گرفت و اگرچه تغییر رژیم هدف اعلام شده اوباما در آغاز مبارزات انتخاباتی نبود، اما حملات هوایی با کشته شدن معمر قذافی، رهبر قدیمی لیبی پایان یافت.
از آن زمان وضعیت امنیتی در لیبی بدتر شده است. در سال 2012، چهار آمریکایی در جریان حمله به مجتمع آمریکایی در بنغازی کشته شدند و در ژوئیه سال جاری، سفارت آمریکا در طرابلس تخلیه شد .
یمن
دولت اوباما در مواجهه با تهدیدات القاعده در شبه جزیره عربستان، استفاده از هواپیماهای بدون سرنشین مسلح را به طور قابل توجهی افزایش داد. طبق تخمین های بنیاد آمریکایی جدید، از سال 2009 نزدیک به 100 حمله رخ داده است که منجر به کشته شدن صدها شبه نظامی و همچنین بسیاری از غیرنظامیان شده است.
القاعده در شبه جزیره عربستان در یمن پیوندی از تهدیدات علیه ایالات متحده بوده است، از جمله به اصطلاح "بمب افکن لباس زیر" که در سال 2009 تلاش کرد مواد منفجره را در هواپیمای مسافربری ایالات متحده منفجر کند.
سومالی
پهپادهای آمریکایی شبهنظامیان مرتبط با الشباب را هدف قرار دادهاند ، شبکهای تروریستی که سال گذشته حمله بزرگی را در یک مرکز خرید در کنیا انجام داد. در اوایل این ماه، ایالات متحده احمد گودان، رهبر این گروه را با استفاده از کماندوهای کمک پهپاد هدف قرار داد و او را در منطقهای در جنوب موگادیشو کشت.
عراق
اوباما با استناد به یک بحران انسانی و تهدیدات احتمالی برای منافع آمریکا، دستور داد حملات هوایی در عراق در ماه اوت آغاز شود و چهارمین رئیسجمهوری متوالی شد که دستور حملات هوایی به عراق را صادر کرد. دولت عراق که با اشغال بخشهای وسیعی از زمین توسط جنگجویان داعش پیشی گرفته بود، از این حملات استقبال کرد.
این کمپین در سپتامبر گسترش یافت، زمانی که اوباما اعلام کرد به طور خاص هدف قرار دادن داعش را آغاز خواهد کرد. اوباما به جای درخواست مجوز خاص از قانونگذاران، گفت که به مجوز کنگره از سال 2011 که به رئیس جمهور اجازه می دهد القاعده را تعقیب کند، تکیه خواهد کرد.
سوریه
آخرین جبهه اوباما برای حملات هوایی بیش از سه سال است که درگیر جنگ داخلی بوده است. اوباما در سال 2013 پس از اینکه بشار اسد، رئیس جمهور سوریه از سلاح های شیمیایی علیه غیرنظامیان استفاده کرد، به آستانه دستور حملات هوایی به آنجا رسید. اما پس از مخالفت کنگره، اوباما عقب نشینی کرد و در عوض میانجیگری کرد تا اسد را از شر ذخایر شیمیایی خلاص کند.
چگونه اوباما به سوریه حمله کرد
یک سال بعد، در مواجهه با تهدیدی متفاوت در سوریه به شکل داعش و شاخه القاعده خراسان، اوباما مجوز حملات هوایی به اهداف تروریست ها را در کنار ائتلافی از دیگر کشورهای عربی صادر کرد. مقامات می گویند که ماموریت شکست این گروه ها در یک روز به دست نخواهد آمد. در عوض، آنها تلاش مستمری را پیشبینی میکنند که مطمئناً برای فرماندهی کل بعدی باقی میماند تا جلو بیاید.
نظر: رئیس جمهور زمان جنگ آمریکا
https://edition.cnn.com/2014/09/23/politics/countries-obama-bombed/index.html
ترجمه کامل مطلب سخنان جنایت کارانه اوباما 05 آگوست 2015 از سایت ریاست جمهوری آمریکا را در زیر 👇👇👇 ببینید
کاخ سفید
دفتر مطبوعاتی
برای انتشار فوری
05 آگوست 2015
سخنان رئیس جمهور درباره توافق هسته ای ایران
دانشگاه آمریکایی
واشنگتن دی سی
11:58 EDT
رئیس جمهور: متشکرم. (تشویق حضار.) خیلی ممنون. همه لطفا یک صندلی داشته باشید بسیار از شما متشکرم. بابت تاخیر اندک عذرخواهی میکنم حتی روسای جمهور با تونر مشکل دارند. (خنده.)
بازگشت به دانشگاه آمریکایی، که نسلهای جوان را برای خدمت در زندگی عمومی آماده کرده است، افتخار بزرگی است. من می خواهم از رئیس جمهور کروین و خانواده دانشگاه آمریکایی برای میزبانی امروز ما در اینجا تشکر کنم.
پنجاه و دو سال پیش، پرزیدنت کندی، در اوج جنگ سرد، در همین دانشگاه با موضوع صلح سخنرانی کرد. دیوار برلین تازه ساخته شده بود. اتحاد جماهیر شوروی قویترین سلاحهایی را که تا به حال ساخته شده بود آزمایش کرده بود. چین در آستانه دستیابی به بمب هسته ای بود. کمتر از 20 سال پس از پایان جنگ جهانی دوم، چشم انداز جنگ هسته ای بسیار واقعی بود. با وجود همه تهدیدهایی که امروز با آن روبرو هستیم، درک اینکه جهان در آن زمان چقدر خطرناک تر بود، دشوار است.
با توجه به این تهدیدات فزاینده، تعدادی از استراتژیست ها در اینجا در ایالات متحده استدلال کردند که ما باید علیه شوروی اقدام نظامی انجام دهیم تا آنچه را که آنها رویارویی اجتناب ناپذیر می دانستند تسریع کنیم. اما رئیس جمهور جوان دیدگاه متفاوتی ارائه کرد. از نظر او قدرت شامل نیروهای مسلح قدرتمند و تمایل به ایستادگی برای ارزشهای ما در سراسر جهان بود. اما او نگرش غالب در میان برخی از محافل سیاست خارجی را که امنیت را با پایه جنگ همیشگی یکی میدانستند، رد کرد. در عوض، او قول رهبری قدرتمند و اصولی آمریکا را به نمایندگی از آنچه او صلحی «عملی» و «قابل دسترس» میخواند - صلحی که «بر اساس یک انقلاب ناگهانی در طبیعت انسان نیست، بلکه بر اساس یک تکامل تدریجی در نهادهای انسانی است. مجموعه ای از اقدامات ملموس و توافقات مؤثر.»
