به مناسبت فرار مفتضحانه آمریکا از افغانستان مظلوم

فرار مفتضحانه ابرقدرت شکست خورده از ملت بزرگ پابرهنه افغانستان ، یعنی آمریکای جنایتکار جنگی لیبرال دمکراسی زر و زور و تزویر و سانسور از دو سه ماه قبل، آغاز شد در 15 اوت 2021 برابر با 24 مرداد 1400 با سقوط کابل اوج گرفت در همان روز ، کاخ ریاست جمهوری افغانستان سقوط کرد و اشرف غنی ، رئیس جمهور دست نشانده آمریکا، فرار کرد و مدیریت بسیار ضعیف و بی برنامه آمریکا یی ها ، صحنه های بی لیاقتی ابرقدرت را به جهان مخابره کرد
بالاخره در 30 اوت 2021 برابر با 8 شهریور 1400 ، نیروهای آمریکایی به‌طور کامل از افغانستان خارج شدند.

آخرین هواپیمای نظامی آمریکا ساعاتی پیش از پایان مهلت 31 اوت برای خروج آمریکا از افغانستان، از فرودگاه بین‌المللی حامد کرزای در کابل به پرواز درآمد و این نشان‌دهنده پایان بیش از دو دهه جنگ و جنایت آمریکا در افغانستان بود.

آمریکا پس از بیست سال جنایت در افغانستان ، مجبور به فرار شد ، فراری که مفتضحانه بود
فرار بزرگ از افغانستان ، افتضاح بزرگ برای آمریکا
برخورد وحشیانه آمریکا با پناهجویان مزدور

سرعت و کلیت شکست در پایان طولانی ترین جنگ در تاریخ ایالات متحده ، ناگزیر سوالاتی در مورد جایگاه آن در گستره وسیعتر تاریخ مدرن ایجاد می کند و شاید بزرگترین سوال این باشد که آیا این صحنه ها نشان دهنده آخرین آفت های "قرن آمریکا" است؟

گاردین شنبه 21 اوت 2021 : آیا بعد از هرج و مرج در کابل ، قرن آمریکا به پایان رسیده است؟


توضیح عکس : افغان ها هنگام پرواز از کابل ، در کنار هواپیمای ترابری نیروی هوایی آمریکا می دوند. عکس: AP

"جنگ برای همیشه" با یک افتضاح به پایان رسید. اگر این پایان مداخله گرایی آمریکا باشد ، چه چیزی جای آن را خواهد گرفت؟

چند ماه پیش پایگاه های آمریکایی در سراسر افغانستان وجود داشت ، میله های کوکا و اسنیکرز را از دستگاه های فروش خود خریداری کرده و ورزش های زنده را از تلویزیون تماشا کنید.


سرعت و کلیت شکست در پایان طولانی ترین جنگ در تاریخ ایالات متحده ، ناگزیر سوالاتی در مورد جایگاه آن در گستره وسیعتر تاریخ مدرن ایجاد می کند و شاید بزرگترین سوال این باشد که آیا این صحنه ها نشان دهنده آخرین آفت های "قرن آمریکا" است؟

ناظرسیاست خارجی آمریکا

پس از هرج و مرج در کابل، آیا قرن آمریکایی به پایان رسیده است؟

افغان ها در کنار یک هواپیمای ترابری نیروی هوایی ایالات متحده که می خواهد از کابل، افغانستان بلند شود، می دوند.

افغان ها در کنار یک هواپیمای ترابری نیروی هوایی ایالات متحده که می خواهد از کابل، افغانستان بلند شود، می دوند. عکس: AP

"جنگ همیشگی" با یک شکست تمام شده است. اگر این پایان مداخله گرایی آمریکا باشد، چه چیزی جای آن را خواهد گرفت؟

جولیان بورگر

جولیان بورگر در واشنگتن

شنبه 21 اوت 2021 16.25 BST

چند ماه پیش در سرتاسر افغانستان پایگاه‌های ایالات متحده وجود داشت که می‌توانستید خود را در امریکنا غرق کنید، میله‌های کوکا و اسنیکرز را از دستگاه‌های فروش خودکار بخرید و ورزش‌های زنده را از تلویزیون تماشا کنید.

