آمریکا ، سیستمی کاملا دمکراتیک !! است که نمی دانیم چطوری فقط دو حزب می توانند در صحنه باشند و 250 سال است هیچ حزب دیگری وجود ندارد !!
البته روی کاغذ احزاب فراوان دارد ولی در واقعیت خبری نیست ... و همچنان قبله عاشقان دمکراسی است
*در کشورهای دیگر چند حزبی است و از جمله در فرانسه احزاب مختلف کاندیدا دارند
کمی اوضاع از آمریکا بازتر است اما در واقعیت ، آن ها هم الیگارشی های خاص هستند که هر کدام با پول و رسانه بیشتر ، موفق می شوند*
مکرون ، یکی از الیگارشی های فرانسه است که از زمانی که آمده ، یک سره درگیر با دیگران است و هر چند روز یک بار ، نخست وزیر عوض می کند
تحلیلگران رسانه های غربی ، این را بی ثباتی سیاسی می نامند و رتبه اعتباری فرانسه ، کاهش یافته است
باید منتظر ماند و دید که چه می شود

گاردین سه‌شنبه 14 اکتبر 2025 برابر با 22 مهرماه 1404 ساعت 05:00 به وقت گرینویچ : *آشوب سیاسی فرانسه موقتی نیست - این یک بحران عمیق قانون اساسی است*


France’s political upheaval isn’t temporary - it’s a profound constitutional crisis


*نخست وزیر قدیمی با تیم جدیدی برگشته است، اما این تیم نمی‌تواند دوام بیاورد: یک دموکراسی نمی‌تواند رئیس جمهوری با اختیارات یک پادشاه داشته باشد.*


The old prime minister is back with a new team, but it can’t last: a democracy can’t have a president with the powers of a king


سباستین لکورنو، نخست وزیر فرانسه - که هفته گذشته به طور غیرمنتظره استعفا داد و چهار روز بعد دوباره منصوب شد - سرانجام کابینه جدیدی را برای امانوئل مکرون تشکیل داد تا تنها چند ساعت قبل از عزیمت به اجلاس صلح غزه، منصوب کند. با این حال، *تعداد کمی انتظار دارند که مکرون با راه حلی برای بحران سیاسی داخلی رو به وخامت که ریاست آن را بر عهده دارد، از مصر بازگردد. تعداد کمتری هنوز به دولتی که آنقدر مطیع مکرون است که بتواند از جلسات آینده مجلس ملی جان سالم به در ببرد، اعتماد کافی دارند.*


The French prime minister, Sébastien Lecornu – who unexpectedly resigned last week before being reappointed four days later – finally cobbled together a new cabinet for Emmanuel Macron to appoint just hours before he left for the Gaza peace summit. Few expect Macron to return from Egypt with a solution to the deepening domestic political crisis he presides over, however. Fewer still have enough trust in a government so subservient to Macron that it can survive the forthcoming deliberations of the National Assembly.

از آنجا که این یک بحران پارلمانی متعارف نیست، بلکه یک بحران رژیم است . با الهام از دیدگاه شارل دوگل مبنی بر برتری قوه مجریه که به یک قدرت شبه سلطنتی ریاست جمهوری واگذار شده بود، سیستم حکومتی که توسط جمهوری پنجم در سال 1958 تأسیس شد، دیگر کارایی ندارد. *دولت فرانسه که با یک پارلمان معلق، بحران مالی شدید و یک محیط بین‌المللی بی‌ثبات به چالش کشیده شده است، فلج شده است.*

Because this is no conventional parliamentary crisis, but a crise de régime. Inspired by Charles de Gaulle’s vision of executive pre-eminence vested in a quasi-monarchic presidential ascendancy, the governing system established by the Fifth Republic in 1958 no longer functions. Challenged by a hung parliament, a severe fiscal crisis and a volatile international environment, the French state is paralysed.


*ترجمه کامل مطلب را در آدرس زیر 👇👇👇 ببینید*

آشوب سیاسی فرانسه موقتی نیست - این یک بحران عمیق قانون اساسی است
پیر پرسیگل

Pierre Purseigle

نخست وزیر قدیمی با تیم جدیدی برگشته است، اما این تیم نمی‌تواند دوام بیاورد: یک دموکراسی نمی‌تواند رئیس جمهوری با اختیارات یک پادشاه داشته باشد.
سه‌شنبه 14 اکتبر 2025 برابر با 22 مهرماه 1404 ساعت 05:00 به وقت گرینویچ