چنین خردی به هدایت کشتی دولتی ما در برخی از خطرناک ترین لحظات تاریخ بشر کمک می کند. با در راس کندی، بحران موشکی کوبا به صورت مسالمت آمیز حل شد. در زمان روسای جمهور دموکرات و جمهوری خواه، توافقات جدیدی منعقد شد - یک معاهده منع گسترش سلاح های هسته ای که کشورها را از دستیابی به سلاح هسته ای منع می کرد، در حالی که به آنها اجازه می داد به انرژی هسته ای صلح آمیز دسترسی داشته باشند. معاهدات SALT و START که ایالات متحده و اتحاد جماهیر شوروی را به همکاری در زمینه کنترل تسلیحات ملزم می کرد. از هر درگیری جلوگیری نشد، اما جهان از فاجعه هستهای اجتناب کرد و ما زمان و فضا را برای پیروزی در جنگ سرد بدون شلیک گلوله به شوروی ایجاد کردیم.
توافقی که اکنون بین جامعه بینالملل و جمهوری اسلامی ایران حاصل شده است بر اساس این سنت دیپلماسی قوی و اصولی است. پس از دو سال مذاکره، ما به یک ترتیب مفصل دست یافتیم که برای همیشه ایران را از دستیابی به سلاح هسته ای منع می کند. همه راه های ایران را برای رسیدن به بمب قطع می کند. این شامل جامع ترین رژیم بازرسی و راستی آزمایی است که تاکنون برای نظارت بر برنامه هسته ای مورد مذاکره قرار گرفته است. همانطور که در معاهدات قبلی صادق بود، همه مشکلات را حل نمی کند. مطمئناً همه مشکلات ما با ایران را حل نمی کند. این گرم شدن بین دو کشور ما را تضمین نمی کند. اما به یکی از حیاتی ترین اهداف امنیتی ما دست می یابد. به این ترتیب، معامله بسیار خوبی است.
امروز، میخواهم در مورد این توافق و پیامدترین بحث سیاست خارجی کشورمان از زمان حمله به عراق، با شما صحبت کنم، زیرا کنگره تصمیم میگیرد که آیا از این پیشرفت دیپلماتیک تاریخی حمایت کند یا در عوض آن را به دلیل مخالفت برجام مسدود کند. اکثریت قریب به اتفاق جهان از هماکنون تا رأیگیری کنگره در ماه سپتامبر، استدلالهای زیادی علیه این توافق خواهید شنید که با حمایت دهها میلیون دلاری تبلیغاتی همراه است. و اگر لفاظی در این تبلیغات، و تفسیر همراه آن، آشنا به نظر می رسد، باید - زیرا بسیاری از همان افرادی که برای جنگ در عراق استدلال می کردند، اکنون علیه توافق هسته ای ایران ادعا می کنند.
اکنون، زمانی که هشت سال پیش به عنوان نامزدی که با تصمیم جنگ در عراق مخالفت کرده بود، نامزد انتخابات ریاست جمهوری شدم، گفتم که آمریکا نباید فقط آن جنگ را پایان دهد - ما باید به طرز فکری که ما را به آنجا رسانده بود پایان دهیم. در وهله اول. این طرز فکری بود که با ترجیح اقدام نظامی بر دیپلماسی مشخص می شد. طرز فکری که بر اقدام یکجانبه ایالات متحده بر کار پرزحمت ایجاد اجماع بین المللی برتری می بخشد. ذهنیتی که تهدیدات را فراتر از آن چیزی که اطلاعات پشتیبانی می کرد، اغراق آمیز می کرد. رهبران در مورد هزینه های جنگ با مردم آمریکا همسطح نشدند و اصرار داشتند که ما به راحتی می توانیم اراده خود را بر بخشی از جهان با فرهنگ و تاریخ عمیقا متفاوت تحمیل کنیم. و البته کسانی که خواهان جنگ بودند، خود را قوی و قاطع میدانستند.
با گذشت بیش از یک دهه، ما هنوز با پیامدهای تصمیم حمله به عراق زندگی می کنیم. نیروهای ما به هر مأموریتی که به آنها داده شد، دست یافتند. اما هزاران نفر جان باختند و ده ها هزار نفر زخمی شدند. این آمار تلف شده در میان عراقی ها را به حساب نمی آورد. نزدیک به یک تریلیون دلار خرج شد. امروز عراق همچنان درگیر درگیری های فرقه ای است و ظهور القاعده در عراق اکنون به داعش تبدیل شده است. و از قضا، تنها بزرگترین ذینفع در منطقه آن جنگ، جمهوری اسلامی ایران بود که با حذف دشمن دیرینه خود، صدام حسین، موقعیت استراتژیک خود را تقویت کرد.
من این تاریخ اخیر را مطرح می کنم زیرا اکنون بیش از هر زمان دیگری به تفکر روشن در سیاست خارجی خود نیاز داریم. و من این تاریخ را مطرح می کنم زیرا مستقیماً به نحوه واکنش ما به برنامه هسته ای ایران بستگی دارد.
این برنامه برای چندین دهه وجود داشته است و به تلاش های شاه - با حمایت ایالات متحده - در دهه های 1960 و 1970 برای توسعه انرژی هسته ای باز می گردد. حکومت دینی که شاه را سرنگون کرد، برنامه را پس از جنگ ایران و عراق در دهه 1980 تسریع بخشید، جنگی که در آن صدام حسین از سلاح های شیمیایی برای تأثیرات وحشیانه استفاده کرد و برنامه هسته ای ایران به طور پیوسته در دهه 1990 با وجود تحریم های یکجانبه ایالات متحده پیشرفت کرد. زمانی که دولت بوش روی کار آمد، ایران هیچ سانتریفیوژی نداشت - ماشینهای لازم برای تولید مواد برای ساخت بمب - که برای غنیسازی اورانیوم میچرخند. اما علیرغم هشدارهای مکرر دولت ایالات متحده، تا زمانی که من به قدرت رسیدم، ایران چندین هزار سانتریفیوژ نصب کرده بود و هیچ تمایلی برای کند کردن - بسیار کمتر - توقف برنامه خود نشان نداد.
در میان سیاستگذاران ایالات متحده، هرگز در مورد خطر ناشی از بمب هسته ای ایران اختلاف نظر وجود نداشته است. دموکراتها و جمهوریخواهان به طور یکسان دریافتهاند که این امر باعث یک مسابقه تسلیحاتی در بیثباتترین منطقه جهان میشود و هر بحرانی را به یک مسابقه هستهای بالقوه تبدیل میکند. این امر باعث جسارت گروه های تروریستی مانند حزب الله می شود و خطری غیرقابل قبول برای اسرائیل ایجاد می کند که رهبران ایران بارها تهدید به نابودی آن کرده اند. به طور گسترده تر، می تواند تعهد جهانی به عدم اشاعه را که جهان برای دفاع از آن بسیار انجام داده است، آشکار کند.
پس سوال این نیست که آیا باید از دستیابی ایران به سلاح هسته ای جلوگیری کرد یا خیر، بلکه این است که چگونه. حتی قبل از آغاز به کار، من به صراحت اعلام کردم که ایران اجازه دستیابی به سلاح هستهای تحت نظارت من را نخواهد داشت، و این سیاست من در تمام دوران ریاستجمهوری من این بوده است که همه گزینهها - از جمله گزینههای نظامی احتمالی - را روی میز برای رسیدن به این هدف نگه دارم. . اما من همچنین ترجیح خود را برای حل مسالمتآمیز و دیپلماتیک این موضوع به وضوح اعلام کردهام - نه فقط به دلیل هزینههای جنگ، بلکه به این دلیل که یک توافق مورد مذاکره راهحل مؤثرتر، قابل تأیید و بادوامتری را ارائه میدهد.