اکنون پاسگاه به یک طرف میدان هوایی کابل کوچک شده است، بازمانده هرج و مرج از اقامت 20 ساله که در آن نیروهای گارد عقب تلاش می کنند تا آخرین تکه های عزت و افتخار را که ظاهراً توسط رهبری سیاسی در واشنگتن کنار زده شده است، با تلاش برای بیرون کشیدن نجات دهند. جنگجویان آمریکایی و متحدان افغان. آن متحدان، که زمانی از صحبت‌ها درباره دموکراسی، حقوق زنان و مطبوعات آزاد الهام می‌گرفتند، اکنون با معضلات وحشتناک مرگ و زندگی در حفظ شواهد کار خود برای یا با ائتلاف تحت رهبری ایالات متحده مواجه هستند، به امید آخرین نجات لحظه ای، یا نابود کردن آن، در تلاش برای فرار از اعدام.

پس از افغانستان، Pax Americana به پایان رسیده است - مانند ناتو. در مورد زمان نیز

سیمون تیسدال

سیمون تیسدال

ادامه مطلب

تبلیغات

سرعت و کلیت شکست در پایان طولانی‌ترین جنگ در تاریخ ایالات متحده، ناگزیر سوالاتی را در مورد جایگاه آن در گستره وسیع‌تر تاریخ مدرن ایجاد می‌کند، و شاید بزرگترین سوال این باشد که آیا این صحنه‌ها نشان‌دهنده آخرین گلوله‌های "قرن آمریکایی" هستند؟ .

این دوره ای بوده است که در آن ایالات متحده قرار بود به عنوان پلیس جهان عمل کند، نظم را طبق مجموعه ای از قوانین ثابت حفظ کند و در مواقع ضروری برای جلوگیری از بدترین جنایات علیه بشریت وارد عمل شود. واقعیت اغلب از آن ایده آل فاصله دارد، اما آیا کل پروژه، در تئوری و عمل، اکنون به پایان می رسد؟

اصطلاح «قرن آمریکایی» در سال 1941 در مقاله‌ای توسط هنری لوس، سرمایه‌دار ناشر ابداع شد، که پیشنهاد کرد: «ما می‌توانیم یک انترناسیونالیسم واقعاً آمریکایی را در زمان ما به اندازه هواپیما یا رادیو برای خودمان طبیعی کنیم.»

این جاه طلبی قطعا در سال های بعد محقق شد. رهایی اروپا از دست نازی‌ها با تمرین‌های موفقیت‌آمیز شگفت‌انگیزی در ملت‌سازی در آلمان غربی و ژاپن دنبال شد که به دموکراسی‌های مرفه و متحدان قابل اعتماد تبدیل شدند.

فرود روز D در سال 1944 تعهد آمریکا به مداخله جهانی را تثبیت کرد.

فرود روز D در سال 1944 تعهد آمریکا به مداخله جهانی را تثبیت کرد. عکس: خبرگزاری فرانسه

تبلیغات

جمعیت های دیگری در سرتاسر جهان وجود دارند که دلایلی دارند که پلیس جهانی ایالات متحده را اساساً یک پلیس خوب ببینند، مانند بوسنیایی ها و کوزووها، که وقتی قدرت های اروپایی نتوانستند رهبری آنها را انجام دهند، آمریکا وارد عمل شد.

سابینا آئودیچ از این سازمان گفت: « مطمئناً این بحران موشکی کوبا نبود، مطمئناً عراق نبود ، اما [مداخله بوسنی] ویترین خوبی است از آنچه می‌توان انجام داد وقتی آمریکا یک جاه‌طلبی معتدل، خوش‌خیم و خوش‌خیم دارد». حزب اصلاح طلب لیبرال بوسنیایی ناشا استرانکا.

پس از مداخله به رهبری ایالات متحده در بوسنی و متعاقب آن توافقنامه صلح دیتون بود که مادلین آلبرایت، وزیر امور خارجه ایالات متحده گفت: «اگر مجبوریم از زور استفاده کنیم، به این دلیل است که ما آمریکا هستیم. ما ملتی ضروری هستیم.» تعداد کمی از مقامات ایالات متحده در حال حاضر چنین صحبت می کنند، و آخرین آمریکایی هایی که در افغانستان باقی مانده اند واقعاً احساس می کنند بسیار ضروری هستند.

