اسرائیل برای بمب هسته ای نیاز به مخفی کاری نداشت ، آمریکا و آزانس بین المللی اتمی از خودش بودند
برخی در این توهم هستند که اسرائیل با زرنگی هرچه تمامتر توانست انرژی هسته ای خود را مخفی کند!! و با آمریکا ختلاف نظر داشت ، همان خواب و خیال هایی که برای استفاده از اختلاف بین آمریکا و اسرائیل ، برخی اشخاص «فوق پروفسور» در ایران دارند
این در حالی است که آمریکا یکی از ایالات اسرائیل است و بالعکس ، و توهم جدائی این دو، در حد «تحلیل های ابدوغ خیاری!!» رسانه ها است
آمریکا یعنی اسرائیل و اسرائیل یعنی آمریکا ، و هیچ تفاوتی ندارند
بنا براین نه مخفی کاری ای صورت گرفته و نه چیزی پنهان شده است البته از کل جهان مخفی کردند ولی هر دو جنایتکار بالفطره می دانستند که چه می کنند
آن ها با همکاری هم به همراه انگلستان و فرانسه و آلمان و الباقی ، هر جنایتی کرده و می کنند
خبرگزاری جمهوری اسلامی 9 تیر 1404، 11:04: رسانه اسپانیا: اسرائیل چگونه زرادخانه هستهای خود را با فریب و همدستی آمریکا ایجاد کرد؟
تهران- ایرنا- رسانه اسپانیا در گزارشی تحقیقی درباره چگونگی ایجاد زرادخانه هستهای رژیم صهیونیستی عنوان کرد، اسرائیل که اکنون دارای دستکم 90 کلاهک هستهای است (اگرچه تعداد واقعی آنها مشخص نیست) به راحتی بر فشار «جان اف.کندی» برای اجازه بازرسیها غلبه کرد و با «نیکسون» و «کیسینجر» به توافقی برای مخفی نگه داشتن وجود سلاحهای هستهای دست یافت.
به گزارش ایرنا، روزنامه «ال دیاریو» (eldiario.es) اسپانیا در گزارشی با تیتر «اسرائیل چگونه زرادخانه هستهای خود را از طریق فریب و همدستی آمریکا ایجاد کرد» عنوان کرد: پرواز یک هواپیمای جاسوسی U2 در سال 1958 اولین سرنخ را در اختیار ایالات متحده قرار داد مبنی بر اینکه اتفاقی در دیمونا، اسرائیل، در حال رخ دادن است. عکسها مدرک قطعی نبودند زیرا آنچه در تصاویر دیده می شد، امکان نتیجهگیری روشنی را فراهم نمیکرد، اما این احتمال وجود داشت که یک مجتمع فرآوری پلوتونیوم زیرزمینی وجود داشته باشد. برنامه هستهای اسرائیل پیش از آن با امضای پیمانی با فرانسه آغاز شده بود که طی آن، پاریس موافقت کرد به متحد خود در جنگ سوئز، یک رآکتور هستهای با قابلیت تولید مقادیر زیادی پلوتونیوم و فناوری لازم برای جداسازی پلوتونیوم از سوخت تابشی رآکتور بفروشد.
برای پر کردن شکاف میان لفاظی ها و واقعیت، اسرائیلی ها تعریف خود را از کلمه «وارد کردن» سلاحهای هسته ای به خاورمیانه را دارند. به گفته «اسحاق رابین» (پنجمین نخست وزیر رژیم صهیونیستی) که به طرف های مذاکره خود (سفیر وقت اسرائیل در واشنگتن) گفته بود، داشتن سلاحهای هسته ای تا زمانی که آزمایش هسته ای انجام ندهند، آن سلاحها را مستقر نکنند یا داشتن آنها را علنی نکنند، قانونی است. {!!!} اگر آنها هیچ کاری برای آگاه کردن جهان از وجود یک قدرت هسته ای جدید انجام ندهند، در واقع سلاحهای جدیدی را به منطقه معرفی و وارد نکرده اند .
