یادداشت اسفندیار خدایی در Modern Diplomacy پنج اشتباه محاسباتی که اسرائیل را به جنگ ایران کشاند
تحلیلی از دلایل حمله اسرائیل به ایران و تبعات آن برای رژیم صهیونیستی

1. اشتباه نخست: انتظار برای شورش مردمی علیه جمهوری اسلامی
اسرائیل تصور می کرد که حملات هوایی موجب شورش مردم ناراضی و استقبال از حملات اسرائیل با گل و شیرینی خواهد شد. اما این اتفاق نیفتاد. برخلاف انتظار رسانه ها و متحدان طرفدار جنگ، حتی بازارها و ادارات نیز باز ماندند. نه گزارشی از غارت بود و نه حمله به ساختمان های دولتی؛ بلکه همکاری و حمایت عمومی از دولت افزایش یافت.

2. اشتباه دوم: دست کم گرفتن توانایی های نظامی ایران
حمله غافلگیرکننده اسرائیل آسیب جدی ای به فرماندهی نظامی، صنایع دفاعی، و انبارهای موشک و پهپاد ایران وارد کرد. اما نتوانست زیرساخت های دفاعی ایران را فلج کند. ظرف چند روز، ایران حدود 2000 موشک و پهپاد به سمت اسرائیل شلیک کرد. تعجب آور است که رهبران اسرائیل از جنگ یمن درس نگرفتند. علی رغم هفته ها بمباران هوایی توسط آمریکا، اسرائیل و قدرت های اروپایی، یمن تسلیم نشد. ماه هاست که یمن به اسرائیل موشک شلیک می کند. تصور اینکه چند روز بمباران اسرائیلی بتواند کشوری مانند ایران را—که از نظر وسعت، جمعیت، جغرافیا، صنعت، و سابقه توسعه موشکی بسیار پیشرفته تر است—تسلیم کند، ساده لوحانه است.

3. اشتباه سوم: نادیده گرفتن برداشت منطقه ای و جهانی از اسرائیل
با توجه به اتفاقات غزه، افکار عمومی منطقه ای و جهانی و بسیاری از دولت های خاورمیانه از تجاوز اسرائیل به ایران حمایت نکردند. بسیاری کشورها این حمله را محکوم کردند و برخی مانند پاکستان حتی حمایت علنی از ایران نشان دادند. از آنجا که ایران در حال مذاکره بود و اسرائیل آغازگر حمله بود، همدلی دیگر کشورها با ایران طبیعی بود و برخی حتی نگران بودند که هدف بعدی خودشان باشند.

4. اشتباه چهارم: نادیده گرفتن آسیب پذیری های اسرائیل
اسرائیل تنها 1/80 وسعت ایران را دارد. شصت درصد از سرزمین آن بیابان (نقب) است و بیش از 90٪ جمعیت آن در تنها 10٪ از اراضی مسطح و پرجمعیت ساکن اند که به شدت در برابر حملات موشکی آسیب پذیر است. این اصلی ترین نقطه ضعف اسرائیل است.

5. اشتباه پنجم: نادیده گرفتن قانون طلایی—آغازگر جنگ همیشه می بازد
در قرن گذشته، آغازگران جنگ های بزرگ اغلب پشیمان شده یا شکست خورده اند. آلمان، ژاپن و ایتالیا جنگ جهانی دوم را آغاز کردند و شکست خوردند. آمریکا جنگ ویتنام را آغاز کرد و ناکام ماند. شوروی به افغانستان حمله کرد و دست خالی عقب نشینی کرد. عراق به ایران حمله کرد و شکست خورد. آمریکا به عراق حمله کرد، صدام را سرنگون کرد اما تریلیون ها دلار هزینه داد و در نهایت، نفوذ عراق به ایران واگذار شد. اسرائیل به جنوب لبنان حمله کرد و در نهایت زمینه ساز قدرت گیری حزب الله شد. صربستان به بوسنی و کرواسی حمله کرد و رسوا شد. عربستان به یمن حمله کرد و شکست خورد.


