«استثمار لیبرالیستی کارگران» توسط کارخانه های انگلستان و اروپا ، غارت محرومان ، زنان فاحشه شدند
غربی ها به انواع و اقسام غارت ها ثروت اندوزی کرده اند
آنان چه مستقیم و چه غیر مستقیم ، با عناوین زیبا ، ملل مختلف را غارت کرده اند
کارخانجاتی که به اسم ایجاد اشتغال در کشور ها ایجاد می کنند در واقع استثمار است
آنان در بنگلادش برای برندهای اروپایی کارگاه زده اند و دستمزد کم می دهند بحدی که 4000000 کارگر ماهیانه با 57 پوند انگلیسی دستمزد می گیرند
گزارش فاجعه بار را بخوانید که بدون کمترین شرم ، در گاردین منعکس شده است
گاردین شنبه 23 دسامبر 2023 ساعت 06:00 GMT زنی که برای بریتانیا جامپرهای کریسمس میسازد، برای پرداخت قبوض به کار جنسی روی میآورد
Woman making Christmas jumpers for UK turns to sex work to pay bills
داستان مصیبت یک کارگر پوشاک در بنگلادش، جایی که او در کارخانه تولید لباس برای برندهایی مانند Tesco، Matalan و Next کار می کند، دستمزدهای پایین کارخانه را روشن می کند.
Story of garment worker’s ordeal in Bangladesh, where she works in a factory producing clothes for brands including Tesco, Matalan and Next, shines light on low factory wages
رفیق تنها یکی از چهار میلیون کارگری است که صنعت پوشاک بنگلادش را نیرو می دهد. یکی از بزرگترین تولید کنندگان فست مد در جهان. اما علیرغم افزایش تولید، بنگلادش همچنان یکی از کمترین حداقل دستمزدها را در جهان دارد که از سال 2018 تاکنون 8000 تاکا (57 پوند) در ماه باقی مانده است
Rafiq is just one of four million workers powering Bangladesh’s garment industry; one of the world’s biggest producers of fast fashion. But despite the surge in manufacturing, Bangladesh still has one of the lowest minimum wages in the world, which has remained at 8,000 taka (£57) a month since 2018.
ماه گذشته، کارگران بنگلادشی که برای خیابانهای بریتانیا لباس درست میکردند، گفتند که آنها را رها کردهاند تا از مزارع غذا بدزدند و به بچههایشان غذا بدهند.
Last month, Bangladeshi workers making clothes for the UK high street said they had been left to steal and scavenge food from fields to feed their children.
رفیق برای یک کارخانه بزرگ کار می کند که لباس های برندهای بریتانیایی از جمله تسکو، ماتالان و نکست را تامین می کند. در ماههای منتهی به کریسمس، آنها مشغول ساخت جامپرهای جشن بودند که روی آنها «یاری کوچک بابا نوئل» دوخته شده بود و یکی از مورد علاقههای شخصی رفیق: گرینچ. او هرگز این فیلم را ندیده است، اما چهره سبز خندان او را خندهدار میبیند.
Rafiq works for a large factory that supplies clothes to British brands, including Tesco, Matalan and Next. In the months leading up to Christmas, they have been busy making festive jumpers with “Santa’s Little Helper” sewn across them and a personal favourite of Rafiq’s: the Grinch. She has never seen the film but finds his grinning green face funny.
*ترجمه کامل مطلب را در آدرس زیر 👇👇👇 ببینید*
زنی که برای بریتانیا جامپرهای کریسمس میسازد، برای پرداخت قبوض به کار جنسی روی میآورد
داستان مصیبت یک کارگر پوشاک در بنگلادش، جایی که او در کارخانه تولید لباس برای برندهایی مانند Tesco، Matalan و Next کار می کند، دستمزدهای پایین کارخانه را روشن می کند.
درباره این محتوا
تاسلیما بیگم در داکا
شنبه 23 دسامبر 2023 ساعت 06:00 GMT
•
•
![زنی میانسال با شلوار [شلوار و تونیک] بیرون یک کلبه با دیوارهای آهنی راه راه ایستاده است. یک کوره سفالی در فضای داخلی تاریک است](https://i.guim.co.uk/img/media/3b34b045d3b9318427e9f39c3f93006035d011b6/0_107_5760_3456/master/5760.jpg?width=465&dpr=1&s=none)
روبی رفیق در خانه اش در کرانیگانج، نزدیک داکا. پس از اینکه شوهرش او را ترک کرد، او تنها تامین کننده خانواده اش شد، اما با افزایش تورم، زنده ماندن با حداقل دستمزد ساعتی 65 تاکا - کمتر از نیم پنی در ساعت - غیرممکن شد. عکس: فرزانه حسین/ گاردین
همان شب، روبی رفیق (اسامی تغییر کرده است) بیدار روی زمین سرد و سخت اتاق کوچکش دراز می کشد و نگران است که چگونه خانواده اش در زمستان زنده بمانند. دختر 13 سالهاش، مایا، در کنار او، زیر یک پتوی بزرگ وصلهکاری که توسط یک موسسه خیریه اهدا شده است، حلقه زده است.
