داستان گرانی ، چگونه سال 1340 گران شده بود ، پیش بینی گرانی صد سال بعد ، که بسیار زودتر رسید
گرانی از 50 سال قبل تا ... صدها سال بعد
برخی تصور می کنند که گرانی همین امروز و دیروز است
در حالی که اگر به رسانه ها و روزنامه ها و اشعار قدیمی در دوران حکومت پهلوی ها مراجعه کنیم
خواهیم دید که این وضعیت همواره بوده است
نوشته زیر مربوط به مهدی سهیلی است که از گرانیهای سال های دهه 1340 ایران سخن رانده و برای اینکه دوستش را آرام کند ، پیش بینی برای صد سال آینده هم کرده است
البته هنوز ما به صد سال پیش بینی او نرسیده ایم ، اما جالب است که سیر تحول و گرانی کشورمان بسیار بیشتر از پیش بینی غلو گونه او در آن زمان بوده است .
آری گرانی این گونه بود در زمان سال های 1340
بخوانید :

صد سال بعد
از کتاب مهدی سهیلی – دهه 40 شمسی
با دوستم نشسته بودیم و از هر در سخن میگفتم ، ضمن صحبت گفتم :
- از قیمت زمین خبر داری ؟ ... زمین را در خیابان شاهرضا (انقلاب کنونی) متری دو هزار تومان فروخته اند.
- گفت : پدران ما عجب بی عقل بودند ، زمین متری یکشاهی را میگفتند گرانست و حالا همان زمین متری دو هزار تومان فروش میرود و بازهم ساعت به ساعت ترقی می کند.
- گفتم : بیچاره ها دور هم مینشینند و بخودشان باد میکردند که ما تخم مرغ " چهل تا یکشاهی " خریدیم و زن طلاق ندادیم ! مثل اینکه هنر کرده بودند روغن کرمانشاهی را " چهار من " دو قران میخریدند و بازهم "قُرقُر" میکردند. حالا اگر سر از قبر در بیاورند و ببینند تخم مرغ دانه ای دو ریال و روغن کیلویی یکصد و چهل ریال است دوباره سکته خواهند کرد.
- دوستم گفت : باور کن صد سال بعد هم همینطوری خواهد شد و اگر ما الان پیش بینی کنیم که صد سال بعد چه خواهد شد یا باور نمیکنیم یا از خنده روده بر میشویم.
مثلا : صد سال دیگر یک دختر بچه با یک کاسه ی کوچک به دکان بقالی مراجعه میکند و میگوید : آقا این "دویست تومان " را ماست بده !
بقال میگوید بروبچه ، راه را باز کن ، بگذار باد بیاید دویست تومان را که ماست نمیدند ؟!
*مردی به بقالی مراجعه میکند می گوید : آقا تخم مرغ دانه ای چند ؟*
بقال میگوید : مرغها اعتصاب کرده اند ، دانه ای چهل تومان!
مشتری هم بدون چون و چرا ده تا تخم مرغ را به مبلغ چهارصد تومان میخرد که فقط یک "نیمرو" درست کند و با خانمش ناهار بخورد !
* گردو فروشهای صد سال بعد "سرپل تجریش " فریاد خواهند زد : آی صاحب کمال ، پول حلال ، گردو فالی هزار تومنه !
* خیاری داد میزند : گل به سر دارم خیار ، دانه ای دویست تومان ، جفتی سیصد و پنجاه تومن
* انگوری دم مسجد شاه داد میزند : به به بلیت طلاشه انگوری ، باغت آباد شه ! دیگه ارزونش کردم کیلویی هفتصد تومن !
* فلان مرد فقیر کور ، کنار کوچه می ایستد و می گوید : آقایان عاجزم ، گرسنه ام ، برای رضای خدا فقط پنج هزار تومن بدید شام بخورم !
* بچه ، صبح اول وقت از خواب برمیخیزد و به پدرش می گوید : آقا جان ! هزار تومن بده میخوام یک سر قلم بخرم !
* روزنامه فروش فریاد میزند : اطلاعات هفتگی ششصد تومان !
* خلاصه یک " سردرد " با خریدن یک قرص "نورامون ویرا " چهارصد تومان تمام میشود !
برفیقم گفتم : پس با این پیش بینی شما صد سال بعد زمین متری چند خواهد شد ؟
گفت : در صد سال بعد یک متر زمین برای یک " ده " بزرگ کفایت میکند برای اینکه سال به سال نژاد بشر شور ! میرود و کوچکتر میشود و مردم از مورچه هم ریزتر خواهند شد و برای هر خانه ی بزرگ ، یک " سانتی متر " مربع زمین کافی خواهد بود و بی شک ، زمین هر میلی مترش بیست هزار تومان خواهد شد ولی خوشبختانه در آن زمان من و تو " زیر زمین " خواهیم بود !!
تذکر : نقل از رسانه های دیگر ، به معنای تایید محتوای آن ها نیست ، صرفا جهت مستند بودن مطالب است
برخی از تصاویر در کروم یا فایر فاکس دیده نمی شود ، اگر تصویری را ندیدید ، بروزر دیگر را آزمایش کنید + نوشته شده در سه شنبه هشتم شهریور ۱۴۰۱ ساعت 15:49 توسط مدیر |