وقتی «اقلیت سالم» قربانی «اکثریت فاسد» میشوند، «نظام اداری مشکل دارد» اصلاح آن هزینه دارد
😭داستانوضعیت اداری کشور از 100 سال قبل تا کنون؛ که فقط با «مدیریت پلتفرمی» و حذف «ساختارهای تو درتو» بدون شعار و بدون جو زدگی ، انجام شود

■{حرف حساب را از هر شخصی باید پذیرفت ، حتی از} ایرج پزشکزاد {که خودش در دوران شاه در همین ساختار فاسد اداری به بالاترین مدارج اداری رسیده بود و از امکانات فرهنگی مختلف ، بهره وری ویژه داشت} روزنامه نگار و نویسنده معروف سالها قبل نوشته است: من در کلاس سوم دبستان که درس میخواندم شاگرد بسیار درسخوان و ترو تمیز و منظمی بودم... {خودش از خودش تعریف می کند}
□یک روز مدیر مدرسه، من و سه - چهار دانش آموز دیگر که مثل من شیک و ترو تمیز بودند را صدا کرد پرونده مان را زیر بغلمان گذاشت و از مدرسه اخراجمان کرد.!
●شب گریه کنان جریان را به پدرم گفتم، فردا صبح پدرم دستم را گرفت و به مدرسه برد و با عصبانیت از مدیر مدرسه علت اخراج مرا پرسید!
○مدیر گفت؛ چون بچه های این مدرسه همه به بیماری کچلی مبتلا هستند از مرکز دستور داده اند برای اینکه بچه های سالم، مبتلا به کچلی نشوند هر بچه کچلی که در مدرسه هست اخراج کنید!
■پدرم گفت؛ اما پسر من که کچل نیست! مدیر مدرسه گفت؛ بله منم میدانم پسر شما کچل نیست اما اگر قرار بود کچل ها را از مدرسه اخراج کنیم باید درِ مدرسه را می بستیم!
□این بود که چهار- پنج بچه ای که کچل نبودند را اخراج کردیم تا مدرسه تعطیل نشود!
*متن کامل را در آدرس زیر 👇👇👇 ببینید*
●تحلیل مدیریتی داستان:
داستان طنزآمیز و در عین حال تلخ ایرج پزشکزاد، فراتر از یک خاطره، یک مدل تحلیلی برای درک وضعیتهای بحرانی در ساختارهای مدیریتی و سیاسی است.
○وقتی «اقلیت سالم» قربانی «اکثریت فاسد» میشوند.
داستان «اخراج غیرکچلها» از مدرسه، نمادی است از آنچه در علم سیاست و مدیریت "وارونگی ساختاری" نامیده میشود. در ادامه این پدیده را از سه منظر بررسی میکنیم:
▪︎بقای سازمان به قیمت حذف کیفیت.
در مدیریت استاندارد، هدف حذف "عنصر فاسد" برای نجات "کل سیستم" است. اما وقتی فساد یا ناکارآمدی از حد آستانه بگذرد و فراگیر شود، مدیران ضعیف برای حفظ ظاهرِ سازمان (باز نگه داشتن درِ مدرسه)، صورتمسئله را پاک میکنند.
• نتیجه: در این حالت، سیستم به جای اصلاح خود، به «پاکسازی معکوس» دست میزند. یعنی هر چه که با بدنه فاسد ناهمگون باشد (شفافیت، صداقت، تخصص) را اخراج میکند تا تنش داخلی از بین برود.
▪︎هزینه بالای اصلاح در برابر حذف.
از منظر هزینه-فایده، وقتی فساد سیستمی (Systemic Corruption) رخ میدهد، هزینه اخراج مفسدان برابر است با فروپاشی کامل آن ساختار. مدیر در اینجا به یک «بنبست اخلاقی» میرسد:
- اگر فاسدها بروند، کسی برای کار کردن نمیماند.
- پس بهتر است «سالمها» بروند تا تضاد و رسوایی به حداقل برسد.
•این دقیقاً همان نقطهای است که در آن «فساد» به یک «هنجار» تبدیل شده و «سلامت» به یک «آنومالی» یا ناهنجاری تغییر ماهیت میدهد.
▪︎یکدستی به قیمت تهیشدگی.
در عرصه سیاست، استراتژی «خالصسازی» یا «یکدستسازی» که پزشکزاد با ظرافت به آن اشاره میکند، منجر به فرار مغزها و سرمایهها میشود.
• وقتی معیارِ ماندن، نه «کارآمدی» بلکه «همرنگی با وضع موجود» باشد، افراد سالم خودبهخود حذف یا مجبور به ترک صحنه میشوند.
• پیامد: جامعهای که برای تعطیل نشدن، فرزندان سالم خود را اخراج میکند، شاید درِ مدرسهاش باز بماند، اما دیگر در آن «آموزشی» رخ نمیدهد؛ فقط کچلی تکثیر میشود!
*●نتیجهگیری:*
حکایت پزشکزاد هشدار میدهد که فساد لزوماً با "دزدی" شروع نمیشود؛ بلکه از جایی آغاز میشود که مصلحتِ حفظِ صندلی بر حقیقتِ اصلاح پیشی میگیرد. وقتی برای جلوگیری از تعطیلی یک ساختار بیمار، افراد سالم را قربانی میکنیم، در واقع آن ساختار را از درون تهی کردهایم. مدرسه باز است، اما همه کچلاند!
*این واقعیت ساختار اداری کشور است😭😭😭 که همواره بوده و هست، و باید با مدیریت پلتفرمی، تعطیل شود و تحول واقعی صورت گیرد*
✅ این داستان را با مطلب جلاسان گردگوی بخوانید
https://ble.ir/barayemotalehe1/3282801480493674725/1732188153688
✅ دلیلِ جالبِ بهدوشگرفتنِ الاغ
https://ble.ir/barayemotalehe1/4528731507302504740/1732263760991
✅ حکایت اخراج مورچه
https://ble.ir/barayemotalehe1/-4461410281066943269/1756965062073
ایرج پزشکزاد (8 بهمن 1305 – 22 دی 1400) نویسنده و طنزپرداز ایرانی معاصر بود. او بیشتر به خاطر آفرینش رمان داییجان ناپلئون و شخصیتی به همین نام شناخته میشود. در سال 1355 مجموعه تلویزیونی داییجان ناپلئون توسط ناصر تقوایی برگرفته از این رمان ساخته شد. کتاب دایی جان ناپلئون در سال 1996 میلادی توسط دیک دیویس به زبان انگلیسی ترجمه شدهاست.
زندگی
پزشکزاد در سال 1305 در بهبهان زاده شد. پدرش حسن پزشکزاد یک پزشک و مادرش شاهزاده فکری ارشاد دختر مؤیدالممالک فکری ارشاد بود. معزدیوان فکری نیز دایی او بود. وی پس از تحصیل در ایران و فرانسه در رشته حقوق دانشآموخته شد و به مدت پنج سال در ایران به قضاوت در دادگستری مشغول بود. پس از آن به خدمت در وزارت امور خارجه ایران ادامه داد و آخرین سمتش مدیرکل روابط فرهنگی بود.
تذکر : نقل از رسانه های دیگر ، به معنای تایید محتوای آن ها نیست ، صرفا جهت مستند بودن مطالب است
برخی از تصاویر در کروم یا فایر فاکس دیده نمی شود ، اگر تصویری را ندیدید ، بروزر دیگر را آزمایش کنید + نوشته شده در چهارشنبه بیست و نهم بهمن ۱۴۰۴ ساعت 16:23 توسط مدیر |