کیسینجر بلافاصله با نیکسون مطرح می کند که چرا این سه هدف در واقع غیرقابل دستیابی هستند: این «معضل» بر این واقعیت استوار است که اگر ما در موقعیتی نباشیم که تهدید به لغو فروش هواپیما یا حتی کل روابط نظامی میان دو طرف، از جمله فروش اسلحه کنیم، «اسرائیل ما را جدی نخواهد گرفت». {!!!} چنین فشاری می تواند اعمال شود، اما اگر تمایلی برای طی کردن کامل این مسیر وجود نداشته باشد، موثر نخواهد بود.
*متن کامل را در آدرس زیر 👇👇👇 ببینید*
9 تیر 1404، 11:04 کد خبر: 85875943
T T 0 نفر
الهه طهماسبی بنفشه درق
رسانه اسپانیا: اسرائیل چگونه زرادخانه هسته ای خود را با فریب و همدستی آمریکا ایجاد کرد؟
9 تیر 1404، 11:04 کد خبر: 85875943
دیدار «کندی» و «بن گوریون» در نیویورک در ماه مه 1961
تهران- ایرنا- رسانه اسپانیا در گزارشی تحقیقی درباره چگونگی ایجاد زرادخانه هسته ای رژیم صهیونیستی عنوان کرد، اسرائیل که اکنون دارای دست کم 90 کلاهک هسته ای است (اگرچه تعداد واقعی آنها مشخص نیست) به راحتی بر فشار «جان اف.کندی» برای اجازه بازرسی ها غلبه کرد و با «نیکسون» و «کیسینجر» به توافقی برای مخفی نگه داشتن وجود سلاحهای هسته ای دست یافت.
به گزارش ایرنا ، روزنامه «ال دیاریو» (eldiario.es) اسپانیا در گزارشی با تیتر « اسرائیل چگونه زرادخانه هسته ای خود را از طریق فریب و همدستی آمریکا ایجاد کرد » عنوان کرد: پرواز یک هواپیمای جاسوسی U2 در سال 1958 اولین سرنخ را در اختیار ایالات متحده قرار داد مبنی بر اینکه اتفاقی در دیمونا، اسرائیل، در حال رخ دادن است. عکس ها مدرک قطعی نبودند زیرا آنچه در تصاویر دیده می شد، امکان نتیجه گیری روشنی را فراهم نمی کرد، اما این احتمال وجود داشت که یک مجتمع فرآوری پلوتونیوم زیرزمینی وجود داشته باشد. برنامه هسته ای اسرائیل پیش از آن با امضای پیمانی با فرانسه آغاز شده بود که طی آن، پاریس موافقت کرد به متحد خود در جنگ سوئز، یک رآکتور هسته ای با قابلیت تولید مقادیر زیادی پلوتونیوم و فناوری لازم برای جداسازی پلوتونیوم از سوخت تابشی رآکتور بفروشد.
«آیزنهاور» رئیس جمهوری پیشین آمریکا در آخرین سال دوره ریاست جمهوری خود، به دلیل افشاگری هایی که هنوز تایید نشده بود، از آغاز درگیری با اسرائیل اجتناب کرد. {!!!} دولت «جان اف کندی» موضع بسیار متفاوتی اتخاذ کرد. سیاست عدم اشاعه هسته ای یکی از اهداف اساسی رئیس جمهوری جدید بود و این امر او را در مسیر برخورد با «دیوید بن گوریون» نخست وزیر رژیم صهیونیستی قرار داد. بن گوریون که 15 سال اول قدرت در رژیم اسرائیل را در دست داشت، قصد نداشت اجازه دهد که جان اف کندی بیش از حد لازم امتیاز بگیرد. {!!!} چرا که روندی که اسرائیل از طریق آن به بمب هسته ای دست می یافت، آغاز شده بود. در حال حاضر، تخمین زده می شود که رژیم تل آویو حداقل نود کلاهک هسته ای دارد.