A man holds a stuffed pink heart that says:
تظاهراتی در بیرون La Rotonde، رستوران مورد علاقه امانوئل ماکرون، پاریس، 2 اکتبر 2025. عکس: Telmo Pinto/SOPA Images/Shutterstock
سباستین لکورنو، نخست وزیر فرانسه - که هفته گذشته به طور غیرمنتظره استعفا داد و چهار روز بعد دوباره منصوب شد - سرانجام کابینه جدیدی را برای امانوئل مکرون تشکیل داد تا تنها چند ساعت قبل از عزیمت به اجلاس صلح غزه، منصوب کند. با این حال، تعداد کمی انتظار دارند که مکرون با راه حلی برای بحران سیاسی داخلی رو به وخامت که ریاست آن را بر عهده دارد، از مصر بازگردد. تعداد کمتری هنوز به دولتی که آنقدر مطیع مکرون است که بتواند از جلسات آینده مجلس ملی جان سالم به در ببرد، اعتماد کافی دارند.
از آنجا که این یک بحران پارلمانی متعارف نیست، بلکه یک بحران رژیم است . با الهام از دیدگاه شارل دوگل مبنی بر برتری قوه مجریه که به یک قدرت شبه سلطنتی ریاست جمهوری واگذار شده بود، سیستم حکومتی که توسط جمهوری پنجم در سال 1958 تأسیس شد، دیگر کارایی ندارد. دولت فرانسه که با یک پارلمان معلق، بحران مالی شدید و یک محیط بین‌المللی بی‌ثبات به چالش کشیده شده است، فلج شده است.
در قلب مشکل، ماهیت دفتر ریاست جمهوری و سیاست‌های رئیس جمهور فعلی نهفته است. مکرون که در انتخابات ژوئن 2024 اروپا شکست خورد، پارلمان را منحل و انتخابات زودهنگام اعلام کرد و با بی‌ملاحظگی، رسوایی راست افراطی را به جان خرید، سپس با موج بی‌سابقه‌ای از حمایت در نظرسنجی‌ها، قدرت را به دست گرفت.
برخلاف تمام انتظارات، یک ائتلاف چپ‌گرا که با عجله تشکیل شده بود و یک کمپین رأی‌گیری تاکتیکی، حزب «تجمع ملی » مارین لوپن را خنثی کرد . اما هیچ گروه سیاسی در فضای انتخاباتی پراکنده‌ای که از انتخابات پدیدار شد، کرسی‌های کافی برای حکومت به تنهایی به دست نیاورد. با این حال، مکرون منطق دموکراتیک و محاسبات پارلمانی را به چالش کشید. او ادعای چپ میانه‌رو مبنی بر اینکه حق تلاش برای تشکیل دولت را به دست آورده است، رد کرد. در عوض، او به طور متوالی نخست وزیران محافظه‌کار و میانه‌رو را برای ریاست دولت‌های اقلیت منصوب کرد، در حالی که قادر به حل یک معادله سیاسی بسیار پیچیده نبودند.
تصور اینکه لکورنو، متحد نزدیک مکرون، چگونه می‌تواند در تصویب بودجه ملی موفق شود، در حالی که دو سلف بلافصل او، میشل بارنیه و فرانسوا بایرو ، شکست خوردند، دشوار است و انتخابات جدید قانونگذاری اجتناب‌ناپذیر به نظر می‌رسد. درخواست‌ها برای استعفای خود رئیس جمهور بلندتر شده و دیگر محدود به حاشیه‌های رادیکال نیست . دو نفر از نخست وزیران سابق او هفته گذشته به این جمع پیوستند . با این وجود، انتخابات زودهنگام ریاست جمهوری بعید است. مکرون هیچ الزامی برای ترک الیزه قبل از پایان دوره ریاست جمهوری خود در سال 2027 ندارد و قول داده است که آن را به سرانجام برساند.
با این حال، دیر یا زود، او مجبور خواهد شد به جمع رأی‌دهندگان بازگردد، که ممکن است به خوبی حزب راست افراطی «جبهه ملی» را تقویت کند، اما همچنان یک پارلمان معلق دیگر را انتخاب کند. این رژیم که ثبات آن مبتنی بر احترام اصولی به اراده عمومی و وجود اکثریت قاطع است، هرگز برای تسهیل - و حتی جلوگیری از - ظهور ائتلاف‌های حکومتی رایج در بقیه اروپا طراحی نشده بود. جمهوری پنجم ممکن است وارد مرحله پایانی خود شده باشد. مانند پروژه ماکرونیستی، این پروژه نیز به محض مراسم تحلیف او شروع به فروپاشی کرد.
هرچند قابل توجه بود، اما پیروزی ماکرون در سال 2017 را می‌توان به عنوان شکست جمعی نسلی سیاسی که در اواخر دهه 1970 به بلوغ رسیده بودند، درک کرد. این گروه به رهبری نیکولا سارکوزی در جناح راست و فرانسوا اولاند در جناح چپ، هیچ یک از تجربه تاریخی و اندکی از بار فکری دوگل یا فرانسوا میتران را نداشتند. در عصر جهانی شدن مالی و نابسامانی‌های اجتماعی-اقتصادی، آنها نتوانستند پاسخ مناسبی به نگرانی‌های رأی‌دهندگان ارائه دهند. دوره ریاست جمهوری اولاند به ویژه چالش برانگیز بود، که با بحران بدهی منطقه یورو و موج بی‌سابقه‌ای از حملات تروریستی تعریف می‌شد.