در سایر نقاط جهان، تجربه پلیس جهانی آمریکا کاملاً متفاوت بوده است. آنجا بود که اجازه می داد نفت جریان پیدا کند و نفتکش ها بدون مانع حرکت کنند و مجموعه ای از قوانین را اجرا می کرد، البته قوانینی که در ابتدا برای منافع ایالات متحده و تعداد انگشت شماری از قدرت های بزرگ طراحی شده بودند. در آمریکای لاتین، روکش حتی نازک‌تر بود، و پلیس مانند یک شرکت امنیتی خصوصی برای منافع چند شرکتی عمل می‌کرد.

هرج و مرج در میدان هوایی کابل هفته گذشته در حالی که مردم تلاش می کنند از کشور فرار کنند.

نیمی از بریتانیایی ها فکر می کنند که خروج نیروهای آمریکایی از افغانستان اشتباه بوده است

ادامه مطلب

قرن آمریکایی پس از فروپاشی دیوار برلین و ظهور ایالات متحده به عنوان تنها ابرقدرت بی‌رقیب جهان به اوج خود رسید. اتحاد جماهیر شوروی در سال 1991 منحل شد، نیم قرن بعد از اینکه لوس مقاله خود را منتشر کرد.

این آپوتئوز یک دهه به طول انجامید، تا زمانی که فاجعه از آسمان آبی روشن در 11 سپتامبر 2001 رخ داد. نزدیک به 3000 نفر در حملات به نیویورک و واشنگتن کشته شدند، اما این واکنش درونی آمریکا بود که برای ایالات متحده زیان آورتر بود. ایستاده در جهان

سقوط دیوار برلین در سال 1989 نقطه اوج قدرت ایالات متحده در سراسر جهان بود.

سقوط دیوار برلین در سال 1989 نقطه اوج قدرت ایالات متحده در سراسر جهان بود. عکس: سیپا پرس / ویژگی های رکس

تبلیغات

این "جنگ های همیشگی" را در افغانستان و عراق آغاز کرد، که ممکن است اکنون برای ایالات متحده به پایان برسد، اما واقعیتی است که برای جمعیت غیرنظامی باقی مانده برای سال ها، شاید دهه های آینده، ادامه خواهد داشت.

فاجعه به دنبال فاجعه آمد: بهار عربی یک وارونگی وحشتناک از انقلاب دموکراتیک اروپا بود که قرار بود از آن الگوبرداری کند، و هرج و مرج خونین را هم در جایی که رژیم‌های قدیمی سقوط کردند، مانند لیبی، و هم جایی که آنها ثابت قدم بودند - سوریه بر جای گذاشت.

به گفته نلی لحود، تحلیلگر اندیشکده New America که مقالات خود را بررسی کرده است، آسیب یازده سپتامبر کاملاً آنطور که رهبر تروریست اسامه بن لادن قصد داشت آشکار نشد، اما در تغییر "موفقیت فاجعه باری" داشت. جهان. این موردی بود که پاسخ خودایمنی بسیار کشنده تر از عفونتی بود که قرار بود با آن مبارزه کند.

اسپنسر آکرمن ، روزنامه‌نگار سابق گاردین ، در کتاب جدید خود تحت عنوان Reign of Terror: چگونه دوران 11 سپتامبر آمریکا را بی‌ثبات کرد و ترامپ را تولید کرد ، استدلال می‌کند که بدترین آسیب از طریق تأثیر «جنگ جهانی علیه تروریسم» و همه چیزهای آن، به خود وارد شده است. افراط و تفریط: شکنجه، نظارت جمعی، نظامی گری و اقتدارگرایی.

آکرمن می‌نویسد: «از میان تمام هزینه‌های بی‌پایان تروریسم، مهم‌ترین آن کمترین رقم است: مبارزه با آن به دموکراسی ما تمام شده است». چقدر شبیه آمریکا است که نمی‌دانیم تهدید واقعی ضد تروریسم بود و نه تروریسم.»

این واکنش باعث انزجار افکار عمومی آمریکا از مداخله خارجی شد. یکی از معدود موارد مشترک دونالد ترامپ و جو بایدن عزم آنها برای خروج از افغانستان بود و بایدن خروجی را که ترامپ با طالبان در فوریه 2020 در دوحه به توافق رسید، تکمیل کرد .

حملات 11 سپتامبر اقدامات تلافی جویانه ای را برانگیخت که حتی اسامه بن لادن هم نمی توانست آن را پیش بینی کند.