مادر دو فرزند قبل از اینکه بی سر و صدا از خانه بیرون بیاید منتظر می ماند تا فرزندانش به خواب بروند. او در یک شال پیچیده، به سمت بازار در کنار رودخانه بوریگانگا در کرانیگانج، در حومه داکا، می رود و منتظر می ماند تا مردان به او نزدیک شوند.
رفیق میگوید: «آنها میدانند که شما چه هستید، بدون اینکه مجبور باشید چیزی بگویید. "هیچ زن محترمی شبها در این خیابان ها نمی ایستد."
او با خشونت شروع به کتک زدن من کرد... فکر می کردم آن روز می میرم
یک کارگر پوشاک در روز، چرخه فلج کننده دستمزدهای فقر، تورم فزاینده و بحران هزینه زندگی، رفیق را مجبور کرده است که شبانه به کار جنسی بپردازد.
اوضاع همیشه برای رفیق بد نبود. در ابتدا او یک وعده غذایی را اینجا و آنجا حذف می کرد و کمی کمتر در جعبه ناهار مایا می گذاشت. سپس شوهرش او را ترک کرد و او تنها تامین کننده خانواده اش شد.
پسرش سکیب 16 ساله گرسنه می شد و شروع به دزدی می کرد. به زودی او از اجاره خود عقب افتاد و وامی گرفت که برای بازپرداخت آن تلاش کرد. در سال گذشته، وضعیت او به طور پیوسته بدتر شده است.
رفیق تنها یکی از چهار میلیون کارگری است که صنعت پوشاک بنگلادش را نیرو می دهد. یکی از بزرگترین تولید کنندگان فست مد در جهان. اما علیرغم افزایش تولید، بنگلادش همچنان یکی از کمترین حداقل دستمزدها را در جهان دارد که از سال 2018 تاکنون 8000 تاکا (57 پوند) در ماه باقی مانده است.
روبی رفیق با دخترش مایا که آرزوی دکتر شدن را دارد. عکس: فرزانه حسین/ گاردین
در ماه نوامبر، مذاکرات بر سر حداقل نرخ جدید اعتراضاتی را در سرتاسر پایتخت برانگیخت که پس از اعلام دولت برای افزایش تنها به 12500 تاکا در ماه، به سرعت به خشونت تبدیل شد . بسیار کمتر از 23000 کارگر تاکا که می گویند برای پوشش هزینه های اولیه زندگی و حفظ خانواده هایشان از گرسنگی لازم است.
ماه گذشته، کارگران بنگلادشی که برای خیابانهای بریتانیا لباس درست میکردند، گفتند که آنها را رها کردهاند تا از مزارع غذا بدزدند و به بچههایشان غذا بدهند.
رفیق برای یک کارخانه بزرگ کار می کند که لباس های برندهای بریتانیایی از جمله تسکو، ماتالان و نکست را تامین می کند. در ماههای منتهی به کریسمس، آنها مشغول ساخت جامپرهای جشن بودند که روی آنها «یاری کوچک بابا نوئل» دوخته شده بود و یکی از مورد علاقههای شخصی رفیق: گرینچ. او هرگز این فیلم را ندیده است، اما چهره سبز خندان او را خندهدار میبیند.
چیزی که برای رفیق کمتر سرگرم کننده است این است که علیرغم کار کردن در شیفت های 10 ساعته، هفت روز در هفته، او هنوز برای گذران زندگی خود با مشکل مواجه است. او حدود 15 پوند در هفته درآمد دارد. کمتر از قیمت خرده فروشی فقط یکی از هزاران جامپری که او به تولید آن کمک می کند. و اگرچه انتظار می رفت حداقل دستمزد جدید در ماه دسامبر اجرایی شود، اما هنوز پرداخت نشده است.
از آنجایی که وضعیت آنها به طور فزاینده ای ناامید می شود، کارگرانی مانند رفیق مجبور می شوند برای زنده ماندن به کار جنسی روی بیاورند - اغلب در معرض خطر.
چند ماه پیش، مردی به رفیق نزدیک شد و به او 500 تاکا - دو برابر مقداری که برای یک مشتری عادت کرده بود- پیشنهاد داد. او می گوید: «با این فکر که می توانم زودتر به خانه بروم، پذیرفتم. رفیق قبل از اینکه سوار ماشین شود، پول نقد را برای نگهداری به یک مغازه دار مجاور تحویل داد. اما وقتی به خانه مرد رسیدند، 10 نفر دیگر منتظر او بودند.
