در 2 آگوست 1990 ( Thursday, August 2, 1990 پنج شنبه، 11 مرداد 1369 برابر با الخمیس‬، 10 محرم 1411) ارتش عراق در دوران صدام حسین، کویت را مورد حمله قرار داد و این کشور کوچک و نفت خیز خلیج فارس را (که در طول جنگ تحمیلی ، بیشترین کمک مالی ، لجستکی ، اطلاعاتی و تبلیغاتی و تسلیحاتی از صدام کرده بود) را اشغال و ضمیمه کشور  عراق کرد 

 

گذشت ۳۰ سال از حمله صدام به کویت؛ آیا اعراب عبرت گرفته‌اند؟

 

نکته بسیار جالب (‌پس از اشغال کویت) اعترافات بسیار سنگینی از سوی سران کشورهای خلیج فارس و کشورهای غربی صورت گرفت و از اینکه آنان تا چه میزان به صدام کمک کرده اند و چقدر از هزینه های صدام را پرداخته اند ، سخن گفتند . بطور مثال سال 1361 (1982) کمک های نقدی دو کشور عربستان و کویت به عراق بیش از 24 میلیارد دلار بود آنچنان که روزنامه ی القبس الدولی نوشته است . و هر روز 300 هزار بشکه نفت به اسم عراق توسط کویت در بازارهای خارجی بفروش می رفت . و پول آن به جیب عراق ریخته می شد و مبالغ هنگفت و فراوانی از پول ها که به عراق دادند 
به راستی چند دلار از این پول ها را قرار بود به ما بدهند که آیت ا.. منتظری و دیگران ادعا می‌کنند؟! خواهشمندم بروید و بگردید و سند آن را بیاورید و برای من برگه رسمی ای نشان بدهید که در یک جلسه رسمی یکی از این سران منطقه گفته است ما یک میلیارد دلار پول به ایران خواهیم داد و خسارتهای آنها را پرداخت خواهیم کرد تا ببینیم منتی که آنها کشیدند چیست ؟

مقاله ای که در روزنامه القبس الدولی چاپ شده و طی آن کمکهای بی دریغ به صدام ذکر گردیده را مطالعه فرمائید .

 

 

“ صورتحساب سنگین صدام ”

بدون وارد شدن در تفسیرات سیاسی و تحلیل هایی که بدان دلیل صدام حسین رئیس کشور عراق جدیداً آنها را ارائه کرده است ما برخیزیم و با یکدیگر مورد مطالعه قرار دهیم چه میزان سخنان و مواضع مخصوص صدام نسبت به جنگ و صلح هزینه برداشته است . چقدر صورتحساب این برخوردهای صدام سنگین است ؟

اولاً - زمانی که رئیس جمهور عراق جنگ خویش را علیه ایران در 22 سپتامبر 1980 آغاز کرد ذخیره ی پول نقد خارجی در کشور عراق 35 میلیارد دلار بود که بعد از 36 ماه از جنگ آنرا تمام کرد . اگر این پولها در بانکهای خارجی قرار می گرفت و بهره ی مرتب آن از ابتدای جنگ تا نهایت آن مورد حساب قرار می گرفت به 8/ 78 میلیارد دلار آمریکایی می رسید .

اگر عراق در چنین جنگی وارد نشده بود ذخیره ی نقدی ارزی عراق از دولت کویت بیشتر میشد .

و اگر عراق در چنین جنگی وارد نشده بود ذخایر نقدی عراق از دولت کویت بالغ بر این میزان میشد و بالاترین حد ذخایر ارزی در خارج از کشور می رسید .

ثانیاً - هزینه های نظامی در طول سالهای 1981 تا 1988 در خرید اسلحه از بازارهای خارجی توسط عراق 80 میلیارد دلار آمریکایی بود .

ثالثاً – در شامگاه پایان پذیرفتن آتش جنگ بین عراق و ایران بدهکاری عراق بین 70 تا 80 میلیارد دلار آمریکایی بود که بیشترین آن به کویت و سعودی تعلق داشت .