در ادامه این گزارش آمده است: در آن زمان، وزارت امور خارجه آمریکا و سازمان سیا هر دو، اطلاعات تایید نشده ای در مورد همکاری میان اسرائیل و فرانسه دریافت کردند. در ژوئن 1960، سفارت آمریکا در تل آویو برای اولین بار از رژیم اسرائیل خواست تا در این مورد توضیح دهد؛ پاسخ این بود که این یک کارخانه تحقیقات متالورژی بوده است. {!!!} در ماه دسامبر همان سال، واشنگتن از طریق دولت بریتانیا مطلع شد که نروژ 20 تن آب سنگین به اسرائیل فروخته است و تردیدها رفته رفته ناپدید شدند. در 8 دسامبر اما «آلن دالس» رئیس سیا، به کاخ سفید اطلاع داد که اسرائیل در حال ساخت یک نیروگاه هسته ای بزرگ است.
مدت زیادی طول نکشید که عموم مردم از این موضوع مطلع شدند. در 16 دسامبر، روزنامه بریتانیایی دیلی اکسپرس اعلام کرد که اسرائیل در دیمونا، شهری کوچک در صحرای نقب، در حال توسعه «یک بمب هسته ای آزمایشی» است. {!!!}
اولین واکنش رژیم اسرائیل، همچون همه کشورهایی بود که به بمب دست یافته اند. رژیم بن گوریون مدعی شد دیمونا «منحصراً برای اهداف صلح آمیز طراحی شده است» و «با توجه به اینکه اسرائیل به طور رسمی اورانیوم ندارد، متعهد می شود هر پلوتونیومی را که در فرآیند شکافت هسته ای تولید می شود، به ایالات متحده تحویل دهد». {!!!} این وعده ها در ابتدا اعتبار زیادی در کنگره ایالات متحده نداشتند؛ {!!!} چنان که «بورک هیکنلوپر» سناتور جمهوری خواه با لحنی بسیار با هیجان گفت: آنها مثل دزد اسب دروغ می گویند.

به نوشته این تارنمای اسپانیایی، فشار {!!!} از سوی واشنگتن بی وقفه بود. کندی هنوز امیدوار بود که «جمال عبدالناصر» رئیس جمهوری وقت مصر، طرف شوروی را نگیرد و معتقد بود که اتحاد با اسرائیل با موضع گیری در رد بمب هسته ای از سوی این رژیم سازگار است. در 30 مه 1961، در جلسه ای در سوئیت 28A هتل والدورف آستوریا در نیویورک، کندی و بن گوریون درگیر {!!!} شدند.
بن گوریون همچنان در دفاع از استفاده صلح آمیز از دیمونا قاطع بود. او ادعا می کرد که اسرائیل برای حفظ کارخانه های آب شیرین کن جهت تامین آب آشامیدنی مناطق نیازمند، به انرژی هسته ای نیاز دارد. کندی از توضیحات او قانع نمیشد {!!!} و مجموعه ای بازرسی های سالانه از دیمونا با حضور دانشمندان بی طرف را خواستار شد. بن گوریون کم کم به کندی بی اعتماد شد{!!!} و در تنگنا قرار گرفت. امتناع از بازرسی ها نشان داد که او چیزی برای پنهان کردن دارد. بن گوریون سپس موافقت کرد، اما از آن به بعد، مانع تراشی ها را آغاز کرد و موفق شد بازدیدها را به تاخیر بیندازد. بازرسی اول هیچ نتیجه ای نداشت. در مورد دوم، دانشمندان فقط اجازه یافتند 40 دقیقه در دیمونا بمانند و اجازه بازدید از ساختمان اصلی را نداشتند. همه چیز طوری ترتیب داده شده بود که آنها چیزی پیدا نکنند.
کندی می توانست با جلوگیری از فروش موشک های ضدهوایی هاوک در سال 1962، فشار علیه تل آویو را به سطوح غیرقابل تحملی افزایش دهد و این همه چیزی بود که ایالات متحده در آن زمان می توانست به آن دست یابد.
دو رویداد غیرمنتظره به آرام کردن طوفان تنش ها میان واشنگتن و تل آویو کمک کرد: استعفای بن گوریون و ترور کندی {!!!} کندی تا زمانی که در جلسه ای با «شیمون پرز» (که در آن زمان معاون وزیر جنگ وقت اسرائیل بود و از ابتدا در برنامه هسته ای دخیل بود) تعهدی دریافت نکرد، تسلیم نشد. تعهدی که تا دهه های بعدی معتبر بود. پرز در کاخ سفید گفت: «می توانم به طور کاملا واضح به شما اطمینان دهم که ما سلاحهای هسته ای را به منطقه وارد نخواهیم کرد و مطمئناً اولین کسی نخواهیم بود که این کار را انجام می دهد».