و بنابراین، در سال 2009، ما به ایرانیان اطلاع دادیم که راه دیپلماتیک در دسترس است. ایران نتوانست این مسیر را طی کند و جامعه اطلاعاتی ما وجود یک تاسیسات هسته ای مخفی در فردو را افشا کرد.
اکنون برخی استدلال کرده اند که سازش ناپذیری ایران بیهودگی مذاکرات را نشان می دهد. در واقع، همین تمایل ما برای مذاکره بود که به آمریکا کمک کرد تا جهان را به هدف ما جلب کند و مشارکت بینالمللی را در چارچوب بیسابقه تحریمهای تجاری و مالی تضمین کند. به خاطر داشته باشید که تحریمهای یکجانبه آمریکا علیه ایران برای دههها اعمال شده بود، اما نتوانسته بود ایران را به پای میز مذاکره تحت فشار بگذارد. چیزی که رویکرد جدید ما را موثرتر کرد توانایی ما در استفاده از قطعنامههای جدید شورای امنیت سازمان ملل بود، ترکیب اجرای قوی با توافقهای داوطلبانه از سوی کشورهایی مانند چین و هند، ژاپن و کره جنوبی برای کاهش خرید نفت از ایران، و همچنین تحمیل توسط کشورهایی مانند چین و هند، ژاپن و کره جنوبی. متحدان اروپایی ما در یک تحریم کامل نفتی.
برنده شدن در این خرید جهانی آسان نبود -- می دانم. من آنجا بودم. در برخی موارد، شرکای ما میلیاردها دلار در تجارت به دلیل تصمیم خود برای همکاری از دست دادند. اما ما توانستیم آنها را متقاعد کنیم که در صورت عدم وجود یک قطعنامه دیپلماتیک، نتیجه می تواند جنگ، با اختلالات بزرگ در اقتصاد جهانی و حتی بی ثباتی بیشتر در خاورمیانه باشد. به عبارت دیگر، این دیپلماسی بود - دیپلماسی سخت و پرزحمت - نه تند تند، نه صحبت های سخت که فشار بر ایران را تشدید کرد.
با متحد شدن جهان در کنار ما، اقتصاد ایران به شدت منقبض شد و امروز حدود 20 درصد کوچکتر از آنچه در غیر این صورت بود باقی مانده است. بدون شک این سختی در انتخابات سال 2013 ایران نقش داشت، زمانی که مردم ایران دولت جدیدی را انتخاب کردند که قول بهبود اقتصاد را از طریق تعامل با جهان داد. پنجره ای شکافته بود. ایران به مذاکرات هسته ای بازگشت. و پس از یک سری مذاکرات، ایران با جامعه بینالملل با یک توافق موقت موافقت کرد - توافقی که ذخایر اورانیوم غنیشده نزدیک به 20 درصد ایران را عقب انداخت و پیشرفت برنامهاش را متوقف کرد تا گروه 1+5 - ایالات متحده کشورها، چین، روسیه، بریتانیا، آلمان، فرانسه و اتحادیه اروپا میتوانند بر سر یک توافق جامع بدون ترس از اینکه ایران ممکن است در زمان معطل مانده مذاکره کنند.
اکنون، اجازه دهید در اینجا مکث کنم تا به همه یادآوری کنم که وقتی توافق موقت اعلام شد، منتقدان - همان منتقدانی که اکنون می شنویم - آن را "یک اشتباه تاریخی" خواندند. آنها اصرار داشتند که ایران تعهدات خود را نادیده بگیرد. آنها هشدار دادند که تحریم ها از بین خواهد رفت. آنها هشدار دادند که ایران برای حمایت از تروریسم پول بادآورده ای دریافت خواهد کرد.
منتقدان اشتباه کردند. پیشرفت برنامه هسته ای ایران برای اولین بار در یک دهه گذشته متوقف شد. ذخایر مواد خطرناک آن کاهش یافت. استقرار سانتریفیوژهای پیشرفته آن متوقف شد. بازرسی ها افزایش یافت هیچ سیل پولی به ایران وارد نشد و معماری تحریم های بین المللی همچنان پابرجا بود. در واقع، توافق موقت به قدری خوب عمل کرد که همان افرادی که به شدت از آن انتقاد کردند، اکنون آن را بهانه ای برای عدم حمایت از توافق گسترده تر ذکر می کنند. راجع بهش فکر کن. آنچه زمانی به عنوان یک اشتباه تاریخی اعلام می شد، اکنون به عنوان یک موفقیت و دلیلی برای امضا نکردن توافق جامع تلقی می شود. بنابراین وقتی اعتبار استدلالهایی را که امروز علیه دیپلماسی مطرح میشود، ارزیابی میکنید، این را در نظر داشته باشید.
علیرغم انتقادها، ما برای مذاکره برای یک معامله پایدارتر و جامع تر پیش رفتیم. دیپلمات های ما به رهبری جان کری، وزیر امور خارجه، ائتلاف ما را متحد نگه داشتند. کارشناسان هستهای ما - از جمله یکی از بهترینها در جهان، وزیر انرژی ارنی مونیز - بیوقفه روی جزئیات فنی کار کردند. در ماه ژوئیه، ما به یک برنامه اقدام جامع رسیدیم که اهداف ما را برآورده می کند. طبق شرایط آن، ایران هرگز اجازه ساخت سلاح هسته ای را ندارد. و در حالی که ایران، مانند هر طرف پیمان منع گسترش سلاحهای هستهای، اجازه دسترسی به انرژی صلحآمیز هستهای را دارد، این توافق بهطور دقیق شیوهای را که برنامه هستهای آن میتواند ادامه دهد، تعریف میکند و تضمین میکند که همه مسیرها برای رسیدن به بمب قطع میشود.
در اینجا چگونه است. بر اساس این قرارداد، ایران نمی تواند پلوتونیوم مورد نیاز برای یک بمب را بدست آورد. هسته راکتور آب سنگین آن در اراک بیرون کشیده می شود، با بتن پر می شود و با راکتوری جایگزین می شود که پلوتونیوم برای سلاح تولید نمی کند. سوخت مصرف شده از آن راکتور به خارج از کشور ارسال خواهد شد و ایران حداقل تا 15 سال هیچ رآکتور آب سنگین جدیدی نخواهد ساخت.
ایران همچنین نمیتواند اورانیوم غنیشدهای را که میتواند برای ساخت بمب استفاده شود، به دست آورد. به محض اجرای این توافق، ایران دو سوم سانتریفیوژهای خود را حذف خواهد کرد. تا یک دهه آینده، ایران با سانتریفیوژهای پیشرفته تر خود اورانیوم را غنی نمی کند. ایران حداقل به مدت 15 سال در تاسیسات فردو که قبلاً فاش نشده بود، غنی سازی اورانیوم را انجام نخواهد داد. ایران تا 15 سال آینده از شر 98 درصد ذخایر اورانیوم غنی شده خود که در حال حاضر برای 10 بمب هسته ای کافی است خلاص خواهد شد. حتی پس از گذشت آن 15 سال، ایران هرگز حق استفاده از برنامه صلح آمیز را به عنوان پوششی برای تعقیب سلاح نخواهد داشت.