شایان ذکر است که سعودی و کویت به عراق در سالهای 1982 تا 1983 ماهانه بالغ بر یک میلیارد دلار پرداخت کرده اند یعنی به صورت سر جمع 24 میلیارد دلار طی دو سال به عراق پرداخت کرده اند.

و در سال 1982 تا پایان جنگ پشتیبانی عراق توسط کویت صورت می گرفت در خلال فروش 300 هزار بشکه ی نفت روزانه به اسم عراق در بازارهای خارجی و تحویل دادن درآمد آن به بغداد . اگر این مبلغ را ترجمه کنیم این ارقام به این صورت قابل ملاحظه است .

در سال 1983 ، 7/3 میلیارد دلار

در سال 1984 ، 5/3 میلیارد دلار

در سال 1985 ، 2/3 میلیارد دلار

و در سال 1986 ، 9/2 میلیارد دلار

در اینجاست که سر جمع چنین مبالغی که عراق از سال 1984 تا 1986 بدست آورده است 3/37 میلیارد دلار است.

در اینجا ارقام غیر دقیق دیگر وجود دارد که می گوید عراق در پایان سال 1986 تا اوایل 1987 ، 12 میلیارد دلار از سعودی و کویت و امارات کمک دریافت کرده است .

رابعاً‌ - بدهکاری های خارجی عراق برای بعضی از سازمانها و هیأتهای حاکم جهانی و خصوصاً ژاپن حدود 20 میلیارد دلار رسیده است .

دیون مدنی و نظامی به فرانسه 6 میلیارد دلار و به ایتالیا به میزان 4/2 میلیارد دلار ، به آلمان غربی 8/1 میلیارد دلار ، اکزیم بانک در کشور آمریکا به عراق 537 میلیون دلار وام داده است .

از جمع بندی چنین ارقامی اینطور بدست می آید که حجم هزینه های یک سخن صدام و یک موضع صدام که در رابطه با جنگ ایران گرفت برای کشور خودش تا پایان آگوست 1988 میلادی 6/452 میلیارد دلار آمریکایی بود .

این در حالی است که ایران در مقابل چنین جنگی 23/644 میلیارد دلار خسارت دید یعنی آنچه که اتفاق افتاد بیش از آنچیزی است که عراق و ایران از سال 1931 تا سال 1988 از نفت درآمد داشتند اگر در مجموع این مخارج کارهایی که راکد مانده است بر هزینه های فاکتور جنگ عراق اضافه کنیم مجموع اینها بالغ بر 553 میلیارد دلار می شود .

از زمان اشغال کویت توسط نیروهای عراقی هرینه های چنین عملیاتی بالاتر از 2 میلیون دلار روزانه می رسد و خسارتهایی که عراق در این زمینه تحمل کرده است قبل از بلوکه کردن دارایی ها حدود 5 میلیارد دلار و خسارتهایی که بخاطر بازداشتن عراق از صادرات نفت به آن کشور وارد میشود ماهیانه 1 میلیارد دلار است .

و حجم مانده دارایی های کویتی در خارج از کشور که بلوکه شده است 160 میلیارد دلار است .

و ارزیابی می شود حجم طلا و اموالی که در بانکهای مرکزی کویت و بانکهای دیگر در کویت قبل از اشغال وجود داشته است 4 میلیارد دلار است .

و اینها به حساب خسارت هایی قرار می گیرد که دینار کویتی آنرا تحمل کرده است . آنگاه که دینار کویتی را با دینار عراقی برابر دانسته اند اینچنین خسارتی ماهیانه به 8 میلیارد دلار می رسد طبیعی است که در چنین حسابهایی کارهایی که نمی توان خسارتهای آن را کاملاً ارزیابی کرد نیز وارد می شود .

از 300 هزار خانواده ی کویتی ، از 62 ملیت که کویت و عراق را بعد از اشغال رها کرده بیرون رفته اند و بیش از 130 هزار خانواده ی کویتی که در آمدها و سرزمین ها و خانه های خود را از دست داده اند و اموال خویش را از دست داده اند .

