ببخشید این یک داستان تمثیلی است ، فقط مثل است نه آن ها شیر هستند نه ما بز ، بحمد الله ما قدرتمندیم


سال ها خشکسالی شده بود و در جنگل بارندگی وجود نداشت و همه حیوانات به زحمت افتاده بودند.
روزی شیر، سلطان جنگل همه حیوانات را جمع کرد و گفت من فکر می‌کنم که این خشکسالی از غضب خداوند تبارک و تعالی است ما هر کدام گناهی کرده ایم که آن گناه موجب شده است که درهای رحمت الهی بر روی ما بسته شود بیایید همه به گناهان بزرگ خود اعتراف کنیم و از خدا پوزش بطلبیم تا خداوند رحمت خود را بر ما بریزد.

همه پذیرفتند و ابتدا شیر آغاز سخن کرد و گفت من روزی در جنگل راه میرفتم یک آهوی زیبای ماده ای را دیدم که حامله بود با اینکه خیلی گرسنه نبودم اما گوشت لذیذ آن آهو ، دلم را بُرد و حمله کردم و او را کشتم و گوشتش را خوردم و فکر می کنم که خداوند به خاطر آن مرا نبخشد.
حیوانات جنگل یک صدا فریاد زدند و گفتند : این حرف ها چیست شما بزرگ ما بوده‌ای همه وجود ما بستگی به شما داشت ، و باید با دست شما حفظ می شدیم . این اقدام شما کاملا صحیح و بر اساس امری طبیعی است. و این گونه اقدامی نه تنها اشکال نداشته بلکه کاملاً به نفع جنگل و طبیعت بوده است .

روباه گفت من روزی در حال حرکت بودم که لانه خرگوشی دیدم و خرگوش مادر در حال شیر دادن به کودکان خود است هوس کردم صبحانه عالی بخورم و در حالی که سیر بودم آن خرگوش و بچه هایش را پاره پاره کردم و خوردم فکر می کنم که خداوند به خاطر این گناه، غضب کرده باشد.
جنگلیان فریاد زدند که هرگز چنین نیست تو صاحب هوش و درایتی و این هوش تو بوده است که به تو این اجازه را داده که چنین کاری را بکنی و این ثمره و میوه «باهوش بودن توست» خدائی که این همه هوش به توداده ، هرگز غضب نخواهد کرد


نوبت به بز رسید گفت : روزی به شدت گرسنه بودم و شیری در پستان نداشتم بزغاله من بسیار گرسنه بود ، از کنار باغی گذر کردم که مال یتیمی بود مقداری علف از باغ بیرون زده بود و من بدون اجازه آن یتیم مقداری از علف ها را خوردم و فکر می‌کنم که این مال حرامی که من خورده ام موجب شده است تا خداوند چنین غضب بزرگی را بر ما بکند.
جنگلیان یکصدا فریاد زدند که کاملاً صحیح می گویی تو با این جرم بزرگ خود ، نقض قواعد و مقررات کرده‌ای ، و اینچنین قواعد و مقررات آمره ای را که شما نقض کرده ای قطعا موجب غضب خدا شده است و باید تاوانش را پس بدهی و بر سر او ریختند و او را پاره پاره کردند و خوردند!!

این داستان تخریب محیط زیست ، پولشویی و امثال آن هاست که غربی ها (انگلستان ، سوئیس ، آمریکا ، کانادا و دیگران) و اقمار آنها مانند امارات، بالاترین فساد و تخریب محیط زیست را دارند و در پولشویی و دزدی و غارت اموال ، بزرگترین ها هستند و هرچه پول دزدی است در بانک های آن هاست و هر کجا تخریب اساسی محیط زیست است ، را در پرونده خود دارند.
اما در جنگل حقوق بین الملل ، این حق آنهاست و کسی نباید آن ها را زیر سوال ببرد.
اما اگر در ایران کسی بخواهد کوچکترین کاری بکند ، بلافاصله مبارزه با پولشویی FATF و مبارزه با تخلفات محیط زیستی، پدر جدش را دستش می دهد و «جنگلیان سازمانهای بین المللی» بر سرش خواهند ریخت و غارتش خواهند کرد و پاره پاره نموده و نابودش می کنند (البته اگر بتوانند) و این واقعیتی است که در جنگل جهانی حاکم است.