و در واقع، این معامله، نوع مسیر پنهانی را که ایران در گذشته دنبال کرده بود، می بندد. نظارت 24 ساعته بر تاسیسات هسته ای کلیدی ایران انجام خواهد شد. برای دههها، بازرسان به کل زنجیره تامین هستهای ایران دسترسی خواهند داشت - از معادن و کارخانههای اورانیوم که مواد خام را در آنجا تهیه میکنند تا تاسیسات تولید سانتریفیوژ که در آن ماشینهایی برای غنیسازی آن میسازند. و درک کنید که چرا این بسیار مهم است: برای اینکه ایران تقلب کند، باید خیلی بیشتر از یک ساختمان یا تأسیسات مخفی مانند فردو بسازد. برای هر جنبه از برنامه خود به یک منبع مخفی نیاز دارد. هیچ ملتی در طول تاریخ نتوانسته است با چنین بازرسی های سختگیرانه ای دست به چنین فتنه ای بزند. و طبق مفاد قرارداد، بازرسان توانایی دائمی برای بازرسی هر سایت مشکوک در ایران را خواهند داشت.
و در نهایت، ایران انگیزه های قدرتمندی برای حفظ تعهدات خود دارد. قبل از لغو تحریم ها، ایران باید گام های مهم و ملموسی مانند حذف سانتریفیوژها و خلاص شدن از ذخایر خود بردارد. اگر ایران در یک دهه آینده این توافق را نقض کند، همه تحریم ها می توانند به جای خود بازگردند. ما نیازی به حمایت سایر اعضای شورای امنیت سازمان ملل نخواهیم داشت. آمریکا می تواند به تنهایی ما را به عقب نشینی برساند. از سوی دیگر، اگر ایران به توافق پایبند باشد و اقتصاد آن شروع به ادغام مجدد با جهان کند، انگیزه اجتناب از بازگشت سریع تر بیشتر خواهد شد.
بنابراین این توافق تنها بهترین انتخاب در میان گزینههای جایگزین نیست - این قویترین توافق منع گسترش سلاحهای هستهای است که تاکنون مذاکره شده است. و از آنجا که این یک معامله بسیار قوی است، هر ملتی در جهان که به طور علنی اظهار نظر کرده است، به استثنای دولت اسرائیل، حمایت خود را اعلام کرده است. شورای امنیت سازمان ملل متحد به اتفاق آرا از آن حمایت کرده است. اکثریت کارشناسان کنترل تسلیحات و عدم اشاعه از آن حمایت می کنند. بیش از 100 سفیر سابق - که در زمان روسای جمهور جمهوریخواه و دموکرات خدمت می کردند - از آن حمایت می کنند. من به عنوان رئیس جمهور مجبور شدم تماس های سخت زیادی داشته باشم، اما اینکه آیا این توافق برای امنیت آمریکا خوب است یا نه، یکی از این درخواست ها نیست. حتی نزدیک هم نیست
متأسفانه، ما در دورانی در سیاست آمریکا زندگی میکنیم که در آن به هر تصمیم سیاست خارجی از منشور حزبی نگریسته میشود، که با گزیدههای صدایی جذاب ارزیابی میشود. و بنابراین قبل از اینکه جوهر این توافق خشک شود - حتی قبل از اینکه کنگره آن را بخواند - اکثریت جمهوری خواهان مخالفت شدید خود را اعلام کردند. لابیها و کارشناسان ناگهان تبدیل به دانشمندان هستهای شدند که ارزیابیهای کارشناسانی مانند وزیر مونیز را به چالش میکشیدند، یافتههای او را به چالش میکشیدند، استدلالهای متعدد - و گاهی متناقض - در مورد اینکه چرا کنگره باید این توافق را رد کند، ارائه کردند. اما اگر این استدلال ها را به اندازه کافی تکرار کنید، می توانند کشش بیشتری پیدا کنند. بنابراین اجازه دهید به چند مورد از استدلال هایی که تاکنون در مخالفت با این معامله مطرح شده است، اشاره کنم.
اولاً، کسانی هستند که می گویند بازرسی ها به اندازه کافی قوی نیستند، زیرا بازرسان نمی توانند در هر زمانی در ایران بدون اطلاع قبلی بروند.
خب، حقیقت این است: بازرسان اجازه دسترسی روزانه به سایتهای هستهای کلیدی ایران را خواهند داشت. اگر دلیلی برای بازرسی یک سایت مشکوک و اعلام نشده در هر نقطه از ایران وجود داشته باشد، بازرسان این دسترسی را خواهند داشت، حتی اگر ایران مخالفت کند. این دسترسی می تواند تنها با اطلاع رسانی 24 ساعته باشد. و در حالی که فرآیند حل و فصل اختلاف در مورد دسترسی میتواند تا 24 روز طول بکشد، زمانی که سایتی را شناسایی کردیم که مشکوک است، به طور مداوم آن را تماشا خواهیم کرد تا زمانی که بازرسان وارد شوند. و اتفاقاً، مواد هستهای چیزی نیست. تو کمد پنهان میشی می تواند سال ها ردی از خود به جای بگذارد. نکته اصلی این است که اگر ایران تقلب کند، ما می توانیم آنها را بگیریم -- و خواهیم کرد.
دوم، کسانی هستند که استدلال می کنند که توافق به اندازه کافی قوی نیست، زیرا برخی از محدودیت ها در برنامه هسته ای غیرنظامی ایران در 15 سال منقضی می شود. اجازه دهید تکرار کنم: ممنوعیت داشتن سلاح هسته ای ایران دائمی است. ممنوعیت تحقیقات مرتبط با سلاح دائمی است. بازرسی ها دائمی است. درست است که برخی از محدودیت ها در مورد برنامه صلح آمیز ایران تنها 15 سال طول می کشد. اما قراردادهای کنترل تسلیحات اینگونه عمل می کنند. اولین معاهده نمک با اتحاد جماهیر شوروی پنج سال به طول انجامید. اولین پیمان استارت 15 سال به طول انجامید. و در شرایط کنونی ما، اگر 15 یا 20 سال بعد، ایران تلاش کند بمب بسازد، این توافق تضمین می کند که ایالات متحده ابزارهای بهتری برای کشف آن، مبنای قوی تری بر اساس قوانین بین المللی برای پاسخ، و گزینه های مشابه در اختیار خواهد داشت. برای توقف برنامه تسلیحاتی که امروز داریم،
از سوی دیگر، بدون این معامله، سناریوهایی که منتقدان درباره وقوع آن در 15 سال آینده هشدار می دهند، می تواند شش ماه آینده رخ دهد. با از بین بردن این توافق، کنگره نه تنها راه ایران را برای رسیدن به بمب هموار می کند، بلکه آن را تسریع می کند.