Sébastien Lecornu speaking on France 2 with an image of France’s President Emmanuel Macron in the background, 8 October, 2025.
سباستین لکورنو در حال صحبت در شبکه 2 فرانسه با تصویری از امانوئل مکرون، رئیس جمهور فرانسه، در پس‌زمینه، 8 اکتبر 2025. عکس: لودوویچ مارین/خبرگزاری فرانسه/گتی ایمیجز
اولاند کشور را در سوگ و جمهوری را در تردید نسبت به ارزش‌ها و ماموریت خود ترک کرد. او که از نظر سیاسی ضعیف شده بود، برای دوره دوم نامزد نشد و سوسیالیست‌ها را با یک نامزد ضعیف و چپ‌ها را با تفرقه تنها گذاشت. در همین حال، وارثان سارکوزی یک سیاستمدار فاسد دیگر را به عنوان قهرمان خود انتخاب کردند و شاهد فروپاشی کمپین او بودند. در چشم‌انداز سیاسی که توسط پوپولیسم‌های مختلف بی‌ثبات‌تر شده بود، مکرون که در آن زمان تنها 39 سال داشت، فرصتی را دید و هوشمندانه از آن بهره‌برداری کرد. او به بخش بزرگی از افکار عمومی ناراضی اجازه داد تا خواسته‌های خود را بر روی فهرست نسبتاً خالی او منعکس کنند. از آنجایی که اکثر رأی‌دهندگان تصمیم گرفتند علیه احزاب سنتی جریان اصلی در راست و چپ رأی دهند، نامزدی او به عنوان منبع آزمایش نشده‌ای برای سرخوردگی‌های سیاسی مختلف ظاهر شد. در دور دوم، لو پن ثابت کرد که با استعدادهای او برابری نمی‌کند و مکرون پیروز شد.
خیلی زود شخصیتی که بسیاری امیدوار بودند بتواند تحول‌آفرین باشد، معلوم شد که فقط یک مرد جوان دیگر با ایده‌های قدیمی است. ظرف چند هفته، او ظواهر و ظواهر دفتر را پذیرفت و شروع به اداره کشور به شیوه‌ای از بالا به پایین و مدیریت خرد کرد که با کشوری ناآرام و مضطرب سازگار نبود. اقتصاد قطره‌چکانی و مبتنی بر عرضه او به رانت‌جویان اجازه داد تا به قیمت تضعیف اقتصاد کلان‌تر، رونق بگیرند.
مکرون که از نظر قانون اساسی از فشارهای سیاسی مصون بود، به موجود تفرقه‌انگیز رژیم ریاست جمهوری فرانسه تبدیل شد. به نظر می‌رسد کمتر نظام دموکراتیکی تا این حد طراحی شده باشد که جاه‌طلبی‌های سیاسی مشروع را به اختلالات شخصیتی خودشیفته تبدیل کند. از بحران جلیقه‌زردها به بعد، از زمانی که رژیم ناتوان از رسیدگی به نگرانی‌های عمومی نشان داد، مکرون پیوسته سازوکارهای نمایندگی نوآورانه و سازمان‌های جامعه مدنی را تحقیر می‌کرد. در سال 2022، حمله به اوکراین و اختلاف نظر در اپوزیسیون به او اجازه داد تا دوباره انتخابات را به مجموعه‌ای از گزینه‌های منفی تقلیل دهد. دور دوم دیگری در برابر لوپن به او کمک کرد تا رأی‌دهندگانی را که در درجه اول نگران دموکراسی بودند، گرد هم آورد.
اکنون خود مکرون خصومت ملت را متمرکز کرده است. او ممکن است دولت خود و رژیم ناکارآمد را با خود سرنگون کند.
• پیر پورسیگل، مورخ فرانسوی در دانشگاه وارویک

https://www.theguardian.com/commentisfree/2025/oct/14/france-consitutional-crisis-prime-minister-president