معامله برد برد🤔: چگونه روسیه آلاسکا را به آمریکا فروخت، مانند محمد رضا پهلوی، که بحرین را مجانی داد
آمریکا در دوران خود ، با فریب یا ترساندن و یا بمباران حاکمیت خود را تثبیت کرده است
در سال 1867 تزار الکساندر دوم سرزمینهای نفتخیز خود را طی یک معاملهای 7.2 میلیون دلاری به ایالات متحده فروخت زیرا احساس می کرد که آن سرزمین ها دور است و باید یک معامله برد برد انجام دهد
جامعه روسیه همچنان این معامله را تحقیر امیز می دانند
جالب آن که آن روزگاران ، در آمریکا برخی رسانه های آمریکائی آن را خسارت می دانستند و بر اساس «خوی بُز خری» که دارند معتقد بودند که باید ارزان تر می خریدند
هرچه بود ، تزار روسیه ، آلاسکا را داد رفت !!
همچنانکه محمد رضا پهلوی ، بحرین را داد رفت
گاردین سهشنبه 12 اوت 2025 برابر با 21 مرداد 1404 ساعت 11:46 به وقت گرینویچ : پوست سمور آبی، کشیشان ارتدکس و معاملهای 7.2 میلیون دلاری: چگونه روسیه آلاسکا را به آمریکا فروخت
Otter pelts, Orthodox priests and a $7.2m bargain: how Russia sold Alaska to the US
تزار الکساندر دوم در سال 1867 سرزمینهای نفتخیز خود را به ایالات متحده فروخت. آیا نشست مهم روز جمعه بین پوتین و ترامپ منجر به گرم شدن روابط تاریخی خواهد شد؟
Tsar Alexander II sold oil-rich territory to the US in 1867. Will Friday’s high-stakes summit between Putin and Trump result in a warming of historic ties?
فروش آلاسکا به عنوان یک برد-برد دیپلماتیک نادر ظاهر شد: برای روسیه، راهی برای جبران پول نقد، به دست آوردن یک متحد جدید و نوظهور در آن سوی اقیانوس اطلس و جلوگیری از درگیری احتمالی با بریتانیا؛ و برای ایالات متحده، فرصتی برای جلوگیری از تجاوز اروپا و اعمال نفوذ رو به رشد خود در اقیانوس آرام.
The sale of Alaska emerged as a rare diplomatic win-win: for Russia, a way to recoup cash, gain a new, emerging ally across the Atlantic and sidestep a potential conflict with Britain; for the US, an opportunity to forestall European encroachment and assert its growing influence in the Pacific.
با این حال، وقتی امپراتوری روسیه در سال 1867 با فروش موافقت کرد، در ابتدا کمتر کسی در دو سوی اقیانوس آرام آن را یک پیروزی آشکار میدانست.
Still, when the Russian empire agreed the sale in 1867, few on either side of the Pacific saw it at first as an outright triumph.
در سن پترزبورگ، برخی آن را آخرین تحقیر امپراتوری میدانستند. این مستعمره، دورافتاده و پرهزینه برای تأمین، هرگز جواهر امپراتوری نبود، با این حال قیمت - 7.2 میلیون دلار - برای بسیاری به طرز توهینآمیزی پایین بود.
In St Petersburg, it was viewed by some as the latest imperial humiliation. The colony, remote and costly to supply, had never been a jewel of the empire, yet the price – $7.2m – struck many as insultingly low.
در سال 1867، اوضاع متفاوت بود. برای مدت کوتاهی، فروش آلاسکا فصل زودگذری از گرمی روابط بین روسیه و ایالات متحده را گشود.
In 1867, the mood was different. For a short time, the Alaska sale opened a fleeting chapter of warmth between Russia and the US.
*ترجمه کامل مطلب را در آدرس زیر 👇👇👇 ببینید*
پوست سمور آبی، کشیشان ارتدکس و معاملهای 7.2 میلیون دلاری: چگونه روسیه آلاسکا را به آمریکا فروخت
تزار الکساندر دوم در سال 1867 سرزمینهای نفتخیز خود را به ایالات متحده فروخت. آیا نشست مهم روز جمعه بین پوتین و ترامپ منجر به گرم شدن روابط تاریخی خواهد شد؟
پیوتر زاور
سهشنبه 12 اوت 2025 برابر با 21 مرداد 1404 ساعت 11:46 به وقت گرینویچ

سیتکا از قلعه بارونوف در آلاسکا در سال 1894. عکس: انجمن سلطنتی جغرافیا/گتی ایمیجز
به نظر میرسید دونالد ترامپ روز دوشنبه جغرافیا و تاریخ را با هم قاطی کرده و در تلویزیون گفته است که قصد دارد روز جمعه برای دیدار با ولادیمیر پوتین در «روسیه» و در نشست بسیار مورد انتظار و پرمخاطرهشان با او دیدار کند.