سوم، تعدادی از منتقدان می گویند که این توافق ارزش آن را ندارد زیرا ایران میلیاردها دلار کاهش تحریم ها را دریافت خواهد کرد. حال، بیایید واضح بگوییم: تحریمهای بینالمللی دقیقاً برای اینکه ایران با محدودیتهای برنامهاش موافقت کند، اعمال شد. هدف تحریم ها همین است. هر توافقی که با ایران مذاکره شود، شامل کاهش تحریم ها می شود. بنابراین، استدلال علیه لغو تحریمها در واقع استدلالی علیه هرگونه راهحل دیپلماتیک این موضوع است.
درست است که اگر ایران به تعهدات خود عمل کند، تقریباً به 56 میلیارد دلار از پول خود دسترسی پیدا خواهد کرد - درآمدهای مسدود شده در خارج از کشور توسط سایر کشورها. اما این تصور که با این همه پول وارد فعالیتهای مخرب ایران میشود، این یک تغییر بازی خواهد بود، واقعیت وضعیت فعلی ایران را از دست میدهد. تا حدودی به دلیل تحریمهای ما، دولت ایران بیش از نیم تریلیون دلار نیازمندیهای فوری دارد - از تامین مالی حقوق بازنشستگی و حقوق تا پرداخت زیرساختهای در حال فروپاشی. رهبران ایران انتظارات مردم خود را افزایش داده اند که رفع تحریم ها زندگی آنها را بهبود می بخشد. حتی یک رژیم سرکوبگر مانند رژیم ایران نیز نمی تواند این انتظارات را به طور کامل نادیده بگیرد.
اکنون، این بدان معنا نیست که لغو تحریم ها هیچ سودی برای ارتش ایران ندارد. بیایید شرط کنیم که مقداری از آن پول به سمت فعالیت هایی که ما به آنها اعتراض داریم سرازیر شود. ما هیچ توهمی در مورد حکومت ایران، یا اهمیت سپاه پاسداران و سپاه قدس نداریم. ایران از سازمان های تروریستی مانند حزب الله حمایت می کند. از گروه های نیابتی حمایت می کند که منافع ما و متحدان ما را تهدید می کنند -- از جمله گروه های نیابتی که سربازان ما را در عراق کشتند. آنها سعی می کنند شرکای ما در خلیج فارس را بی ثبات کنند. اما ایران ده ها سال است که درگیر این فعالیت ها بوده است. آنها قبل از تحریم ها و در زمانی که تحریم ها وجود داشت، درگیر آن بودند. در واقع، ایران حتی در میانه جنگ ایران و عراق درگیر این فعالیتها شد - جنگی که برای آنها نزدیک به یک میلیون جان و صدها میلیارد دلار هزینه داشت.
حقیقت این است که ایران همیشه راهی برای تامین مالی این تلاشها پیدا کرده است، و هر سودی که ایران ممکن است از لغو تحریمها ادعا کند، در مقایسه با خطری که میتواند با سلاح هستهای داشته باشد، کمرنگ است.
علاوه بر این، هیچ سناریویی وجود ندارد که لغو تحریم ها ایران را به قدرت مسلط منطقه تبدیل کند. بودجه دفاعی ایران هشت برابر کمتر از مجموع بودجه متحدان ما در خلیج فارس است. توانایی های متعارف آنها هرگز با اسرائیل قابل مقایسه نیست و تعهد ما به برتری کیفی نظامی اسرائیل به تضمین آن کمک می کند. طی چند سال گذشته، ایران مجبور شده است میلیاردها دلار برای حمایت از تنها متحد خود در جهان عرب - بشار اسد - خرج کند، حتی در شرایطی که او کنترل بخشهای عظیمی از کشورش را از دست داده است. و حزب الله در همان میدان جنگ ضربات مهمی را متحمل شده است. و ایران نیز مانند سایر مناطق منطقه مجبور است به تهدید داعش در عراق پاسخ دهد.
بنابراین برخلاف هشداردهندههایی که ادعا میکنند ایران در آستانه تسلط بر خاورمیانه یا حتی جهان است، ایران یک قدرت منطقهای با مجموعهای از چالشهای خاص خود باقی خواهد ماند. رژیم حاکم خطرناک و سرکوبگر است. ما به تحریمها در مورد حمایت ایران از تروریسم و نقض حقوق بشر ادامه خواهیم داد. ما همچنان بر آزادی آمریکایی هایی که به ناحق بازداشت شده اند پافشاری خواهیم کرد. ما با رژیم ایران اختلافات زیادی خواهیم داشت.
اما اگر در مقابله با فعالیتهای بیثباتکننده ایران جدی باشیم، تصور رویکردی بدتر از مسدود کردن این توافق دشوار است. در عوض، ما باید رفتاری را که مستقیماً نگران آن هستیم بررسی کنیم: با کمک به متحدان خود در منطقه تواناییهای خود را برای مقابله با حمله سایبری یا موشک بالستیک تقویت کنند. با بهبود ممانعت از ارسال سلاح که به گروه هایی مانند حزب الله می رود. با آموزش نیروهای ویژه متحدانمان به گونه ای که آنها بتوانند به طور موثرتری به موقعیت هایی مانند یمن پاسخ دهند. همه این قابلیت ها تفاوت ایجاد خواهد کرد. ما با این معامله در موقعیت قوی تری برای اجرای آنها خواهیم بود. و به هر حال، چنین استراتژی به ما کمک می کند تا به طور مؤثر با تهدید فوری و مرگبار ناشی از داعش مقابله کنیم.
اکنون، آخرین انتقاد -- این نوع از همه چیز مهمی که ممکن است بشنوید -- این است که معامله بهتری وجود دارد. "ما باید توافق بهتری داشته باشیم" -- این بارها و بارها تکرار شده است. "این یک توافق بد است، به یک توافق بهتر نیاز دارید" -- (خنده) -- توافقی که بر وعده های مبهم در مورد سرسختی تکیه دارد و اخیراً این استدلال که ما می توانیم مجموعه ای گسترده تر و نامحدود از تحریم ها را برای فشار دادن رژیم ایران اعمال کنیم. سخت تر
کسانی که این استدلال را مطرح می کنند یا نسبت به جامعه ایران بی اطلاع هستند، یا با مردم آمریکا روراست نیستند. تحریم ها به تنهایی نمی توانند ایران را وادار کنند که تمام بقایای زیرساخت های هسته ای خود را - حتی جنبه هایی که با برنامه های صلح آمیز همخوانی دارند - کاملاً از بین ببرد. این اغلب همان چیزی است که منتقدان آن را "معامله بهتر" می نامند. نه دولت ایران، نه اپوزیسیون ایران، و نه مردم ایران با آنچه به عنوان تسلیم کامل حاکمیت خود تلقی می کنند موافقت نمی کنند.
علاوه بر این، نزدیکترین متحدان ما در اروپا، یا در آسیا - بسیار کمتر چین یا روسیه - مطمئناً با اجرای تحریم های موجود برای 5، 10، 15 سال دیگر طبق دستور کنگره ایالات متحده موافقت نمی کنند. زیرا تمایل آنها برای حمایت از تحریم ها در وهله اول بر این بود که ایران به دنبال سلاح های هسته ای خود پایان دهد. این بر این باور نبود که ایران نمی تواند قدرت هسته ای صلح آمیز داشته باشد. و مطمئناً بر اساس تمایل به تغییر رژیم در ایران نبود.