*متن کامل را در آدرس زیر 👇👇👇 ببینید*

پنج اشتباه محاسباتی که اسرائیل را به جنگ ایران کشاند
تحلیلی از دلایل حمله اسرائیل به ایران و تبعات آن برای رژیم صهیونیستی

یادداشت اسفندیار خدایی در Modern Diplomacy

2 تیر 1404

پنج اشتباه محاسباتی که اسرائیل را به جنگ ایران کشاند


حمله غافلگیرکننده اسرائیل در روز جمعه، 13 ژوئن، ضربات سنگینی به ایران وارد کرد؛ از جمله ترور چندین فرمانده ارشد نظامی و دانشمند هسته ای، و هدف قرار دادن مراکز نظامی و هسته ای. با هک شدن سامانه های پدافند راداری ایران، نیروی هوایی اسرائیل به طور مؤثری بر حریم هوایی ایران تسلط یافت و موفق شد اهداف از پیش تعیین شده متعددی را مورد اصابت قرار دهد.
ساعت ها طول کشید تا جمهوری اسلامی اولین واکنش های خود را نشان دهد. در همان شب، چند موشک از ایران شلیک شد که به اسرائیل آسیب هایی وارد کرد — اما این تنها آغاز بود. در روز دوم، در حالی که حملات هوایی اسرائیل ادامه داشت، پدافند هوایی ایران به تدریج سازمان یافت و موفق شد دو جنگنده F-35 و چند پهپاد اسرائیلی را سرنگون کند. در شب دوم و سوم، ایران حملات موشکی گسترده تری به اسرائیل انجام داد. موشک های پیشرفته بالستیک و هایپرسونیک مانند فاتح، سجیل، شهاب-3، خرمشهر و خیبرشکن وارد میدان شدند. بسیاری از این موشک ها از سامانه گنبد آهنین اسرائیل عبور کردند و موجی از ترس را در سراسر کشور ایجاد کردند. ورق برگشت و تصاویر حملات موشکی ایران و خرابی در شهرهای اسرائیلی تیتر رسانه های جهانی شد.
به تدریج، توازن قوا به نفع ایران تغییر کرد، چرا که تمام شهرهای اسرائیل هدف انواع حملات موشکی قرار گرفتند. با این حال، با توجه به خرابی های گسترده در هر دو طرف، برقراری آتش بس در روزهای آینده بعید نیست. در صورت وقوع چنین آتش بسی، اسرائیل بازنده خواهد بود. هرچند صنایع نظامی و هسته ای ایران آسیب زیادی دیده اند، کشور از این جنگ در موقعیتی قوی تر بیرون خواهد آمد. اول اینکه تجربه جنگ تمام عیار موشکی، پهپادی و الکترونیکی، ایران را از نظر نظامی به سطحی بالاتر خواهد رساند—هیچ کشور دیگری چنین جنگی را تجربه نکرده است. دوم اینکه در مذاکرات آینده، آمریکا یکی از مهم ترین ابزارهای فشار خود—یعنی تهدید نظامی—را از دست داده و تنها ابزار باقی مانده تحریم ها خواهد بود. علاوه بر این، با توجه به بومی بودن دانش هسته ای ایران، این حمله ممکن است باعث خروج ایران از پیمان NPT و ادامه غنی سازی در سطح بالاتر در تأسیسات امن تر شود.
اکنون که غبار حمله غافلگیرکننده اسرائیل فرو نشسته و واکنش قاطع ایران معادلات را تغییر داده است، سؤال کلیدی این است: چه محاسبات راهبردی ای اسرائیل را به این جنگ کشاند، و اشتباهات نتانیاهو چه بود؟
1. اشتباه نخست: انتظار برای شورش مردمی علیه جمهوری اسلامی
اسرائیل تصور می کرد که حملات هوایی موجب شورش مردم ناراضی و استقبال از حملات اسرائیل با گل و شیرینی خواهد شد. اما این اتفاق نیفتاد. برخلاف انتظار رسانه ها و متحدان طرفدار جنگ، حتی بازارها و ادارات نیز باز ماندند. نه گزارشی از غارت بود و نه حمله به ساختمان های دولتی؛ بلکه همکاری و حمایت عمومی از دولت افزایش یافت.