این آخرین مورد از یک سری اشتباهات کلامی رئیس جمهور ایالات متحده بود - هرچند اگر او کمی بیش از یک قرن و نیم زودتر این اشتباه را مرتکب شده بود، میتوانست درست باشد.
آلاسکا، به مرکزیت نوو-آرخانگلسک، تا زمان فروش آن به ایالات متحده در سال 1867، بخشی از امپراتوری روسیه در زمان تزار الکساندر دوم باقی ماند.
وقتی جت پوتین در آلاسکا به زمین بنشیند ، با آثاری از حضور سابق روسیه روبرو خواهد شد. از سواحل وحشی و ناهموار جزیره بارانوف گرفته تا انکوریج، بزرگترین شهر این ایالت، کلیساهای ارتدکس روسی با گنبدهای پیازی شکل متمایزشان هنوز هم در این چشمانداز خودنمایی میکنند.

کلیسای جامع سنت مایکل، یک کلیسای ارتدکس روسی در سیتکا، آلاسکا. عکس: مایکل ماسلان/کوربیس/ویسیجی/گتی ایمیجز
جای پای روسیه در آلاسکا نه با ارتش، بلکه با خز آغاز شد. در اواسط قرن هجدهم، بازرگانان و ماجراجویان با انگیزهی کسب درآمد از پوست سمور دریایی، از طریق سیبری به شرق هجوم آوردند. تا دههی 1780، کاترین کبیر اجازهی ایجاد شرکت روسی-آمریکایی را صادر کرد و انحصار تجارت و حکومت در این منطقه را به آن واگذار کرد.
الکساندر بارانوف، تاجری سختکوش، در اواخر قرن هجدهم تسلط روسیه بر این منطقه را تثبیت کرد، سکونتگاهها را گسترش داد و مقاومتها را بیرحمانه سرکوب کرد، که مشهورترین آنها از سوی بومیان تلینگیت بود که به او لقب تلخ «بیقلب» داده بودند.
کشیشهای ارتدکس روسی خیلی زود به این جمع پیوستند و به تأسیس هیئتهای تبلیغی و ساخت کلیساها پرداختند. در نیو آرخانگل (که اکنون سیتکا نام دارد)، آنها کلیسای جامع سنت مایکل را ساختند که گنبد سبز آن در پسزمینهای از یخچالهای طبیعی قرار دارد و هنوز هم پس از گذشت بیش از 150 سال، چشمانداز شهر را به نمایش میگذارد.
اما در اواسط قرن نوزدهم، امپراتوری روسیه آلاسکا را بیشتر به عنوان یک بدهی تا یک دارایی میدید و بیسروصدا به دنبال خریدار میگشت. در پی شکست تحقیرآمیزش در جنگ کریمه، این سرزمین به باری بر دوش امور مالی سن پترزبورگ تبدیل شده بود و نگرانیها از گسترش حضور دریایی بریتانیا در اقیانوس آرام نیز بر این فشار افزوده بود.
ادوارد دِ استوکل، فرستاده روسیه در واشنگتن و مذاکرهکننده ارشد فروش، در نامهای به یکی از دوستانش در ژوئیه 1867 اذعان کرد: «معاهده من با مخالفت شدیدی روبرو شده است... اما این از این واقعیت ناشی میشود که هیچکس در داخل کشور هیچ تصوری از وضعیت واقعی مستعمرات ما ندارد. موضوع صرفاً فروش آنها یا تماشای ربوده شدنشان بود.»
فروش آلاسکا به عنوان یک برد-برد دیپلماتیک نادر ظاهر شد: برای روسیه، راهی برای جبران پول نقد، به دست آوردن یک متحد جدید و نوظهور در آن سوی اقیانوس اطلس و جلوگیری از درگیری احتمالی با بریتانیا؛ و برای ایالات متحده، فرصتی برای جلوگیری از تجاوز اروپا و اعمال نفوذ رو به رشد خود در اقیانوس آرام.
با این حال، وقتی امپراتوری روسیه در سال 1867 با فروش موافقت کرد، در ابتدا کمتر کسی در دو سوی اقیانوس آرام آن را یک پیروزی آشکار میدانست.
در سن پترزبورگ، برخی آن را آخرین تحقیر امپراتوری میدانستند. این مستعمره، دورافتاده و پرهزینه برای تأمین، هرگز جواهر امپراتوری نبود، با این حال قیمت - 7.2 میلیون دلار - برای بسیاری به طرز توهینآمیزی پایین بود.