در نتیجه، کسانی که میگویند ما میتوانیم از این توافق خارج شویم و تحریمها را حفظ کنیم، خیالپردازی میکنند. به جای تقویت موضع خود همانطور که برخی گفته اند، رد کنگره تقریباً به طور قطع منجر به از بین رفتن تحریم های چندجانبه خواهد شد. اگر همانطور که گفته شد، ما سعی میکردیم تحریمهای یکجانبه را حفظ کنیم و آنها را تقویت کنیم، تنها میمانیم. ما نمی توانیم سیاست های خارجی، اقتصادی و انرژی هر قدرت بزرگ جهان را دیکته کنیم.
حتی برای انجام این کار، باید مثلاً برخی از بزرگترین بانک های جهان را تحریم کنیم. ما باید کشورهایی مانند چین را با سیستم مالی آمریکا قطع کنیم. و از آنجایی که آنها خریداران عمده یا بدهی ما هستند، چنین اقداماتی می تواند باعث اختلالات شدید در اقتصاد ما شود و اتفاقاً در سطح بین المللی سؤالاتی را در مورد نقش دلار به عنوان ارز ذخیره جهانی ایجاد کند.
این بخشی از دلیل لغو بسیاری از تحریم های یکجانبه قبلی است. آنچه محتمل تر است، اگر کنگره این توافق را رد کند، این است که ایران بدون پذیرش هیچ یک از محدودیت ها یا بازرسی های مورد نیاز در این توافق، به نوعی از تحریم ها برداشته شود. بنابراین از این نظر، منتقدان درست میگویند: از این توافق دور شوید و به توافق بهتری دست خواهید یافت - برای ایران. (تشویق و تمجید.)
اکنون، چون تحریمهای بیشتر نتایجی را که منتقدان میخواهند به همراه نخواهد داشت، باید صادق باشیم. رد این توافق توسط کنگره، هر دولت ایالات متحده را که کاملا متعهد به جلوگیری از دستیابی ایران به سلاح هستهای است، با یک گزینه روبرو میکند - جنگ دیگری در خاورمیانه.
من این را می گویم که تحریک کننده نباشد. من یک واقعیت را بیان می کنم. بدون این توافق، ایران در موقعیتی قرار خواهد گرفت - هر چند لفاظی ما ممکن است سخت باشد - تا به طور پیوسته توانایی های خود را ارتقا دهد. زمان شکست آن، که در حال حاضر نسبتاً کوچک است، می تواند تا نزدیک به صفر کاهش یابد. آیا واقعاً کسی شک دارد که همان صداهایی که اکنون علیه این توافق بلند شده است، خواستار بمباران آن تأسیسات هستهای هر کسی که رئیسجمهور است خواهد بود؟
و به عنوان کسی که قاطعانه معتقد است ایران نباید به سلاح هستهای دست یابد، و از ابتدای ریاست جمهوری من با این موضوع دست و پنجه نرم کرده است، میتوانم به شما بگویم که پس از رد کردن یک سلاح به سختی، گزینههای جایگزین برای اقدام نظامی تمام خواهند شد. راه حل دیپلماتیکی که جهان تقریباً به اتفاق آرا از آن حمایت می کند.
پس بیایید کلمات را خرد نکنیم. انتخابی که ما با آن روبرو هستیم در نهایت بین دیپلماسی یا نوعی جنگ است -- شاید فردا نه، شاید سه ماه دیگر، اما به زودی. و طنز ماجرا اینجاست. همانطور که قبلاً گفتم، اقدام نظامی بسیار کمتر از این توافق در جلوگیری از دستیابی ایران به سلاح هسته ای موثر خواهد بود. این فقط فرض من نیست. همه برآوردها، از جمله تحلیلگران اسرائیلی، حاکی از آن است که اقدام نظامی در بهترین حالت تنها چند سال برنامه ایران را به عقب می اندازد، که کسری از محدودیت های تحمیل شده توسط این توافق است. احتمالاً تضمین می کند که بازرسان از ایران اخراج شوند. این احتمال وجود دارد که برنامه ایران را عمیقتر به زیرزمینی سوق دهد. قطعاً وحدت بینالمللی را که سالها برای ساختن آن صرف کردهایم، از بین میبرد.
در حال حاضر، برخی از مخالفان وجود دارد - من باید به آنها اعتبار بدهم. مخالفان این معامله هستند که انتخاب جنگ را می پذیرند. در واقع، آنها استدلال می کنند که حملات جراحی علیه تأسیسات ایران سریع و بدون درد خواهد بود. اما اگر از دهه گذشته چیزی آموخته باشیم، این است که جنگ به طور کلی و جنگ در خاورمیانه به طور خاص هر چیزی جز ساده نیست. (تشویق حضار.) تنها یقین در جنگ رنج انسانی، هزینه های نامشخص، پیامدهای ناخواسته است. ما همچنین میتوانیم مطمئن باشیم که آمریکاییهایی که سنگینترین بار را به دوش میکشند، کمتر از یک درصد ما، مردان و زنان برجستهای هستند که با لباس نظامی خدمت میکنند، و نه کسانی از ما که آنها را به جنگ میفرستیم.
من به عنوان فرمانده کل قوا از توسل به زور در مواقع لزوم ابایی نداشتم. من به ده ها هزار جوان آمریکایی دستور دادم تا وارد جنگ شوند. من گاهی که به خانه می آیند کنار تختشان نشسته ام. من دستور اقدام نظامی در هفت کشور را صادر کرده ام. زمانی وجود دارد که زور لازم است و اگر ایران به این توافق پایبند نباشد، ممکن است جایگزینی نداشته باشیم.
اما چگونه میتوانیم با وجدان خوب، جنگ را قبل از آزمایش یک توافق دیپلماتیک که به اهدافمان دست مییابد، توجیه کنیم. که مورد موافقت ایران قرار گرفته است. که توسط بقیه جهان پشتیبانی می شود. و این گزینه های ما را در صورت شکست معامله حفظ می کند؟ چگونه می توانیم آن را برای سربازان خود توجیه کنیم؟ چگونه میتوانیم آن را برای جهان یا نسلهای آینده توجیه کنیم؟
در پایان، این باید درسی باشد که ما از بیش از یک دهه جنگ آموخته ایم. در قسمت جلو، سوالات سخت بپرسید. فرضیات خود را در معرض شواهد و تحلیل قرار دهید. در برابر خرد متعارف و طبل جنگ مقاومت کنید. کمتر نگران برچسب ضعیف بودن باشید. بیشتر نگران درست کردن آن باشید
من می دانم که توسل به زور ممکن است در مواجهه با لفاظی ها و رفتارهایی که از بخش هایی از ایران سرچشمه می گیرد وسوسه انگیز باشد. توهین آمیز است. آتش زا است. ما آن را جدی می گیریم اما ابرقدرتها نباید در پاسخ به طعنهها یا حتی تحریکهایی که میتوان در کوتاهمدت از جنگ به آنها رسیدگی کرد، تکاندهنده عمل کنند. فقط به این دلیل که تندروهای ایرانی شعار «مرگ بر آمریکا» سر می دهند به این معنا نیست که همه ایرانی ها به این باورند. (تشویق و تمجید.)