حملات 11 سپتامبر اقدامات تلافی جویانه ای را برانگیخت که حتی اسامه بن لادن هم نمی توانست آن را پیش بینی کند. عکس: پیتر مورگان/رویترز

تبلیغات

سرعت فروپاشی دولت افغانستان نه تنها منعکس کننده ضعف نظامی، بلکه یک بی احتیاطی و بی کفایتی بود که به وضوح در ادارات گسترش یافته بود. به دستور رئیس جمهور، مقامات مصر بودند که وقایع رخ داده در میدان هوایی کابل تکرار تخلیه سایگون در سال 1975 نیست، که عکس های آن نماد شکست آمریکا برای بیش از یک نسل بود. اما شباهت ها اجتناب ناپذیر بود.

ویت تان نگوین، نویسنده برنده جایزه پولیتزر که خانواده او در چهار سالگی از ویتنام فرار کردند، در توییتی گفت: «این که به معنای واقعی کلمه برای سقوط سایگون در سایگون بودم، مطمئناً برای من شبیه سایگون است.

ایالات متحده 130000 متحد ویتنامی را در سال 1975 تخلیه کرد و متعاقباً صدها هزار پناهنده از ویتنام، کامبوج و لائوس را پذیرفت. این آزمایشی برای انسانیت و در عین حال قدرت بود. ابرقدرتی که نتواند یا نخواهد از متحدانش محافظت کند، شایسته نام نیست.

در یک تفسیر نیویورک تایمز ، نگوین از دولت بایدن خواست تا به همان اندازه برای افغان‌ها انجام دهد. برای این غیرنظامیان، جنگ به پایان نرسیده است و برای سال‌های زیادی نیز پایان نخواهد یافت. آینده آنها - و نقش آقای بایدن در تعیین اینکه آیا این اسکان مجدد و شروع جدید است یا ترس و بدبختی - چیزی است که تعیین می کند آیا آمریکا همچنان می تواند ادعا کند که همیشه در کنار متحدانش خواهد بود یا خیر.

خروج نیروهای آمریکایی در سال 1973 و سقوط سایگون دو سال بعد، در آن زمان به همان اندازه که کابل اکنون احساس می کند، یک شکست جدی به نظر می رسید. اما این به هیچ وجه پایانی برای نقش برجسته آمریکا در جهان نبود.

اوباش از دیوار سفارت ایالات متحده در سایگون، درست قبل از پایان جنگ ویتنام در سال 1975، بالا می روند.

اوباش از دیوار سفارت ایالات متحده در سایگون، درست قبل از پایان جنگ ویتنام در سال 1975، بالا می روند. عکس: نیل اولویچ/AP

Advertisement

دانیل فرید، یکی از مقامات ارشد سابق وزارت امور خارجه و اکنون در شورای آتلانتیک گفت: «همانطور که مشخص است، استراتژی ایالات متحده در طول جنگ سرد - حمایت از آزادی و مقاومت در برابر کمونیسم شوروی - حتی در مواجهه با اشتباهات اشتباه واشنگتن در ویتنام و جاهای دیگر موفق بوده است. اتاق فکر.

ایالات متحده، بر اساس بسیاری از معیارها، بزرگترین اقتصاد جهان است، با شبکه ای بسیار قوی تر از رقیب خود، چین.

جوزف جوفه، سردبیر کهنه کار دی زیت که اکنون استاد روابط بین‌الملل در دانشگاه جانز هاپکینز است، گفت که شکست کابل «مسلماً به سه دارایی حیاتی یک قدرت بزرگ آسیب می‌زند: قابلیت اطمینان، اعتبار و انسجام اتحاد».

جوفه گفت: «ملت‌ها اکنون دو بار در مورد تعهد به ایالات متحده فکر می‌کنند و شرط‌های خود را با حرکت به سمت چین و روسیه جبران می‌کنند. با این حال، رد کنید، این نیست. قدرت‌های بزرگ هنگامی که دارایی‌های مادی آنها کاهش می‌یابد، تزلزل می‌یابند - مانند مورد بریتانیا در قرن بیستم. در مقابل، ایالات متحده بزرگترین قدرت اقتصادی باقی می ماند، با پشتیبانی از مزیت های تکنولوژیکی و پیشرفته ترین ارتش جهان که می تواند در هر نقطه از کره زمین مداخله کند، حتی از نفوذ فرهنگی گسترده ای که چین و روسیه ندارند صحبت کنیم.