گرچه نظرسنجی رسمی انجام نشده، اما شواهد میدانی نشان می دهند که حمایت مردمی از جمهوری اسلامی به بالاترین سطح در 30 تا 40 سال گذشته رسیده است. این اجماع غیرمنتظره، سرمایه ای ارزشمند است که می تواند مسیر جنگ را تغییر دهد و اگر درست مدیریت شود، پیوندی بین حکومت و مردم ایجاد کند—و راه را برای پیشرفت در عرصه های اقتصادی، سیاسی و فرهنگی هموار نماید. طبیعی است که مردم در برابر تجاوز خارجی حول دولت خود متحد شوند—مخصوصاً وقتی مهاجم اسرائیل باشد که اقداماتش در غزه به طور گسترده محکوم شده است. اما تصمیم گیران اسرائیلی در چارچوب فکری متفاوتی قبل از جنگ عمل می کردند.
2. اشتباه دوم: دست کم گرفتن توانایی های نظامی ایران
حمله غافلگیرکننده اسرائیل آسیب جدی ای به فرماندهی نظامی، صنایع دفاعی، و انبارهای موشک و پهپاد ایران وارد کرد. اما نتوانست زیرساخت های دفاعی ایران را فلج کند. ظرف چند روز، ایران حدود 2000 موشک و پهپاد به سمت اسرائیل شلیک کرد. تعجب آور است که رهبران اسرائیل از جنگ یمن درس نگرفتند. علی رغم هفته ها بمباران هوایی توسط آمریکا، اسرائیل و قدرت های اروپایی، یمن تسلیم نشد. ماه هاست که یمن به اسرائیل موشک شلیک می کند. تصور اینکه چند روز بمباران اسرائیلی بتواند کشوری مانند ایران را—که از نظر وسعت، جمعیت، جغرافیا، صنعت، و سابقه توسعه موشکی بسیار پیشرفته تر است—تسلیم کند، ساده لوحانه است.
هیچ رژیمی صرفاً با حملات هوایی سقوط نمی کند، مگر اینکه نیروی زمینی وارد عمل شود. چنین چیزی برای اسرائیل و آمریکا در مورد ایران غیرقابل تصور است. هیچ عملیات زمینی ای رخ نداده؛ نه شلیکی، نه تانکی آسیب دیده، نه سربازی کشته شده است. اسرائیل و آمریکا با ایران مرز مشترک ندارند. هرگونه حمله زمینی غیرممکن و از نظر راهبردی محکوم به شکست است. برای اسرائیلی که حتی نتوانسته غزه محاصره شده را تسخیر کند، حمله به ایران حتی در رؤیا هم نمی گنجد.
3. اشتباه سوم: نادیده گرفتن برداشت منطقه ای و جهانی از اسرائیل
با توجه به اتفاقات غزه، افکار عمومی منطقه ای و جهانی و بسیاری از دولت های خاورمیانه از تجاوز اسرائیل به ایران حمایت نکردند. بسیاری کشورها این حمله را محکوم کردند و برخی مانند پاکستان حتی حمایت علنی از ایران نشان دادند. از آنجا که ایران در حال مذاکره بود و اسرائیل آغازگر حمله بود، همدلی دیگر کشورها با ایران طبیعی بود و برخی حتی نگران بودند که هدف بعدی خودشان باشند.
علاوه بر این، به دلیل نقش جمهوری اسلامی در ایجاد تعادل بین شرق و غرب، یک جنگ مستقیم آمریکا و ایران خطر شعله ور شدن جنگ جهانی سوم را در پی دارد. چین، روسیه و تقریباً تمام کشورهای اسلامی علاقه مندند که ایران شکست نخورد. به ویژه اینکه ایران در حال مذاکره با آمریکا بود و اسرائیل با حمایت آمریکا حمله را آغاز کرد، اقدامات اسرائیل فاقد مشروعیت دفاع از خود بوده و بیشتر شبیه به تهاجمی آشکار است.