در واقع، این تندروها هستند که با وضعیت موجود راحت ترند. این تندروهایی هستند که شعار «مرگ بر آمریکا» سر می دهند که بیشترین مخالفت را با این توافق داشته اند. آنها در حال ایجاد هدف مشترک با گروه جمهوریخواه هستند. (خنده و تشویق.)
اکثر مردم ایران انگیزه های قدرتمندی دارند تا از دولت خود بخواهند در مسیری متفاوت و کمتر تحریک آمیز حرکت کند -- مشوق هایی که با این توافق تقویت می شوند. ما باید این فرصت را به آنها ارائه دهیم. ما باید این فرصت را به آنها بدهیم. تضمینی برای موفقیت نیست. اما اگر آن را بگیرند، برای ایران خوب است، برای آمریکا خوب است. برای منطقه ای که درگیری های زیادی را می شناسد خوب است. برای دنیا خوب خواهد بود.
و اگر ایران در این مسیر حرکت نکند، اگر ایران این توافق را نقض کند، ما توانایی کافی برای پاسخگویی خواهیم داشت. توافقهایی که کندی و ریگان با اتحاد جماهیر شوروی دنبال کردند، آن قراردادها، آن معاهدات شامل پذیرش محدودیتهای مهم در زرادخانه ما توسط آمریکا بود. به این ترتیب، آنها ریسک بیشتری داشتند. این توافق شامل هیچ گونه محدودیتی نیست. بودجه دفاعی ایالات متحده بیش از 600 میلیارد دلار است. برای تکرار، ایران حدود 15 میلیارد دلار است. ارتش ما پشتوانه نهایی هرگونه توافق امنیتی است که ما انجام دهیم. من گفته ام که ایران هرگز اجازه دستیابی به سلاح هسته ای را نخواهد داشت. من برای اطمینان از واقعی بودن گزینه های نظامی ما هر کاری لازم است انجام داده ام. و من شک ندارم که هر رئیسجمهوری که از من پیروی کند همین موضع را خواهد گرفت.
بنابراین اجازه دهید در اینجا خلاصه کنم. وقتی به دقت دلایل مخالف این معامله را بررسی می کنیم، هیچ یک از آنها در برابر بررسی دقیق قرار نمی گیرند. شاید به همین دلیل است که لفاظی طرف مقابل آنقدر تند است. گمان میکنم میتوان بخشی از آن را به حزبگرایی زانویی نسبت داد که بسیار آشنا شده است. لفاظی هایی که هر تصمیمی را که گرفته می شود به یک فاجعه تبدیل می کند، یک تسلیم -- «شما به تروریست ها کمک می کنید. شما آزادی را به خطر می اندازید.»
از سوی دیگر، من فکر میکنم مهم است که انگیزه دیگری و قابل درکتر را در پشت مخالفت با این توافق، یا حداقل شک و تردید نسبت به این توافق، بپذیریم، و این یک علاقه صمیمانه به دوست و متحد ما، اسرائیل است -- قرابتی که من به عنوان کسی که در طول زندگی حرفهای خود یک دوست ثابت قدم برای اسرائیل بودهام، عمیقاً در این مورد شریک هستم.
هنگامی که دولت اسرائیل با چیزی مخالف است، مردم در ایالات متحده توجه می کنند. و آنها باید. هیچکس نمیتواند اسرائیلیها را به خاطر داشتن شک و تردید عمیق نسبت به هرگونه معامله با حکومتی مانند ایران سرزنش کند - که شامل رهبرانی میشود که هولوکاست را انکار کردهاند، ایدئولوژی یهودیستیزی را پذیرفتهاند، جریان موشکهایی را که در مرزهای اسرائیل پرتاب میشوند، تسهیل میکنند. به تل آویو اشاره کرد. در چنین همسایگی خطرناکی، اسرائیل باید هوشیار باشد و به درستی اصرار دارد که نمی تواند برای امنیت خود به هیچ کشور دیگری - حتی دوست بزرگش ایالات متحده - وابسته باشد. بنابراین ما باید نگرانی های اسرائیل را جدی بگیریم.
اما واقعیت این است که تا حدودی به دلیل کمکهای نظامی و اطلاعاتی آمریکا، که دولت من در سطوح بیسابقهای ارائه کرده است، اسرائیل میتواند از خود در برابر هر خطر متعارف - چه از جانب ایران مستقیم و چه از طرف نیروهای نیابتیاش - دفاع کند. از سوی دیگر، ایران مجهز به سلاح هسته ای این معادله را تغییر می دهد.
و به همین دلیل است که این توافق در نهایت باید بر اساس آنچه که در مورد هدف اصلی جلوگیری از دستیابی ایران به سلاح هسته ای به دست می آورد، مورد قضاوت قرار گیرد. این معامله دقیقاً همین کار را انجام می دهد. من این را به عنوان کسی می گویم که بیش از هر رئیس جمهور دیگری برای تقویت امنیت اسرائیل انجام داده است. و من به دولت اسرائیل روشن کردهام که ما آمادهایم تا در مورد اینکه چگونه میتوانیم این همکاری را بیشتر تعمیق کنیم، گفتگو کنیم. ما قبلاً با اسرائیل درباره انعقاد یک برنامه 10 ساله دیگر برای کمک امنیتی ایالات متحده به اسرائیل گفتگو کرده ایم. ما میتوانیم حمایت از مناطقی مانند دفاع موشکی، اشتراکگذاری اطلاعات، ممنوعیت را افزایش دهیم - همه اینها برای کمک به رفع نیازهای فوری امنیتی اسرائیل، و ایجاد پوششی در برابر هرگونه فعالیت اضافی که ایران ممکن است در نتیجه لغو تحریمها انجام دهد.
اما من به نهادهای امنیتی اسرائیل نیز گوش دادهام که در مورد خطری که ایران دارای سلاح هستهای برای دههها تهدید میکند، هشدار داده است. در واقع، آنها به توسعه بسیاری از ایده هایی که در نهایت منجر به این معامله شد، کمک کردند.
بنابراین به دوستان اسرائیل و به مردم اسرائیل این را می گویم: ایران مجهز به سلاح هسته ای برای اسرائیل، آمریکا و جهان بسیار خطرناک تر از ایرانی است که از رفع تحریم ها سود می برد.
من می دانم که نخست وزیر نتانیاهو مخالف است -- به شدت مخالف است. من در صداقت او شک ندارم. اما من معتقدم که او اشتباه می کند. من معتقدم که حقایق این توافق را تأیید می کند. من معتقدم که آنها به نفع آمریکا و اسرائیل هستند. و بهعنوان رئیسجمهور ایالات متحده، وظیفه قانون اساسی من را لغو میکنم که برخلاف بهترین قضاوتم عمل کنم، فقط به این دلیل که باعث ایجاد اصطکاک موقت با یک دوست و متحد عزیز میشود. من معتقد نیستم که این کار درستی برای ایالات متحده باشد. من معتقد نیستم که این کار درستی برای اسرائیل باشد. (تشویق و تمجید.)