حتی پس از افغانستان، نفوذ ارتش ایالات متحده در سراسر جهان همچنان ترسناک خواهد بود، با تقریباً 800 پایگاه در بیش از 70 کشور.

دومینیک تیرنی، استاد علوم سیاسی در کالج سوارتمور و می گوید: «ایالات متحده بیش از حد مداخله گرترین قدرت بزرگ در تاریخ مدرن است، به طوری که حتی زمانی که آونگ آمریکایی بیشتر به سمت غیر مداخله گرایانه حرکت می کند، ایالات متحده همچنان در سطح جهانی درگیر است. نویسنده کتاب راه درست برای شکست در جنگ: آمریکا در عصر درگیری های غیرقابل پیروزی .

Advertisement

تیرنی خاطرنشان کرد که جنگ ایالات متحده حتی لزوماً در افغانستان تمام نشده است. دولت گفته است که به حملات هوایی از راه دور به نام مبارزه با تروریسم ادامه خواهد داد.

علاوه بر این، کاهش ردپای نظامی در افغانستان و خاورمیانه به منظور آزادسازی منابع برای رقابت شدیدتر با چین است.

دوره پر هرج و مرج دونالد ترامپ به عنوان رئیس جمهور، روابط ژئوپلیتیک ایالات متحده را در سراسر جهان نامتعادل کرد.

دوره پر هرج و مرج دونالد ترامپ به عنوان رئیس جمهور، روابط ژئوپلیتیک ایالات متحده را در سراسر جهان نامتعادل کرد. عکس: Saul Loeb/AFP/Getty Images

عقب نشینی از خاورمیانه بزرگ در خدمت تمرکز بر رقبای بزرگتر چیزی است که به خوبی می تواند هژمونی جهانی ایالات متحده را تقویت کند، نه تضعیف آن. و من فکر می کنم این همان کاری است که اکثر دولت بایدن فکر می کنند که دارند انجام می دهند . جهان: تولد برتری جهانی ایالات متحده.

اما ورتهایم استدلال کرد که خصلت مداخله گرایی نظامی ایالات متحده می تواند در پی شکست در افغانستان تغییر کند. او با ابراز امیدواری که انگیزه های بشردوستانه از طریق ابزارهای غیرنظامی هدایت شود، گفت: «تصور این که ایده ملت سازی با زور از جنگ در افغانستان جان سالم به در ببرد، سخت است. از نظر من، این شکلی بسیار سازنده‌تر از انسان‌دوستانه نسبت به پروژه پرمخاطره تلاش برای کشتن برخی افراد به منظور نجات افراد دیگر است.»

تبلیغات

با این حال، تعداد کمی از مسلمانان بوسنیایی معتقدند که تدارکات بشردوستانه بیشتر از کشتارهای بیشتر در مقیاس سربرنیتسا در سال 1995 جلوگیری می‌کرد. در دهه‌های گذشته، ما برای کاهش جاه‌طلبی آمریکا تاسف خواهیم خورد.»

نگرانی در سارایوو این است که روسیه و چین فضای خالی شده توسط ایالات متحده را پر می کنند، اما بدون همان علاقه به جلوگیری از تجزیه نهایی بوسنی بر اساس خطوط قومی. این الگویی است که در سراسر جهان شاهد آن هستیم.

یکی از خطرات بزرگ برای تحلیلی که به دنبال انتقاد از امپریالیسم است، این فرض است که تنها غرب، در واقع فقط ایالات متحده آمریکا، جاه طلبی و دامنه امپریالیستی دارد. پریاموادا گوپال، استاد مطالعات پسااستعماری در دانشگاه کمبریج، گفت: این کشنده است. «تا پایان این قرن، اگر جهان به آنجا برسد، مرکز قدرت امپراتوری کاملاً تغییر خواهد کرد.

آنچه مهم است این است که مرکز ثقل سرمایه داری در حال تغییر به سمت جنوب است و بازیگرانی از روسیه و چین تا هند در حال ظهور هستند.

https://www.theguardian.com/us-news/2021/aug/21/after-the-chaos-in-kabul-is-the-american-century-over