مقاومت بن گوریون در پذیرش بازرسی های واقعی در نهایت کندی را خشمگین کرد. در تاریخ روابط میان این دو متحد، ایالات متحده به ندرت به اندازه نامه ای که جان اف کندی در 18 مه 1963 خطاب به نخست وزیر اسرائیل نوشت، اولتیماتومی به این روشنی برای اسرائیل ارسال کرده است. «اگر این دولت [ایالات متحده] نتواند اطلاعات موثقی در مورد موضوع حیاتیِ ماهیت تلاش های هسته ای اسرائیل برای صلح به دست آورد، این تعهد [به امنیت اسرائیل] و این حمایت به طور جدی توسط افکار عمومی در این کشور و در غرب به خطر می افتد.» {!!!}
دو رویداد غیرمنتظره به آرام کردن طوفان تنش ها کمک کرد: استعفای بن گوریون و ترور کندی.
پاسخ اولیه نخست وزیر رژیم اسرائیل به نامه واشنگتن شامل وعده های معمول، اما با برخی شروط مبهم بود که برای آمریکایی ها روشن کرد که اسرائیلی ها پیام را درک نکرده اند. یک ماه بعد، کندی نامه دومی را با عباراتی مشابه و با لحنی کمی تندتر، ارسال کرد و تهدید مبنی بر اینکه حمایت از اسرائیل «در معرض خطر جدی» قرار گرفته است را تکرار کرد.

بن گوریون قبل از اینکه سفیر آمریکا بتواند نامه دوم را تحویل دهد، به طور غیرمنتظره ای استعفا داد. این خبر شوک بزرگی در رژیم ایجاد کرد. قدرتمندترین سیاستمدار این رژیم از همه سمت های خود استعفا داد: نخست وزیر، وزیر جنگ و رهبر حزب ماپای (که مدتی بعد به حزب کارگر تبدیل شد).
شماری از سیاستمداران و مورخان معتقدند که درگیری با واشنگتن {!!!} منجر به استعفای بن گوریون شد. برخی حتی معتقد بودند که نخست وزیر اسرائیل تحت فشار و اجبار کندی {!!!} این کار را انجام داده است. با این حال، به نظر نمی رسید که این موضوع صحت داشته باشد. «وارن باس» مورخ، در کتاب «حمایت از هر دوستی: خاورمیانه کندی و ایجاد اتحاد ایالات متحده و اسرائیل»، استدلال می کند که دلیل استعفای بن گوریون را نمی توان در برنامه هسته ای یافت. جایگاه او در حزبش غیرقابل دفاع بود. افراد قدیمی ماپای «معتقد بودند که بن گوریون نسل قدیمی تر رهبران را کنار خواهد زد و (شیمون) پرز و (موشه) دایان را در راس حزب قرار خواهد داد.» آنها قرار نبود اجازه این کار را بدهند.
بسیاری معتقد بودند که بیزاری «لوی اشکول» جانشین بن گوریون از رویارویی های بزرگ، در موضوع تنش هسته ای با آمریکا به سود او تمام خواهد شد. اشکول قصد نداشت در رابطه اش با واشنگتن خطر کند . اتخاذ رویکرد مانع تراشانه اما کارساز بود. در حالی که بن گوریون سرسخت بود، جانشین او انعطاف پذیر بود. او ایده بازرسی های منظم را بدون اینکه خیلی دقیق باشد، پذیرفت. در آن زمان، اولویت به حداقل رساندن تنش ها در رابطه ای بود که برای اسرائیل استراتژیک بود.