دخترم مایا میخواهد پزشک شود و چیزهایی را میبیند که من حتی نمیتوانم تصورش را بکنم. وظیفه من تحقق بخشیدن به این رویاهاست
روبی رفیق، کارگر پوشاک
رفیق می گوید: «من بلافاصله نپذیرفتم اما در را پشت سرم قفل کردند. آنها شروع به تمسخر من کردند و من شروع به گریه کردم. بعد مردی که مرا به آنجا آورده بود به من گفت پولش را پس بده و برو. اما من توضیح دادم که آن را ندارم - آن موقع بود که او شروع به برهنه کردن من کرد تا آن را جستجو کنم.
وقتی چیزی پیدا نکرد، به شدت شروع به کتک زدن من کرد. صورتم را به میز کوبید و مرا بیرون انداخت و به من گفت که برای هیچ چیز خوب نیستم. در خیابان دراز کشیدم و خونریزی داشتم.
او با گریه می گوید: «فکر می کردم آن روز بمیرم. وقتی آن هیولا مرا لگد می زد، مدام فکر می کردم اگر بمیرم چه اتفاقی برای فرزندانم می افتد؟ آیا دخترم مثل من می شود؟ نمی توانم چیز بدتری را تصور کنم.»
رفیق علیرغم جراحاتش می گوید که چاره ای جز ادامه کار جنسی برای تکمیل دستمزدش ندارد. او میگوید: «همه چیز بسیار گران شده است - حتی تخممرغ هم اکنون یک کالای لوکس است. لباس های جدید را فراموش کنید، من در پنج سال گذشته همین جامپر را می پوشم. قبلاً زرد خوبی بود - حالا مثل گل قهوه ای شده است.»

روبی رفیق به دست های خسته اش میل می کند. وقتی او به خانه می رسد، معمولاً نیمه شب است. عکس: فرزانه حسین/ گاردین
رفیق هر روز بعد از کار، ناامیدانه منتظر است تا ببیند آیا می تواند شیفت اضافه کاری بگیرد یا خیر. او می گوید: «اما همیشه امکان پذیر نیست. "بنابراین من به سمت بازار می روم تا ببینم آیا می توانم مشتریانی را انتخاب کنم."
رفیق معمولاً از هر مشتری حدود 200 تاکا می گیرد و روزی دو یا سه مرد را می بیند. (حداقل دستمزد جدید فقط 65 تاکا در ساعت است.) او از این پول برای خرید غذا استفاده می کند، زیرا بیشتر چیزی که در کارخانه تولید می کند خرج اجاره خانه، قبض و تحصیل فرزندانش می شود.
رفیق میگوید: «وقتی به خانه میرسم، معمولاً نیمهشب است - و از نظر جسمی و ذهنی احساس خستگی میکنم. من نمی دانم بدن من چقدر بیشتر از این را می تواند تحمل کند.
تنها چیزی که مشتاقانه منتظرش هستم دیدن فرزندانم است. دخترم مایا میخواهد پزشک شود و چیزهایی را میبیند که من حتی نمیتوانم تصورش را بکنم. به عنوان یک مادر، تنها کار واقعی من تحقق بخشی از این رویاهاست.»
رفیق هر شب قبل از اینکه بخوابد مقداری نعناع، آتش سوزی و هیزم جمع می کند و آتش کوچکی روشن می کند تا دستانش را گرم کند. گاهی اوقات او بی سر و صدا برای خودش آواز می خواند و فکر می کند که آیا آن جامپرهایی که ساخته به مقصد رسیده اند.
او میگوید: «اگر یک جامپر کریسمس میپوشید که در بنگلادش ساخته شده است، بدانید که کارگرانی مانند من هستند که این لباسها را میسازند که چنین شادی را برای شما به ارمغان میآورند. اما تنها چیزی که در ازای آن به دست می آوریم یک زندگی پر از بدبختی بی پایان است.
"ما مردم واقعی هستیم، ما ماشین نیستیم - آیا ما هم سزاوار کمی شادی نیستیم؟"
سخنگوی تسکو میگوید: «تسکو متعهد است به حمایت از حداقل دستمزد بالاتری که نیازهای اساسی کارگران و خانوادههایشان را پوشش میدهد، ادامه دهد.
ما متعهد به شیوههای خرید مسئولانه و اطمینان از این هستیم که همه کارگران در زنجیره تامین ما به طور عادلانه دستمزد دریافت میکنند و در عین حال همچنان به ارائه ارزش برای مشتریان خود ادامه میدهند.
برای نظر دادن با ماتالان و نکست تماس گرفته شد.
• اسامی تغییر کرده است
تذکر : نقل از رسانه های دیگر ، به معنای تایید محتوای آن ها نیست ، صرفا جهت مستند بودن مطالب است
برخی از تصاویر در کروم یا فایر فاکس دیده نمی شود ، اگر تصویری را ندیدید ، بروزر دیگر را آزمایش کنید + نوشته شده در پنجشنبه بیست و هشتم تیر ۱۴۰۳ ساعت 19:36 توسط مدیر |