4. اشتباه چهارم: نادیده گرفتن آسیب پذیری های اسرائیل
اسرائیل تنها 1/80 وسعت ایران را دارد. شصت درصد از سرزمین آن بیابان (نقب) است و بیش از 90٪ جمعیت آن در تنها 10٪ از اراضی مسطح و پرجمعیت ساکن اند که به شدت در برابر حملات موشکی آسیب پذیر است. این اصلی ترین نقطه ضعف اسرائیل است.
علاوه بر آن، سامانه گنبد آهنین پیشرفت چندانی نداشته و همچنان قابل نفوذ است. گرچه در برابر حماس و حزب الله مؤثر بوده، اما در برابر موشک های سنگین و پیشرفته ایران ناکارآمد است. در حالی که زندگی در ایران به صورت عادی جریان دارد و حملات اسرائیل اختلال جدی ای در آن ایجاد نکرده، حملات موشکی ایران زندگی روزمره در اسرائیل را غیرقابل تحمل کرده اند.
5. اشتباه پنجم: نادیده گرفتن قانون طلایی—آغازگر جنگ همیشه می بازد
در قرن گذشته، آغازگران جنگ های بزرگ اغلب پشیمان شده یا شکست خورده اند. آلمان، ژاپن و ایتالیا جنگ جهانی دوم را آغاز کردند و شکست خوردند. آمریکا جنگ ویتنام را آغاز کرد و ناکام ماند. شوروی به افغانستان حمله کرد و دست خالی عقب نشینی کرد. عراق به ایران حمله کرد و شکست خورد. آمریکا به عراق حمله کرد، صدام را سرنگون کرد اما تریلیون ها دلار هزینه داد و در نهایت، نفوذ عراق به ایران واگذار شد. اسرائیل به جنوب لبنان حمله کرد و در نهایت زمینه ساز قدرت گیری حزب الله شد. صربستان به بوسنی و کرواسی حمله کرد و رسوا شد. عربستان به یمن حمله کرد و شکست خورد.
در تازه ترین مورد، در 7 اکتبر 2023، حماس و حزب الله به اسرائیل حمله کردند—حماس تقریباً نابود شد و حزب الله به شدت تضعیف شد. روسیه به اوکراین حمله کرد و اکنون آشکارا پشیمان است. حالا اسرائیل به ایران حمله کرده، در حالی که جمهوری اسلامی در حال مذاکره با آمریکا بود.
چرا آغازگران جنگ اغلب می بازند؟ همان طور که اشاره شد، عوامل متعددی دخیل هستند. در مورد اسرائیل، جامعه ایران به دلیل تهدید ناشی از نتانیاهو و ترامپ حول دولت خود متحد شده است. قدرت های منطقه ای و جهانی، از ترس تجاوز اسرائیل، آشکارا یا پنهانی از جمهوری اسلامی حمایت می کنند. در عین حال، مردم اسرائیل به زودی به هزینه های جنگ طولانی اعتراض خواهند کرد. به عنوان متجاوز، اسرائیل به تدریج مشروعیت اخلاقی و انسانی خود را از دست خواهد داد. این واقعیت که ایران هنگام حمله در حال مذاکره بود، نه تنها عنصر غافلگیری را تقویت کرد، بلکه هرگونه توجیه برای اقدامات اسرائیل را از بین برد.
تصور کنید اگر ایران از مذاکره امتناع می کرد و سپس مورد حمله قرار می گرفت، شاید این امتناع باعث تفرقه داخلی می شد و انسجام جنگی را از بین می برد. اما چون ایران مسیر دیپلماسی را انتخاب کرد، رسیدن به اجماع عمومی آسان تر شد و این اتحاد داخلی به یک مزیت راهبردی تبدیل شد.


منبع :


https://iranthinktanks.com/five-strategic-miscalculations-that-lured-israel-into-war-with-iran/