مرگ کندی در نوامبر 1963 باعث تغییر کامل روابط آمریکا با اسرائیل نشد. «لیندون جانسون» رئیس جمهوری بعدی آمریکا به ایده منع گسترش سلاحهای هسته ای پایبند نبود و او هرگز اجازه نداد برنامه هسته ای اسرائیل در روابط او با اشکول خللی ایجاد کند. و این آغاز دوره ای بود که تا به امروز ادامه دارد و نتیجه آن فروش بهترین سلاحها به اسرائیل بود. {!!!} 210 تانک M-48 در سال 1965؛ 48 بمب افکن اسکای هاوک در سال 1966، اولین فروش عمده هواپیما؛ و 50 بمب افکن F-4 فانتوم در سال 1968.
درخواست بازرسی های مورد نظر کندی از دیمونا که دو بار در سال بود فقط به یک مورد کاهش یافت و آمریکایی ها آنچه را می دیدند که اسرائیلی ها می خواستند ببینند! در ژوئن 1966، نیویورک تایمز گزارش داد که آخرین بازدید، «نتیجه اولیه مبنی بر اینکه این کارخانه برای تولید سلاحهای اتمی استفاده نمی شود» را برای واشنگتن محرز کرد. بنابراین آنچه از آن بی اطلاعید، نمی تواند به شما آسیبی برساند!
در مقطعی از دوران ریاست جمهوری جانسون، اسرائیل کار بر روی اولین بمب هسته ای خود را به پایان رساند. به گفته «آونر کوهن» مورخ اسرائیلی، تا زمان وقوع جنگ 1967، این رژیم «توانایی اولیه اما عملیاتی سلاحهای هسته ای»، احتمالاً دو بمب هسته ای، را به دست آورده بود.
از زمانی که «ریچارد نیکسون» (رئیس جمهوری سابق آمریکا) بارها به رژیم «گلدا مایر» (نخست وزیر وقت رژیم صهیونیستی) هشدار داد که ظهور سلاحهای هسته ای در خاورمیانه «تهدیدی مستقیم برای امنیت ملی ایالات متحده» است زیرا تلاش ها برای جلوگیری از گسترش چنین سلاحهایی در سراسر جهان را به طور جدی به تعویق می اندازد، اسرائیل شروع به شکل دهی به سیاست ابهام حساب شده ای کرد که تا به امروز ادامه دارد . این امر مستلزم تحریف حقیقت و متقاعد کردن واشنگتن مبنی بر تمایل به امضای پیمان منع گسترش سلاحهای هسته ای بود.

در نهایت، نیکسون و «هنری کیسینجر» (وزیر خارجه پیشین آمریکا) به این نتیجه رسیدند که توانایی دولتشان برای اعمال فشار بر اسرائیل محدود {!!!} است و بنابراین به طور رسمی از برنامه هسته ای رژیم اسرائیل چشم پوشی کردند. {!!!}
مجموع عواملی که در نهایت به چراغ سبز ایالات متحده برای دستیابی اسرائیل به بمب تبدیل شد، در گزارشی است که کیسینجر در ژوئیه 1969 برای نیکسون ارسال کرد و در سال 2001، کمی قبل از سفر گلدا مایر به کاخ سفید، از طبقه بندی خارج شد.
به نوشته روزنامه اسپانیا، این متن، یک راهنمای سیاست واقع گرایانه است. این متن اصول روشنی از سیاست خارجی آمریکا را تعیین می کند، اما در عین حال، اذعان می کند که اجرای آنها به دلایل دیگر به منافع این کشور آسیب می رساند. سکوت راه غلبه بر این تناقض است . اگر اسرائیلی ها چیزی می خواهند، تنها جایگزین مناسب، مخفی نگه داشتن آن است. رویکردی که گلدا مایر کاملاً با آن موافق بود. {!!!}
کیسینجر تصریح می کند که وجود سلاحهای هسته ای در خاورمیانه خلاف منافع ایالات متحده است. { بجز اسرائیل ، که عین منافع آمریکای جنایتکار در بمب اتمی اسرائیل وحشی است !!!} سپس او پتانسیل اسرائیل را شرح می دهد: اسرائیل 12 موشک زمین به زمین دارد که توسط فرانسه {!!!} تحویل داده شده است. این کشور (رژیم) یک خط تولید راه اندازی کرده و قصد دارد تا پایان سال 1970، در مجموع 24 تا 30 موشک داشته باشد که 10 عدد از آنها برای حمل کلاهک هسته ای برنامه ریزی شده اند.