روزنامه لیبرال گولوس این معامله را به عنوان «عمیقا خشم همه روسهای واقعی» رد کرد.
این روزنامه نوشت: «آیا حس غرور ملی واقعاً آنقدر بیارزش است که میتوان آن را صرفاً به خاطر شش یا هفت میلیون دلار قربانی کرد؟»
در سراسر ایالات متحده، وزیر امور خارجه، ویلیام اچ. سیوارد، که مذاکرهکننده این پیمان بود، به خاطر صرف هزینهای که منتقدان آن را غیرمنطقی برای یک منطقه یخزده میدانستند، مورد تمسخر قرار گرفت. روزنامه نیویورک دیلی تریبون این خرید را به عنوان «مالکیت اسمی بیابانهای صعبالعبور برفی» رد کرد.
سرمقاله آن شکایت داشت: «ما ممکن است با روسیه پیمان ببندیم، اما نمیتوانیم با باد شمال یا پادشاه برف پیمان ببندیم.»
پرتره یک شکارچی در آلاسکا، 1910-1920. عکس: مارکا/باشگاه تورینگ ایتالیانو/گروه تصاویر یونیورسال/گتی
دیگران این سوال را مطرح کردند که آیا قیمت به طرز مشکوکی پایین است و آیا روسیه صرفاً یک تکه خاک بیارزش را به ما فروخته است. روزنامه نیویورک ورلد در 1 آوریل 1867 نوشت: «روسیه یک پرتقال بیارزش به ما فروخته است. ارزش آن سرزمین و جزایر اطراف آن برای ما هر چه که باشد، برای روسیه دیگر ارزشی ندارد.»
با این حال، این تصور به زودی به طرز چشمگیری دگرگون شد. تب طلا در اواخر قرن نوزدهم و کشف میدانهای نفتی دههها بعد، آنچه را که زمانی به عنوان حماقت مورد تمسخر قرار میگرفت، به یکی از غنیترین سرزمینهای ایالات متحده از نظر منابع طبیعی - و یکی از بزرگترین معاملات تاریخ - تبدیل کرد.
این فروش ارزان در خاطره روسها حک شده و گهگاه الهامبخش درخواستهای ملیگرایان حاشیهای برای بازپسگیری آلاسکا بوده است. در سال 1974، هنگامی که آمریکاییها به قیمت پایین گندم پرداختی اتحاد جماهیر شوروی اعتراض کردند، ولادیمیر الکیموف، مقام تجاری شوروی، با لحنی سرد خاطرنشان کرد که آلاسکا تنها به قیمت 7 میلیون دلار فروخته شده است.
در سال 1867، اوضاع متفاوت بود. برای مدت کوتاهی، فروش آلاسکا فصل زودگذری از گرمی روابط بین روسیه و ایالات متحده را گشود.
دیپلماتهای روسی و آمریکایی پیمان واگذاری را امضا میکنند که بر اساس آن ایالات متحده آلاسکا را در سال 1867 از امپراتوری روسیه خریداری کرد. عکس: Pictorial Parade/Getty Images
روزنامه نیویورک هرالد در سال 1867 از چیزی که به نظر میرسید یک متحد جدید بالقوه در روسیه باشد، تمجید کرد و نوشت: «واگذاری آلاسکای روسیه به موضوعی بسیار مهم تبدیل میشود. این نشان میدهد که روسیه تا چه حد آماده است تا روابط حسنه خود را با ایالات متحده برقرار کند.»
این گرم شدن روابط در سال 1871 به اوج خود رسید، زمانی که دوک بزرگ الکسی الکساندروویچ یک اسکادران دریایی را به نیویورک هدایت کرد، جایی که با رژههای نظامی، پذیراییهای باشکوه و افتخارات مدنی مورد استقبال قرار گرفت.
وقتی ترامپ و پوتین این هفته در آلاسکا با هم ملاقات کنند، چشمانداز تجدید تاریخی روابط، زمینهساز آن خواهد بود. برای کیف، امید این است که این بار چنین گرمی به قیمت از دست رفتن خاکش تمام نشود - و دوران تجارت زمین به عنوان ارز در معاملات قدرتهای بزرگ، گذشته است.
https://www.theguardian.com/us-news/2025/aug/12/russia-alaska-history-usa-trump-putin-summit
تذکر : نقل از رسانه های دیگر ، به معنای تایید محتوای آن ها نیست ، صرفا جهت مستند بودن مطالب است
برخی از تصاویر در کروم یا فایر فاکس دیده نمی شود ، اگر تصویری را ندیدید ، بروزر دیگر را آزمایش کنید + نوشته شده در چهارشنبه بیست و ششم شهریور ۱۴۰۴ ساعت 21:53 توسط مدیر |