طی دو هفته گذشته، من مکرراً از هر کسی که با این توافق مخالف است، به چالش کشیده ام تا جایگزینی بهتر و قابل قبول را ارائه دهند. من هنوز یکی را نشنیده ام. آنچه من در عوض شنیده ام همان استدلال هایی است که در آستانه جنگ عراق شنیدیم: نمی توان با ایران به صورت دیپلماتیک برخورد کرد. ما می توانیم بدون عواقب مهم حملات نظامی انجام دهیم. ما نباید نگران این باشیم که بقیه جهان چه فکری می کنند، زیرا وقتی عمل کنیم، همه در صف قرار می گیرند. گفتگوهای سخت تر، تهدیدهای نظامی بیشتر، ایران را وادار به تسلیم خواهد کرد. می توانیم معامله بهتری داشته باشیم
من می دانم که بازی با ترس مردم، بزرگ کردن تهدیدها، مقایسه هرگونه تلاش برای دیپلماسی با مونیخ آسان است. اما هیچ یک از این استدلال ها پابرجا نیست. آنها در سال 2002 و 2003 عقب نشینی نکردند. آنها نباید در حال حاضر. (تشویق حضار.) همان طرز فکری که در بسیاری از موارد توسط همان افرادی ارائه می شود که به نظر می رسد هیچ ایرادی از اشتباه کردن مکرر ندارند، منجر به جنگی شد که بیش از هر کاری که انجام داده ایم برای تقویت ایران، بیشتر به انزوای ایالات متحده انجام داد. دهه های قبل یا بعد از آن این طرز فکری است که با سنت های سیاست خارجی آمریکا همخوانی ندارد، جایی که ما دیپلماسی را قبل از جنگ خسته می کنیم و در مورد مسائل جنگ و صلح در پرتو سرد حقیقت بحث می کنیم.
پرزیدنت ریگان یک بار گفت: «صلح به معنای نبود درگیری نیست. این «توانایی کنار آمدن با درگیری با وسایل صلح آمیز» است. پرزیدنت کندی به آمریکایی ها هشدار داد که «درگیری را اجتناب ناپذیر، سازش را غیرممکن، و ارتباطات را چیزی جز تبادل تهدید نبینند». زمان اعمال چنین حکمتی فرا رسیده است. توافق پیش روی ما روی تغییر ایران شرط نمیبندد، نیازی به اعتماد ندارد. آن را تأیید می کند و از ایران می خواهد که سلاح هسته ای را کنار بگذارد، همانطور که ما با اتحاد جماهیر شوروی در زمانی که متحدان ما را تهدید می کردند، نیروهای نیابتی خود را علیه ما مسلح می کردند، تعهد خود را برای نابودی شیوه زندگی ما اعلام می کردند و سلاح های هسته ای را به سمت خود می گرفتند، به توافق رسیدیم. در تمام شهرهای بزرگ ما - یک تهدید واقعی وجودی.
ما در دنیای پیچیده ای زندگی می کنیم -- جهانی که در آن نیروهایی که توسط نوآوری های انسانی آزاد می شوند فرصت هایی را برای فرزندان ما ایجاد می کنند که در بیشتر تاریخ بشر غیر قابل تصور بود. این جهان همچنین دنیای تهدیدات مداوم است، جهانی که در آن خشونت و ظلم تودهای بسیار رایج است و نوآوریهای بشری خطر نابودی همه چیزهایی را که برای ما عزیز است به خطر میاندازد. در این جهان، ایالات متحده آمریکا قدرتمندترین کشور روی زمین باقی می ماند و من معتقدم که ما برای دهه های آینده نیز چنین خواهیم ماند. اما ما یک ملت در میان بسیاری هستیم.
و آنچه ما را از امپراتوری های قدیم جدا می کند، چیزی که ما را استثنایی کرده است، صرفاً قدرت نظامی ما نیست. از زمان جنگ جهانی دوم، مرگبارترین جنگ در تاریخ بشر، ما از قدرت خود برای پیوند دادن کشورها در یک سیستم حقوق بین الملل استفاده کرده ایم. ما تحولی از نهادهای انسانی را رهبری کردهایم که پرزیدنت کندی درباره آنها صحبت کرده است - برای جلوگیری از گسترش سلاحهای مرگبار، حفظ صلح و امنیت، و ارتقای پیشرفت بشر.
ما اکنون این فرصت را داریم که بر اساس این پیشرفت پیشرفت کنیم. ما ائتلافی ساختیم و آن را با تحریم و مذاکره حفظ کردیم و اکنون راه حلی در پیش داریم که بدون توسل به جنگ، ایران را از دستیابی به سلاح هسته ای باز دارد. ما به عنوان آمریکایی باید به این دستاورد افتخار کنیم. و همانطور که اعضای کنگره در مورد تصمیم معوق خود فکر می کنند، من از آنها می خواهم که نگرانی های سیاسی را کنار بگذارند، سر و صدا را کنار بگذارند، و خطرات مربوط به رای را که شما می دهید در نظر بگیرند.
اگر کنگره این توافق را از بین ببرد، ما چیزی بیش از محدودیتهای برنامه هستهای ایران یا تحریمهایی که به سختی ایجاد کردهایم را از دست خواهیم داد. ما چیز ارزشمندتری را از دست خواهیم داد: اعتبار آمریکا به عنوان رهبر دیپلماسی. اعتبار آمریکا به عنوان لنگر نظام بین الملل.
جان اف کندی در اینجا، بیش از 50 سال پیش، در این دانشگاه هشدار داد که «تعقیب صلح به اندازه تعقیب جنگ چشمگیر نیست». ولی خیلی خیلی مهمه مطمئناً در این دنیای پر از نزاع بیشتر به دنبال صلح است.
هموطنان آمریکایی من، با نمایندگان خود در کنگره تماس بگیرید. به آنها یادآوری کنیم که ما کی هستیم. بهترین چیزها را به آنها یادآوری کنید و آنچه را که طرفدار آن هستیم، به آنها یادآوری کنید تا بتوانیم دنیایی را پشت سر بگذاریم که برای فرزندانمان امن تر و آرام تر باشد.
بسیار از شما متشکرم. (تشویق و تمجید.)
پایان
12:54 بعد از ظهر EDT
https://obamawhitehouse.archives.gov/the-press-office/2015/08/05/remarks-president-iran-nuclear-deal
تذکر : نقل از رسانه های دیگر ، به معنای تایید محتوای آن ها نیست ، صرفا جهت مستند بودن مطالب است
برخی از تصاویر در کروم یا فایر فاکس دیده نمی شود ، اگر تصویری را ندیدید ، بروزر دیگر را آزمایش کنید + نوشته شده در جمعه دهم فروردین ۱۴۰۳ ساعت 4:7 توسط مدیر |