با توجه به اینکه هیچ کس تصور نمی کرد که ایالات متحده تحریم هایی را علیه متحد خود اعمال کند، اهرم اصلی و تنها اهرم فشار ایالات متحده چه بود؟ فروش بمب افکن های فانتوم اف-4 که جانسون قول آن را داده و قرار بود از ماه سپتامبر آغاز شود. کیسینجر خاطرنشان می کند که هنگام امضای این قرارداد، اسرائیل متعهد شد که «اولین کشوری (رژیم) نباشد که سلاحهای هسته ای را به خاورمیانه وارد می کند». {!!!} باید به خاطر داشت که اف-4ها می توانستند برای پرتاب بمب هسته ای برنامه ریزی و تنظیم شوند.
برای پر کردن شکاف میان لفاظی ها و واقعیت، اسرائیلی ها تعریف خود را از کلمه «وارد کردن» سلاحهای هسته ای به خاورمیانه را دارند. به گفته «اسحاق رابین» (پنجمین نخست وزیر رژیم صهیونیستی) که به طرف های مذاکره خود (سفیر وقت اسرائیل در واشنگتن) گفته بود، داشتن سلاحهای هسته ای تا زمانی که آزمایش هسته ای انجام ندهند، آن سلاحها را مستقر نکنند یا داشتن آنها را علنی نکنند، قانونی است. {!!!} اگر آنها هیچ کاری برای آگاه کردن جهان از وجود یک قدرت هسته ای جدید انجام ندهند، در واقع سلاحهای جدیدی را به منطقه معرفی و وارد نکرده اند .
کیسینجر ادامه می دهد: پس از امضای قرارداد [فروش هواپیماهای F-4]، ما به رابین نامه نوشتیم تا به او بگوییم که معتقدیم صرف «داشتن» به منزله «وارد کردن» است و این دلیل کافی برای لغو قرارداد خواهد بود.
در ادامه این گزارش آمده است: آمریکا علاقه مند بود تا اسرائیل «حداقل» ان پی تی را امضا کند. کیسینجر با ترکیبی از بدبینی و واقع گرایی اذعان کرد: امضای این قرارداد هیچ تاثیری بر برنامه هسته ای اسرائیل نخواهد داشت، زیرا اسرائیل می تواند مخفیانه کلاهک های هسته ای تولید کند. {!!!}
اهداف آمریکا که به نیکسون درباره برنامه هسته ای اسرائیل ارائه شد عبارت بودند از: امضای NPT توسط اسرائیل؛ تعهد کتبی اسرائیل مبنی بر اینکه اولین کشوری (رژیمی) نباشد که سلاحهای هسته ای را به خاورمیانه وارد می کند، و روشن ساختن اینکه داشتن سلاح هسته ای مترادف با وارد کردن آن است (اگرچه کیسینجر می گوید تا زمانی که فرآیند مونتاژ کلاهک هسته ای یا نصب آن بر روی موشک تکمیل نشده باشد، می توان به آنها مجوز داد)؛ و توقف تولید و استقرار موشک های جِریکو یا هر موشک دیگری که قادر به حمل کلاهک هسته ای است.
کیسینجر بلافاصله با نیکسون مطرح می کند که چرا این سه هدف در واقع غیرقابل دستیابی هستند: این «معضل» بر این واقعیت استوار است که اگر ما در موقعیتی نباشیم که تهدید به لغو فروش هواپیما یا حتی کل روابط نظامی میان دو طرف، از جمله فروش اسلحه کنیم، «اسرائیل ما را جدی نخواهد گرفت». {!!!} چنین فشاری می تواند اعمال شود، اما اگر تمایلی برای طی کردن کامل این مسیر وجود نداشته باشد، موثر نخواهد بود.