همچنین از بین رفتن 500 میلیون دلار درآمد مصری هایی که در عراق شاغل بوده اند .

در این صورت حساب ما هزینه ی نیروهایی مشترک در سعودی را که بالغ بر 24 میلیون دلار روزانه می شود در چنین حالی ارقام اینگونه سخن می گوید که دو برنامه ای که یک شخص واحد یعنی صدام حسین تکریتی آنها را اجرا کرد یکی در سال 1980 و دومی در سال 1990 کشورش و منطقه و جهان را تا چه میزان وارد خسارت کرده است تا لحظه ای نوشتن این سطور حدود 2000 میلیارد دلار آمریکایی یعنی 2000 میلیارد دلار آمریکایی !!! به حداقل برآورد می رسد و این آنچیزی است که افراد می فهمند 2 تریلیون دلار آمریکایی چه کارها می تواند انجام دهد .

این حسابهایی که تاکنون کردیم در آن یک میلیون کشته و مجروح در جنگ خلیج فارس به حساب نیامده است و در جنگ علیه کردها و آنها خسارتهایی است که با مال قابل ارزیابی نست.

صدام در قادسیه اول خود در سال 1980 می خواست که به ایران ضربه ی نابود کننده ای وارد کند که او را یک نیروی بدون هماوردی در منطقه قرار می دهد .

و آنچه که در طول 8 سال اتفاق افتاد و او در ذات تکریتی خودش می خواست آنچه را که در ایران از دست داده است در کویت بدست آورد .

پیروزی صدام در بلعیدن کویت و نگه داری آن به معنای آن است که او حاکم خواهد شد بر 20% منابع نفتی جهان و او بر بزرگترین منطقه نفتی در عالم و جهان حاکم خواهد شد که به مدت 150 سال ذخیره استراتژیکی برای او خواهد داشت .

صدام می دانست که آن صورتحساب اولیه اش بسیار سنگین است و آثاری که آن بر سازمانهای نظامی عراقی داشته است چه بسا که خطرهای فراوانی را در آینده برای نظامش ایجاد کند بعد از آنکه آتش توپخانه ها ساکت شده است خصوصاً اولین کودتای نظامی عربی در سال 1936 توسط افسران عراقی انجام گرفت که یک افسر به نام بکر صدیق آنرا انجام داد به همین دلیل غریب نخواهد بود که ما تصور کنیم هواپیمایی که عده ی زیادی از فرماندهان جنگ را در درون خود داشت سقوط کرد که در رأس آنها سرلشکر عدنان خیرالله وزیر دفاع عراق بودند که در 5 مایوی 1989 به قتل رسیدند و همچنین غریب نیست که ما حرکت هایی را که توسط نظام عراق از تصفیه های اشخاص از ادارات و همچنین دور کردن افراد فراوانی از فرماندهان سازمان ارتش که در جنگ ضد ایران شرکت داشتند را شاهد هستیم . اما چنین مطلبی در یک جامعه ی پس از جنگ کافی نیست خصوصاً وقتی که ما صورت حساب چنین جنگی را بسیار بسیار فراوان می بینیم که در جنگهای معاصر بالاترین صورت هزینه را دارد .

از چنین جایی است که باید برای بازیافت این صورت حساب ، اشغال کویت در دستور صدام قرار گیرد به عنوان یک برنامه ی تأمین کننده ی مال برای بازسازی عراق جدید که یک نیروی قدرتمند منطقه ای قرار گیرد که برای صدام اهداف ذیل را به ارمغان آورد .

1- سیطره بر تمام مسایل سیاسی منطقه و از قبال این سخن که سرزمین در برابر نفت یعنی با دادن سرزمین در برابر نفت او بتواند دست بالا را داشته باشد .

2- قدرت حکمرانی بر اعراب در داخل اوپک

3- قدرت چانه زنی با غرب بعنوان اینکه او تنها رئیس جمهور بزرگی است که نمایندگی سیاسی از تمام جهان عرب را به دست دارد .