«سیاست ابهام هسته ای؛ رژیم صهیونیستی نه تایید و نه انکار می کند که دارای سلاحهای هسته ای است و البته که همه از واقعیت خبر دارند» کیسینجر به نیکسون می گوید، لغو قرارداد فروش هواپیماها به اسرائیل، «فشار عمومی عظیمی» را بر دولت آمریکا تحمیل می کند و باید اعتراض های احتمالی جامعه یهودیان آمریکا و کنگره را در نظر گرفت. «اگر نتوانیم دلیل عقب نشینی از قرارداد هواپیماها را بیان کنیم، در موقعیت غیرقابل دفاعی قرار خواهیم گرفت. اما اگر موضع خود را به طور علنی توضیح دهیم، داشتن سلاحهای هسته ای توسط اسرائیل را با تمام عواقب بین المللی که این امر به دنبال دارد، فاش خواهیم کرد».
اگر چه نتیجه دیدار نیکسون و گلدا مایر در سپتامبر 1969 به طور کامل مشخص نبود، واضح بود که ایالات متحده و اسرائیل در مورد شرایط مورد نظر مایر به توافق پنهانی رسیدند. هیچ آزمایش هسته ای پرسروصدایی انجام نخواهد شد و هیچ اعلامیه عمومی در مورد زرادخانه جدید وجود نخواهد داشت. در مقابل، ایالات متحده به طور علنی اذعان نخواهد کرد که اسرائیل سلاحهای هسته ای دارد.
در ماه اکتبر، رابین به کیسینجر اطلاع داد که اسرائیل «به یک قدرت هسته ای تبدیل نخواهد شد». این یک دروغ ساده یا تطبیق لفاظی ها با شرایط بود . بمب های هسته ای وجود دارند، اما از آنجایی که وجود آنها علنی نشده است، در واقع وجود ندارند!{!!!}
رابین همچنین ادعا کرد که این رژیم پس از انتخابات نوامبر، امضای ان پی تی را بررسی خواهد کرد. سال بعد، شخص رابین اعلام کرد که عضویت در ان پی تی اتفاق نخواهد افتاد. {!!!} آمریکا فشار علیه اسرائیل را کنار گذاشت و به بازرسی های بی فایده از نیروگاه هسته ای دیمونا پایان داد. نیازی به ادامه نمایش بازرسی هایی نبود چرا که هرگز چیزی پیدا نمی کردند.
از آن زمان، اسرائیل سیاستی را که به عنوان ابهام هسته ای شناخته می شود، حفظ کرده است . رژیم صهیونیستی نه تایید و نه انکار می کند که دارای سلاحهای هسته ای است و البته که همه می دانند او سلاح هسته ای دارد. در این مورد می توان به ماجرای دستگیری «مردخای وانونو» دانشمند هسته ای اسرائیلی در سال 1986 در یکی از کشورهای اروپایی و انتقال او به رژیم صهیونیستی برای محاکمه به جرم افشای برنامه هسته ای مخفی اسرائیل اشاره کرد. او 18 سال را در زندان گذراند که 11 سال آن در سلول انفرادی بود.{!!!}
«ایهود اولمرت» نخست وزیر وقت رژیم صهیونیستی در سال 2006 در مصاحبه ای با تلویزیون آلمان به صورت تلویحی گفت اسرائیل سلاح هسته ای دارد. او با انتقادهای قابل توجهی از سوی مخالفان، به ویژه «سیلوان شالوم» وزیر امور خارجه سابق رژیم صهیونیستی از حزب لیکود مواجه شد. شالوم گفت: «ما همیشه با یک سوال مواجه می شویم وقتی دشمنان ما می پرسند: چرا به اسرائیل اجازه داده شده بمب داشته باشد و به ایران نه؟» و این پرسشی است که همه روسای جمهوری آمریکا از زمان نیکسون از پاسخ علنی به آن خودداری کرده اند.
منبع : سایت خبرگزاری جمهوری اسلامی - ایرنا
تذکر : نقل از رسانه های دیگر ، به معنای تایید محتوای آن ها نیست ، صرفا جهت مستند بودن مطالب است
برخی از تصاویر در کروم یا فایر فاکس دیده نمی شود ، اگر تصویری را ندیدید ، بروزر دیگر را آزمایش کنید + نوشته شده در جمعه سیزدهم تیر ۱۴۰۴ ساعت 14:12 توسط مدیر |
